گنجور

حاشیه‌ها

نردشیر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش سوم » (۲) حکایت شیخ گرگانی با گربه:

عجب حکایتی....

احمد رحمت‌بر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » جلایرنامه » بخش ۱۲:

مدید الباع = طویل الباع، دراز دست، آزمند

احمد رحمت‌بر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » جلایرنامه » بخش ۱۱:

در بیت ۱۰، مصراع دوم، «کُشتی» باید خوانده شود، به معنی کشتنی. میشود «کشته» هم نوشت آن را.

احمد رحمت‌بر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » جلایرنامه » بخش ۱۰:

شمپناس و مدیره: نام دو نوشیدنی الکلی که گویا فقط قائم مقام از آنها نام برده است.

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱۲:

1- عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست - تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست 

2- اجزای وجودم همگی دوست گرفت - نامیست ز من بر من و باقی همه اوست 

***

ظهور دینامیکی و پویای وجود را نمی‌توان به یک هستنده ی ایستا تبدیل کرد. (1)

***

[یزدانپناه عسکری]

جریان بی وقفه و نوسانی درخشان وجود، هرگز ایستا نیست.

توده واحد آگاهی انرژی مند انسان (هستنده ی موجود) توسط نیروی اسرار آمیز سیال جامع جمیع اسماء، به صورت موجودیتی واحد و به هم پیوسته نگاه داشته شده است.

________

1- چه هستیِ متافیزیک در اندیشه‌ی هایدگر

 

راستین احمدی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۱:

با درود! 

در بیت اول، مصرع اول اشتباه رخ داده است.

اشتباه:

 تا دل به ساز زمزمه‌دار دوا رسید

درست:

تا دل به ساز زمزمه‌‌ی درد وا رسید

reza rokoee در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۹:

با درود

جناب محمد پروین گنابادی در یکی از جستارهای اش "مار شیدایی" را خطا دانسته و می نویسد که بایسته است تا آن را مار شیبایی یا شیوایی خواند.

رضا رکویی

گزینه مقاله ها

سال 2536 صفحه 119-121

علیرضا زارعی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸۴:

آرایه اسلوب معادله، مصرع دوم تمثیل یا مصداقی از مصراع اول است:

عشق بر یک فرش بنشاند گدا و شاه را

سیل یکسان میکند پست و بلند راه را

نیما نجاری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶:

در باب این بیت جناب صائب که فرمودند

 

ازآن هر لحظه مجنون در بیابانی کند جولان

که در هر جلوه لیلی می دهد تغییر محمل را

 

در تذکرة الاولیاء نیز در ذکر جناب جنید بغدادی به نقل از ایشان آمده که :

صادق روزی چهل بار از حالی به حالی بگردد و مرائی چهل سال بر یک حال بماند.

[توضیح اینکه مُرائی یعنی ریاکار و متظاهر]

 

و چه زیبا مولانا در مستزادی میفرمایند؛

هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد...

 

 

یاشیل در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۴:

در غزلیات شمس هم آمده است. 

پویا خانی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

تمامی اعجاز این غزل به این که قافیه خراب باشه. چون خودش داره میگه صلاح کار کجا و من خراب کجا؟

احمد رحمت‌بر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۱ - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان:

درباره ارتباط این حکایت سعدی و نظریه روانشناختی سایه، صحبتهای دکتر بهروز اتونی، در شبکه استانی فارس، را در صحفه ایشان در آپارات ببینید:

پیوند به وبگاه بیرونی

نردشیر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش دوم » (۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار:

گذشتگان کاشتند ما خوردیم ما میکاریم که آیندگان بخورند.

حبیب شاکر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

سلام بر همراهان همیشگی 

«شاکر»اگر که پاک دستی، مردی 

چشم بر همه غیر حق بستی، مردی 

با قدرت و مکنت ار ز مردی روزی 

نشکستی و خویشتن شکستی، مردی 

تشکر از همه همراهان

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۳ در پاسخ به سلمان یوسفی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

رویکرد یکی دانستن بزرگان ایران  با نامهای سامی پس از اسلام بسیار بوده  و گیومرث را  ادم خوانده اند  و نه نوح  مگر انکه ایرانیان  جدا از سامیان هستند  که گفت   اسطوره   خیال است   ؟  گیومرث نه کشتی داشت  و نه چیزی - شما همه چیز را به  عربی میبندی مرث چیکار به مرثیه دارد ایا نمیدانی که  مرثیه از رثی امده و م  از از افزوده ها ی انست  - دگر که گفته گرشاسپ  پاژنام گیومرث است ؟  ان گرشاه است و نه گرش اسپ

رضا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و دوم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل:

در مزار حضرت عطار از این ابیات استفاده شده

حسین قاسمی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

به نام خدا

سعدی اُفتاده ایست‌آزاده

کس نیاید به جنگ اُفتاده

این شعر یکی از بهترین شعرهایی است که در مدح خداوند سروده شده‌است.همان طور که می دانید سعدی شاعریست بزرگ.

سینا تقی‌زاده در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

بیت اول یک تصویر رو القا میکنه گویا شاعر تازه به لایه ای از اسرار رسیده یه وقوع ناگهانی اتگار در خواب یدفعه وارد این شهر شده اما خیلی هم از جوابهایش معلومه ناآشنا نیست برای همین گویا مرحله ای بالاتر رفته و تعبیر غریبی از شهر آشنایی بنوعی این مفهومه که جای دیگه نیست همونجا که هست عالم رویا گون. بیت دوم میگه برای چه قصدی اومدی که اینحا را نمیشناسی میگه برای شنیدن راز امده. بیت سوم بنوعی معنی میده که اونجا باغ مانند است که میگه مرغ کجایی به معنای اینکه مست فضای اینجا باید باشی و مرغ مست درخت و باغ است میگه مرغ بینوایی در نیستی کوفت تا هست شد و خود را خالی کردن . ابیات معانیش پیوستست هر کدام ادامه بعدی است. بعدی یک راز رو میگه از قید هستی رها شو به مستی و میگه من در ایین مستان هستم بنوعی یه راز دیگه میخواد بدونه میگه توبه از زهد باید بکنی بنوعی مترادف اینه که در عوالم دیگه احساسات غلیظ جا ندارند شاید مترادف گفته مولانا ای خاک بر شرم و حیا این آب حیوانیست این یا حافظ باده درده چند ازین باد غرور  خاک بر سر نفس نافرجام را.  و در بیت بعد بنوعی همین مطلب است زهد وجود نداره دلربایی هست اونجا در دلربایی چگونه بودم جواب بنوعی اندازه گفته در جایی که همش دلرباییه گل بودن بنوعی در باغ دیده شدن است معمولا در باغ گل ممتازه و به چشم میاد و خرمن گل بودن تعداد زیاد گل در باغ یعنی فقط به اون توجه میشه. میگه من ترنجم که با توجه پیوستگی بیتها گل وسط قالی است که طرح پیچیده ای هم دااره مرکز جهانم و مهم ترینم ولی نگنجیدن چون از نظر طرحهای اسلیمی گفته به نوعی به صورت کشیده نمی‌شوم میگه بهتر از ترنجی بنوعی انگار ترنج مقامی در لایه عرفانی است و کسی انجا هست تو از ان بهتری ولی بدست نمیایی با توجه معنی بیت بعد عشق بازی معنی میده میگه چرا باید تو با مهر عشق بازی کنی خودش هم معرفی کرده بنوعی حضرت حق نیست از ایزدان است اگر به ایین ایرانی بگیریم  در جواب میگه چون سرگشتم در هوایت و گویا بیت بعد امتحانش میکنه و بنوعی داره رازی رو هم خواجو به ما میگه که در چشمم چه میبینی میگه داستان مستان که میتونه داستان خودش باشه و او با چشم داره سکوت بر راز رو القا میکنه و مطلب قمار عشق و راه یا رازی که دیده رو به رندی جواب داده که اونوقت معشوق از مستان است و از ایزدان است و هم خداگون بودن رو رسونده چون از انوار الهی است هم رندی کردن و مطلب رو نگفتن که امتحان رو نبازه. 

مازیار بغلانی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۶:

درود

یکی خواهرش بود گرد و سوار

بداندیش و گردنکش و نامدار

در این بیت بداندیش معنی منفی دارد. آیا واژه دیگری در نسخ دیگر جایگزین ندارد؟

پرسش دوم اینکه چرا بعضی ابیات شناخته شده در کل شاهنامه گنجور وجود ندارد. از جمله 

ز ترکان چنان بخت برگشته بود              که میلاد گرگین دو تن کشته بود.

سپاس

 

رضا از کرمان در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

سلام خدمت همراهان عزیز 

     احتراماً صرفاً جهت اطلاع  شما سروران گرامی ،جدا از معنی قصب که در بیت دوم  حافظ بکار گرفته این کلمه یک معنی متفاوت دیگر نیز دارد که به عنوان واحد طول طبق فرهنگ لغت دهخدا کاربرد دارد.

 وآن بدین صورت است که به اندازه 25 متر مربع  یا به عبارتی ۵×۵متر از زمین ،یک قصب    ( با فتحه ق وص ) نامیده میشود وهنوز هم  در استان کرمان مبنای محاسبه و معاملات زمین در هنگام خرید وفروش، بر مبنای قصب  میباشد نه متر مربع .  

شاد باشید

۱
۱۱۷۳
۱۱۷۴
۱۱۷۵
۱۱۷۶
۱۱۷۷
۵۸۰۳