گنجور

حاشیه‌ها

مرتضی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره:

در بیت اول : بحر صیت بولحسن تا خارقان درست است
در بیت من نتوانم باز گفتن آن همه ، باید اصلاح شود : من ندانم باز گفتن آن همه
و مصرع بر قصد زیارت آمدم حرف ژ باید حذف شود.

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما:

مولوی در غزلیاتش نیز از چنین مرگ عرفانی و اختیاری سخن گفته است:
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید...
این غزل نیز در تفسیر همین سخن پیامبر اکرم است که فرمود: “موتوا قبل ان تموتوا” (بمیرید پیش از آنکه شما را بمیرانند)، و این همان کشتن هواهای نفسانی مادی و بشری است که باید از دست آنها رها شد و آزاد گشت و در نهایت تبدیل به انسان الهی شد. خود رسول اکرم فرمود: تخلقوا باخلاق الله (به اخلاق الهی درآیید). اللهم ارزقنا- خدایا اخلاق الهی را روزیمان کن) آمین یا رب العالمین

صدف در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:

لطفا معنی و مفهوم بیته... (اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی )رو لطفا برام توضیح بدید

رضا س در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:

حافظ در غزل با مطلع: بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است/ بیار باده که بنیاد عمر بر باد است به استقبال این غزل خواجو رفته که در قسمت استقبالهای حافظ از خواجو در سایت نیومده. بیت: دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند/ کاین عروسیست که در عقد بسی دامادست رو حافظ به این شکل در همان غزل آورده: مجو درستی عهد از جهان سست نهاد/ که این عجوز عروس هزار دامادست

مائده... در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

ای کاش وزن شعر رو هم مینوشتید

حسن در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان:

داشته ها فراوانند
تمرکز بر نداشته هاست
که چشم را از دیدن آنها محروم کرده...
گر سر هر موی من یابد زبان.......شک های تو نیاید در بیان

مهدی قناعت پیشه در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین:

آدمیت گشت ویران با جهان
که بشر دیدید آدم را نه جان
تو چنان دیدی که ابلیس لعین
گفت من از آتشم آدم ز طین
چشم ابلیسانه ای آدم ببند
چند بینی صورت آخر چند چند
تا جهان با شناخت خدای یکتا، علیه فاصله و تبعیض و مرز و مرضهای سیستماتیک، سیاه و سفید، شرق و غرب و هر اختلاف و تفرقه متحد و واحد نگردد کوشش ایمان داران به خداوند و هر اندیشه انسان به کرونا ختم گردد بیماری کشنده که ویروس آن خود انسان است و دیگر هیچ!

محسن ت.آ در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

این شعر باصدای استاد سیدخلیل عالی‌نژاد بی نظیره و با روح و روان آدم بازی میکنه

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵۳:

گرامی ماهرخ
پیر چون زنده دل افتد، ز جوان کمتر نیست
می برد زنگ ز دل، صبح به گیسوی سفید
گویا می گوید: با سپیده ی صنح {سپیده ی صبح را به گیسوی سپید تشبیه کرده}غم از دل می رود، هم چنانکه پیرِ زنده دل با موی سپید، چون جوانان شاد است

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

بیت چهارم، «نون»، جا افتاده؛ به صورت ذیل، اصلاح گردد:
• در ره دوری که می‌باید نفس، در یوزه کرد / عمر، صرف پوچ‌گویی، چون جرس کردن چرا
.
سارا محمدی الموتی.

عارف سرسوخته در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را:

جناب شاعر جوان مطلبی که فرمودید دارای اشکالاتی است.
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
در این بیت جان، خبر و آزمون باهمدیگر ارتباط معنایی دارند. آزمون همان مسابقه است. البته مسابقه حیرت. خبر همان امتیاز و سکه در بازی است. و جان همان جون در مسابقه است. معنی مصرع جان نباشد در خبرآزمون یعنی در مسابقه و بازی ما کسی جون اضافه نداره‌. باید از طریق امتیاز سکه هایی که به صورت خبر هست جون اضافه بدست بیاره تا بتونه مرحله را رد کند. خبردرآزمون را باید سرهم خواند. منظور از حیرت در آزمون یعنی در سیر حرکت در مرحله اول بازی دنیا دچار حیرت و سردرگمی می شوی. همچنین در مراحل بالاتر از دنیا نیز مدام سردرگم می شدی و exit یا راه خروج را پیدا نمی کنی. باید خبر زیادی را بدست بیاری. در عوالم بالا، سکه طلا نیست، بلکه صفات ارزشمند است که در در بازی آزمون به آن خبر می گفتند.

بهمن در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

ای کاش ترجمه فارسی را نمی گذاشتین.....کسانی که به زبان ترکی آشنایی ندارن و ترجمه را می خوانند خیلی به لطافت این شعر پی نمی برند.شهریار در این شعر با ظرافت نامهای خاطره انگیز دروان کودکی و نوجوانی خودر ا آورده اما در ترجمه همه به غلط آمده است.

Mahmoud در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

در مصرع اول، "من" بایستی "ما" باشد:
چه شود به چهرهٔ زرد ما نظری برای خدا کنی ـــ که اگر کنی همه درد ما به یکی نظاره دوا کنی
چون "ما"، "خدا" و "دوا" هماهنگی دارند. با تشکر و سپاس بیکران به گنجور.

تک بیت در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

منظور از خنگ اسب هست حتی اگه به لغت نامه هم سر نزنید از بیت مشخصه پارمیدا خانم

پژو رمضانی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷:

ور نه در گوشه رو خرقه ما در سر گیر اشتباه است .
ور نه در گوشه رو و دلق ریا در سر گیر درست است و بیشر معنی دارد

ماهرخ در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵۳:

سلام دوستان مفهوم مصرع دوم این بیت رو میشه بفرمایید
پیر چون زنده دل افتد، ز جوان کمتر نیست
می برد زنگ ز دل صبح به گیسوی سفید

علی تاجیک در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سلام
در بیت در کار گلاب و گل..
به نظر من زیبایی گل بصری بوده و به چشم میاد
ولی گلاب زلال بشکل آب است و از طریق بویایی ویژگیش مشخص میگردد بدون اینکه دیده شود

کوروش در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۸:

برو، ناصح، چه تَرسانی مرا از طعنه مردم؟
صحیح است.

بابک چندم در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

@ برگ بی برگی
معنی مصرع دوم را یقیناً متوجه می شوی:
دردی است که دوا ندارد...
گمان کنم آنچه که شما را گیج کرده رابطه بین دو مصراع است؟
به نظر می آید که ربطی به یکدیگر ندارند و این دسته گل به آب دادن کاتبان است...
اگر که به همین سه چهار نسخه خطی که در گنجور آمده نگاه کنی تفاوتها را می بینی...ضمن اینکه تکرار "درمانند" در دو بیت خلاف بیان حافظ می نماید...
باری
حدس من اینست که مصراعهای دوم در دو بیت آخر جابجا شده اند...

ساکن خرابات در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

بیت ششم این غزل به احتمال قریب به یقین از این رباعی کمال‌الدین اسماعیل که در رثای فرزند مغروقش سروده است ملهم است:
آنرا که بوصل تو پناهی نبود
بهتر ز عدم پناه گاهی نبود
تو در دهن گوری و من بر لب گور
از لب به‌ دهن دراز راهی نبود
(منبع حافظ نامه اثر بهاالدین خرمشاهی صفحه 383)

۱
۲۱۵۸
۲۱۵۹
۲۱۶۰
۲۱۶۱
۲۱۶۲
۵۷۲۵