رضا از کرمان
تاریخ پیوستن: ۶م شهریور ۱۴۰۰
سلام بنده محمدرضا ذویاور ساکن کرمان شاعر و دوستدار شعر وادب ومخلص تمامی همراهان گنجور میباشم
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۹۱۱ |
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ در پاسخ به ... دربارهٔ عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - سر آغاز:
درود بر شما
ممنون از نوشتار شما ولی استاد زرین کوب عشاق نامه را منتسب به عراقی میداند وشما با قطعیت از عراقی میدانید. البته برای بنده محتوای کلام مهمتر از گوینده کلام است .
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۶۰ - حکایت ذوالنون مصری:
درود بر شما
چه حکایت زیبا وقابل تاملی است ودر این بیت اشاره به آیه ذیل دارد .
قُلۡ یَٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُواْ عَلَیٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ (53 زمر)
بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است .
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۴:
درود بر شما
در مصرع دوم آیا امکان داره جراحات بوده واشتباها جرایات درج شده باشه ناگفته نباشه که جرایات هم به نوعی بی ربط نیست چون در مصرع اول میگه ما به مقرری تو خوگرفته ایم و آن را قطع مکن ولی جراحات با تیمار کردن بهتر معنی را کامل میکنه .
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۴ در پاسخ به Hana Ahmadian دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱:
هانای عزیز درود بر شما
بنده در مورد انتساب غزل به مولانا نظری نمیتوانم داشته باشم ولی به قطع ویقین این را میدانم که هر هنرمند آثاری را که خلق میکند به یک گونه نیست وحتما دارای آثار قوی وضعیف میباشد ولی شما فرمودید که قبل از دیدار شمس جناب مولانا عارفی مسلمان بوده که اینجا خالی از اشتباه نیست کاری که شمس با ایشان کرد این بود که او را از جامه زهد ریایی آزاد کرد وخرقه عرفان الهی بر او پوشید واز سجاده نشینی در محراب جدا کرده وشور سماع عرفانی را در جان او ریخته ، اگر عارف بود چه نیاز به شمس وآنجا که خود مولانا برای شمس گفته :
زاهد بودم ترانه گویم کردی
سرفتنهٔ بزم و باده خویم کردی
سجاده نشین باوقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی
ببخشید بنده را وشاد باشی عزیزم
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۰ در پاسخ به لیلا سجودی دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
درود
آرواد به معنی زن متاهل و قحبه به معنی بدکاره یا روسپی است و دقیقا حرف رکیک و بقولی فحش میباشد.
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶:
درود بر شما
در تعریف بیت مصرع آمده بیتی که در هر دو مصرع آن رعایت قافیه شده باشد مثل تمام ابیات قالب مثنوی یا اولین بیت غزل یا قصیده ،ممکن است شاعر در حین سرودن غزل بیت مصرع بیاورد که می گوییم تجدید مطلع کرده است.
اما سوال بنده از عزیزان این است در این غزل تمامی ابیات مصرع هستند در صنایع ادبی اینگونه غزل چه نامیده شده واصولا آیا صنعت خاصی است یا خیر؟
ممنونم اگر راهنمایی بفرمایید شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰ در پاسخ به سپهر دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل سی و ششم - فرمود از دعوی این کنیزک که کردند:
درود
درست متوجه مطلب نشدید مولانا داره از زبان دیگران نقل قول میکنه
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۱۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانهای خفتند شبی اتفاقا امرد خشتها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشتها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشتها را چرا نهادی الی آخره:
درود
باز حضرت مولانا توجه ما را به جذبه الهی جلب میکند دو سه تار مو کنایه از جذبه الهی است که بر روی صورت برادر امرد همچون کوهی در مقابل عمل مغرضانه بد اندیشان سد گشته ومانع تعرض به او میگردد فر سیما در وجوه یعنی همچون علامت ونشانه ای در صورت او هویداست .
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۱۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانهای خفتند شبی اتفاقا امرد خشتها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشتها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشتها را چرا نهادی الی آخره:
درود
اعجمی = فرد نا آشنا ، ناشی
سباح = شناگر
عمد =ستون ،کنده درخت
فرد نا آشنا به فن شناگری با دست وپا زدن باعث غرق شدن خودش میشود ولی کسی که شنا بلد باشد بر روی آب همچون کنده چوبی ساکن وبی حرکت میماند وبدون تلاش به ساحل امن میرسد
مقصود این است که آدمی که مشمول جذبه الهی گردد بدون هرگونه تلاش به مقصود میرسد ودر مقابل اتفاقات زندگی تسلیم محض رضای خداوندی است ودر مقابل آدمی که سعی در بر هم زدن اتفاقات زندگی است همانند شناگر نا آشنا به فن شنا غرق در حوادث میگردد .
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۵۹ در پاسخ به رضا کُماری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:
درود بر شما
بعد از گذشت چهل و اندی سال از آن زمان، الان وضعیت استقلال ما و منابع داخلی کشور بر همه روشن ومبرهنه قضاوت واقع بینانه تاریخ نیاز به توضیحات وبحث من وشما نداره ، زمانی که امیر کبیر به قتل رسید نوشتند به درد قولنج مرده بعد ها تاریخ همه چیز را روشن کرد الان هم نوشتار وقضاوت این دسته از عزیزان خرد مند چیزی جز درد قولنج نیست در آینده تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کس خردمند بوده و چه کس بی خرد چه کس دست نشانده بود وچه کس میهن پرست عزیزم ، ولی حیف از عمری که به یغما رفت . در باره رفتار مردم نیجریه یا هر جای دیگر هم زود قضاوت نکن صبر کن ببین دانه ای که امروز به زمین میکنند فردا چه میوه ای میده
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۷ در پاسخ به شعیب حازم دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:
درود بر شما
کُمِیت = نوعی رنگ اسب است و به اسبی که دارای چهار قلم سفید و رخ کشیده سفید داشته باشد اطلاق میگردد وکَهَر هم به اسب قهوه ای رنگ ،که یال ودم مشکی داشته باشه میگویند واگر یال ودم حنایی یا طلایی داشته باشه کُرَنگ نامیده میشه
کمیت عربی یعنی اسب با مشخصات بالا از نژاد عربی وفکر نکنم ربطی به اندیشه عربی وفلسفه محمدی داشته باشد
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه میساخت و ساخته نمیشد و پذیرا نمیآمد:
درود
بنظرم چین وچروک سفره منظورش بوده
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه میساخت و ساخته نمیشد و پذیرا نمیآمد:
درود
بنظر میاد مصرع دوم مشکل وزن داره
راهنمایی بفرمایید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۵ - روان شدن شهزادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره:
درود بر شما
در جستن راه نجات هرچه عقل را بیشتر بکار گیری برای تو بهتر است واگر بتوانی از بلا وخطرات دوری کنی البته برایت بهتر است .
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۵ - روان شدن شهزادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره:
درود بر شما
مخلصی =|| محل اتمام . (غیاث ) (آنندراج ) :
نا کسان را ترک کن بهر کسان
قصه را پایان بر و مخلص رسان .
انتهای تمام راه ها یک منزلگاه است و اگر هزار خوشه میبینی از یک دانه بوجود آمده اند
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۵ - روان شدن شهزادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره:
درود بر شما
حمام. [ ح َ ] ( ع اِ ) کبوتر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || هر نوع مرغ طوق دار.
کبوتر خانگی وجلد از صدای نی نمی هراسد واز بام خانه نمیگریزد بلکه کبوتران وحشی از این صدا فرار میکنند
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » منظومهها » در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر » شمارهٔ ۲۴:
درود بر شما
تعبیر هوش مصنوعی از این شعر مضحک وبی معناست
معروف کرخی از مشایخ وصوفیان قرون اول اسلام است که در مورد کسب خرقه ایشان روایات متعددی وجود دارد در هر حال سلسله کرخی یا سلسله السلاسل آغازگر تصوف در بغداد بوده و ایشان در گذشته و مدفون در بغداد میباشد
معنی شعر
در انتقاد از دراویش وصوفیان دروغین میگوید اگر پشمینه پوشی نشان درویشی است پس میش با آن همه پشم باید قطب درویشان باشد واگر چرخیدن وسماع نشانه ای از اولیا الله شدن ومرد خدا شدن است پس آسیا که دایم در حال چرخش است باید معروف کرخی گردد .
دوستان عزیز اگر راهنمایی بفرمایند قالب این شعر چیست بر بنده منت گذاشته اند ممنونم .
شاد باشید
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۴ در پاسخ به سیدمحمد جهانشاهی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
درود بر شما
- از سر پا روان شدن ؛ کنایه از زود و بشتاب روان شدن . (از آنندراج ) :
ندارم حالیا زین بیش پروای
وداعی کن روان شو از سر پای .
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:
درود
یعنی آن خدایی که افریننده مکر در دل توست خود نیز قادر است که بر بساط این مکر وفریب آتش زند وآن را بر چیند .
شاد باشی
رضا از کرمان در ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ عراقی » عشاقنامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۸ - حکایت: