۸ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:
روفیا
هلا! تا نغلتی ناگه نگویی!!
که از ما عاشقی وزوی نکویی
خمش!! کاین قصه پایانی ندارد
...همان بهتر که هم در عشق پیچیم
که بی این گفتگو هیچیم!! هیچیم!
بی نام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد:
شرح و تفسیر بیت 1339
چونکه خرگوش از رهایی شاد گشت / سوی نخچیران ، دوان شد تا به دست
همینکه خرگوش از ستم شیر رهایی یافت . شادمان شد و دوان دوان به سوی نخچیران دشت رفت .
شرح و تفسیر بیت 1340
شیر را چون دید در چه ، کشته زار / چرخ می زد شادمان تا مرغزار
همینکه خرگوش دید که شیر در چاه با خواری و زاری کشته شد . تا مرغزار ، چرخان و رقصان می رفت .
شرح و تفسیر بیت 1341
دست می زد ، چون رهید از دست مرگ / سبز و رقصان در هوا ، چون شاخ و برگ
خرگوش چون از چنگال مرگ آور شیر رهایی یافت . دست افشانی و شادمانی می کرد و مدام می رقصید درست مانند شاخ و برگی که در هوا به جنبش و تکان می آید .
شرح و تفسیر بیت 1342
شاخ و برگ از حبس خاک آزاد شد / سر برآورد و حریف باد شد
همینک شاخ و برگ از زندان خاک ، رهید و سر از نقاب خاک بیرون آورد . مصاحب و دمساز باد و نسیم می گردد .
شرح و تفسیر بیت 1343
برگ ها چون شاخ را بشکافتند / تا به بالای درخت ، اشتافتند
همینکه برگ ها ، شکم شاخه ها را بشکافند و از آن زاده شوند . تا فراز درخت می روند .
شرح و تفسیر بیت 1344
با زبان شطاه شکر خدا / می سراید هر بر و برگی ، جدا
هر شاخه و برگی با زبانی جداگانه خدا را سپاس می گزارند . [ شطا به معنی شاخه ترد و نازک و کوچک است و به شاخه و جوانه هایی گویند که برای اولین بار از زمین یا از شاخه می رویند . شطا لفظی قرآنی است . به توضیح بیت بعدی مراجعه شود ]
شرح و تفسیر بیت 1345
که بپرور اصل ما را ذولعطا / تا درخت ، استغلظ آمد و استوی
آن خداوند صاحب احسان و دارنده بخشش ما را در آغاز حالمان پرورش داد تا آنکه ریشه وجود ما استوار و ستبر شد و به صورت درختی تناور در آمد و روی شاخه خود راست ایستاد . [ اشارت است به آیه 29 سوره فتح ” همچون دانه ای است که چون نخست سر از خاک برآرد . شاخای ترد و نازک باشد پس از آن قوت گیرد تا آنکه ستبر و نیرومند گردد و بر ساق خود راست و استوار ایستد که دهقانان را از نظاره آن به تحسین و حیرت آرد ” . این آیه شریف اشارت دارد به نهضت پیامبر (ص) و احوال یاران گزین آن حضرت که در آغاز دوران بعثت ناتوان و ضربه پذیر بودند ولی رفته رفته استوار و نیرومند شدند . مولانا از این آیه شریف و رخداد تاریخی نتیجه می گیرد که هر کس روح و روانش از قفس تن و زندان جسم برهد به کمال رسد . ]
شرح و تفسیر بیت 1346
جان های بسته اندر آب و گل / چون رهند از آب و گل ها ، شاد دل
جان هایی که در زندان آب و گل هستند . همینکه از آب و گل و جسمانیت برهند . شادمان و دلشاد شوند .
شرح و تفسیر بیت 1347
در هوای عشق حق ، رقصان شوند / همچو قرص بدر ، بی نقصان شوند
جان هایی که در هوای عشق حق تعالی می رقصند . مانند ماه کامل هستند و هیچ کاستی و نقصانی ندارند .
– یکی از آداب صوفیان ، سماع است . سماع در لغت به معنی شنیدن است اما در اصطلاح صوفیان ، عبارت است از خواندن آواز و ترانه عرفانی توسط یک یا جند نفر قوال و شنیدن و تواجد کردن دیگر حضار در مجالس ذکر جلی . گاه نیز این اشعار و ترانه ها دست جمعی خوانده می شود و معمولا با دف و نی و تنبور و رباب همراهی می گردد . از آنجا که مولانا و بسیاری از صوفیه عشق را جاری و ساری در تمام کائنات می دانند و حرکت جهان را نیز بر اساس حب و عشق به کمال تفسیر می کنند . سماع را نیز رمزی از حرکت کمالی انسان می شمرند .
صوفیه بخصوص مولانا عقیده دارند که رقص و سماع از گردش ستارگان و کهکشان ها گرفته شده است البته این نظر مبتنی آراء فیثاغورث حکیم است . بنابراین سماع هماهنگی انسان است با حرکت کلیه موجودات جهان . بطور کلی صوفیه در باب سماع ، آرایی مختلف دارند . جمعی با آن مخالفند و جمعی موافق . مولانا از موافقان رقص و سماع است . موافقان سماع در اهمیت آن گویند : سماع سبب جمعیت حالِ سالکان است . و باز گفته اند که سماع ، آرام دل عاشقان و سُرورِ سینه صادقان و غذای جانِ سایران و دوای دردِ سالکان است . ( لب لباب مثنوی ، ص 343 ) . شمس تبریزی گوید : این تجلی و رویت خدا ، مردان خدا را در سماع ، بیشتر باشد .
مولانا به سماع سخت علاقمند بود و در هر زمان و مکانی سماع برپا می کرد . آورده اند که « روزی مولانا از حوالی بازار زرکوبان می گذشت که صدای ضربات چکش زرکوبان را شنید و شوری عجیب بر او غالب شد و ناگاه به چرخ درآمد . صلاح الدین زرکوب به شاگردان دکانش اشارت کرد که لحظه ای ایست نکنند و دست از ضرب برندارند تا مولانا خود از سماع فارغ شود . گفته اند که مولانا از وقت نماز ظهر تا نماز عصر متصلا در سماع بود . (مناقب العارفین ، ج 1 ، ص 429) »
البته اهلِ تحقیق و یقین و پختگان طریق ، سماع را برای هر کسی تجویز نکرده اند . از اینرو امام محمد غزالی ، سماع را به سه قسم تقسیم کرده اند . قسم اول و دوم آنرا که غفلت می زاید و اوصاف ذمیمه پدید می آورد . مردود می شمرد و تنها قسم سوم را روا می داند . قسم سوم آنکه در وی صفتی محمود باشد که سماع آن را قوت دهد . ( کیمیای سعادت ، ج 1 ، ص 373 ) و همو گوید : بدانکه سماع اولِ کار است و آن در دل ، حالتی پیدا آرد که آن را وجد گویند . ( احیاءالعلوم ، ج 1 ، ص 266 ) . از اینروست که امام قشیری گوید : سماع حلال نیست مگر کسی را که نَفسِ وی مُرده باشد . ( ترجمه رساله قشیریه ، ص 102 )
بدین ترتیب اگر مولانا سماع را مقبول و محبوب شمرده از آنروست که وی مرحله خامی و پختگی را پشتِ سر نهاده بود و به مرحله سوختگی درآمده بود و سالیانی مدید بر طریق ریاضت و تهذیب و تکمیل نَفس سلوک کرده بود و به قول خودش « روشنایی صبح دمیده بود که شمع را کُشت » و الّا سماع بدین معنی نیست که اهل غفلت و بطالت ، کار پاکان را قیاس از خود بگیرند .
شرح و تفسیر بیت 1348
جسمشان رقصان و جانها ، خود مپرس / وآنکه گرد جان ، از آنها خود مپرس
جسم سماع کنندگان حقیقی ، در حال رقص است ولی از جانشان سوال مکن که حقیقت اوصاف و احوال درونی جان ایشان در بیان نمی گنجد .
شرح و تفسیر بیت 1349
شیر را خرگوش در زندان نشاند / ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند
خرگوش شیر را به زندان افکند . ننگ بر آن شیری باد که به دست یک خرگوش به بند افتد .
شرح و تفسیر بیت 1350
در چنان ننگی و آنگه این عجب / فخر دین خواهد که گویندش لقب
شگفتا که با وجود آن همه عیب و ننگی که بر او وارد شد . می خواهد لقب فخرالدین را نیز بدو دهند .
شرح و تفسیر بیت 1351
ای تو شیری در تک این چاه ، فرد / نفس چون خرگوش ، خونت ریخت و خورد
در اینجا مولانا به نحو ارشاد به انسان خطاب می آورد . که آن شیر شکست خورده تمثیل تو و نقد حال توست که در ژرفای چاه ظلمانی تن و نفسانیات ، تنها حبس شده ای و خرگوش تمثیل نفس اماره توست که ترا فریب داد و خونت را ریخت و تباه کرد .
شرح و تفسیر بیت 1352
نفس خرگوشت به صحرا ، در چرا / تو به قعر این چه چون و چرا
نفس اماره تو همچون خرگوش در صحرای امیال و شهوات دنیوی می چرد . در حالیکه تو هنوز در چاه تاریک قیل و قال و بحث و جدل مانده ای . یعنی ای که ره افسانه زده ای . نفس تو عنان گسیخته است و تو از آن غافلی و دل به الفاظ پر طمطراق خوش کرده ای .
شرح و تفسیر بیت 1353
سوی نخچیران دوید آن شیر گیر / کابشروا یا قوم اذ جاء البشیر
آن خرگوش شیر شکار به سوی نخچیران دوید و گفت : مژده بادا که مژده دهنده بیامد . [ مصراع دوم ترکیب یافته از عبارات قرآنی است . بدین ترتیب که ابشروا به معنی “مژده دهید” از آیه 30 سوره فصلت است و یا قوم نیز در قرآن فروان آمده است و جاء البشیر به معنی “مژده دهنده بیامد” از آیه 96 سوره یوسف اخذ شده است . ]
شرح و تفسیر بیت 1354
مژده مژده ، ای گروه عیش ساز / کان سگ دوزخ ، به دوزخ رفت باز
ای گروهی که به عیش و عشرت سرگرم شده اید . مژده باد بر شما که آن سگ دوزخی ، دوباره به دوزخ رفت .
شرح و تفسیر بیت 1355
مژده مژده ، کان عدو جانها / کند قهر خالقش ، دندانها
مژده مژده که قهر خدای متعال ، دندان آن دشمن جانها را از ریشه برکند .
شرح و تفسیر بیت 1356
آنکه از پنجه بسی سرها بکوفت / همچو خس ، جاروب مرگش هم بروفت
آن شیری که با پنجه های مرگبارش ، بسیاری را سرکوب کرد . اینک ، جاروب مرگ ، او را مانند خس و خاشاک از عرصه زندگی برداشته است .
نیلی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش دوم » (۲) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند:
سلام در مصرع امان ندهیم بل ککنون بریزیم "ککنون"یعنی چی؟منظور همون بلکه اکنون یا کنون بریزیم هستش؟
حامد زرین قلمی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صبا:
وای بر من که تو /هم/ خوابِ شب دوش شدی
صحیح می باشد
کیومرث در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه:
گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز ز انگشت نفس شوم نیست
تو ز چشم انگشت را بر دار هین
وانگهانی هرچه میخواهی ببین
درین جا به اندیشه من مراد از انگِشت همان سیاهی است. اینجا انگِشت شاید باشد نه انگُشت. در افغانستان/خراسان ، تاجیکستان هنوز هم به زغال انگشت میگویند.
افسرده در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸۶:
دوستان عزیز در مصرع دوم مقصود از آنچه که قرار است به کام بدخواه شود چیست؟
moha در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
ایمان در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
درود و سپاس از شما
روح در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹:
صنم (دلبر یا خداوند) را به گونه ای شناختم که حتی گناهان (سیلاب سیه) هم نتوانست آنرا در نظر من تیره و تار کند. (گناهان هم مرا از او دور نساخت). یک روز و یا یک لحظه او به روی من اخم نکرد و به همین خاطر او چه در حال مرگ و چه زندگی خدای من است.
A.P در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را:
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﺨﺖ ﻭ ﻣﻠﮏ ﺍﺯ ﺧﻠﻞ ﻏﻢ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺷﺒﺎﻥ ﮐﻢ ﺑﻮﺩ
سعید آزادی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:
چرا که میفرماید
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین دین منست
سعید آزادی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:
شمشیر اسلام از گردن خیام بسیار دور است.
عرفان در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۰۱:
میشه معنی نهله رو بفرمایید ؟
۸ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:
خامش گرامی،
سپاس برای روشنگری، در این روزگار دشوار به خویش
بپردازید و تندرست و شادکام بوید
mobiniqow در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
همیشه ادم های کم عقل و بی سوادی مثل شما پیدا میشن که از انسانیت به دورن و دنبال مدرک و تخصص هستند و کی امرشونو تو سرک کشیدن تو اینو اون میگدزونند و به پشت جملات کپی شده پستی خودشونو پنهان میکنند و فاز سنگینی دارن 3 تا کلاس درس خواندن
خامش در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:
8 گرامی، سپاسگزارم، درستش منقبه است، اشتباه چاپ بود. منقبه نامه از ادبیات عرفانی است و شاید بتوان بهتر گفت از ادبیات طریقتی. معنی کلمه ستودن است، و مناقب نامه ها معمولا در ستودن صفات و کرامات پایه گزارن طریقتهاست. نوشته افلاکی - مرید طریقت مولویه - هم بعد از فوت حضرت مولانا یکی از زیباترین آنهاست.
۸ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:
گرامی نادیده خامش،
" من نادیده را باور نمی توانم و شنیده را تا نیازمایم"
این میدانم که دیوانه در زبان فارسی" ناهمتا ی"
فرزانه است و ان کس را بدان می خوانند که از واقعیت بریده باشد و پناه به مجاز برده،
و مانای " مناقیه " را در دهخدا دامهایی که استخوان
پر مغز دارند یافتم نکند مقامه بوده است؟؟
میلاد زائرمیری در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
در مصرع: روح مست و عقل مست و خاک مست اسرار مست، به نظر واژه دیگری جای "خاک" میباید بوده باشد، چون با توجه به مصرع اول همین بیت، واژههای این مصرع باید پیوندی با "معنی" داشته و انتزاعی باشد. و اینکه به "خاک" در بیت قبل هم اشاره شده، پس نیازی به تکرار نیست.
مگر اینکه بگوییم منظور از خاک، "آدم" است.
امین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:
محتمل منظور مزدا از منضور همان منظور است
حسین قزوینی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵: