گنجور

حاشیه‌ها

س عبداللهی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:

سلام بزرگواران 

دقت کنید حافظ عزیز حافظ قرآن بوده و تقریبا در دوران اوج شکوفایی عرفان اسلامی می زیسته است

پس عشق او خدا و بزرگان دین بوده که در خواب یا ... مشاهده می کرده 

و بنا به قائده سکوت و پوشاندن اسرار الهی هرگز به طور مستقیم نمی گوید که در مورد کدام یک سخن می گوید

اگرچه در بعضی از شعرهایش مثل ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد به وضوح به پیامبر اکرم اشاره می کند و در شعر خیال روی تو در هر طریق همره ماست با اشارات مشخص از آرزوی خود برای دیدار  امام زمان می گوید

یا در بسیاری از اشعارش به فنون علوم غریبه و خفیه اسلامی اشاره می کند مانند نقش نگین سلیمان ، تلبیس  و ...یا دامی از دعا که برای یوسف خوشنام ما گذاشته

اما این شعر را نمی دانیم برای چه بزرگواری سروده است 

که بدون مشاهده جمال او میل زیستن در این جهان را ندارد

و البته از راه دین می گوید که این ره کران ندارد

و این که مانند محتسب که کسی تصور مستی او را نمی کند ، باید مست عشق باشی اما هیچ کس به تو این گمان نبرد

محمد تقی‌زاده در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

با سلام 

به نظر بنده تفسیر بیت اول که اکثر دوستان دچار ابهام شده اند اینچنین باشد:

ضمن آنکه در همه‌ی چند بیت ابتدایی موارد باخودی و بیخودی مشخص شده است ولی مجاز از یار در بیت اول خیلی جای تامل داشته و واقعا نیازه که همگان از این تفسیر مطلع باشند:

مجاز از یار در بیت اول همان خودبرتر،خود متعالی و خداوند درون ماست و مفهوم اینه که اوقاتی که خودت سعی بر اداره‌ی امور را با غرگی بدست میگیری آن خودمتعالی و خودبرتر تو در جبهه مخالف قرار گرفته و خار زنان بر تو وارد میشود که تو را از وجود و قدرت و حمایت خودش آگاه سازد و استعاره از خار هم یعنی هشدار دادن های پیاپی

و در مصرع بعد هم در ادامه و مکمل آن می‌فرماید که اوقاتی که در خودغرگی نیستی یار دیگر با خار قرار نیست که بر تو وارد شود ، در جبهه مخالف قرار نگرفته و قرار نیست هشداری به تو بدهد .چون دیگر موافق تو است. که می‌فرماید یار چکار آیدت=دیگر برای چه هشداری بیاید (وقتی خود را در نوع حرکت از غرگی کاستی و متکی به خود نیستی)

 

حبیب شاکر در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

سلام بر سروران سرافراز 

سنگ است نه دل،دلی که در او غم نیست 

زیر و زبر و درد و دوا بی هم نیست 

با خاک اگر آب به هر جا گردد 

بی عشق عجین،خشت بود آدم نیست 

سپاس از همه سروران

فاطمه یاوری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان

که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش.....

 

11.تیر.02 ؛ آه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد....

سینا تقی‌زاده در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

با سلام. بیشتر دوستان که زحمت فایل صوتی رو کشیدن این مصرع رو

آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را

با ضمه در می کشد میخونن در حالی که می کِشد هست زیرا بیت قبل خودش گفته

چندین چشش از بهر چه تا.... 

چندین کشش از بهر.... 

لذا بیت بعد کُشتن نیست کشیدن هست. 

 

Hafez Moradi در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

استاد ناظری این غزل رو در دستگاه چهارگاه بسیار زیبا اجرا کردند پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید

س عبداللهی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

بسم الله الرحمن الرحیم 

به دو کلمه حجت و یوسف توجه کنید

نام یکی از امامان محمد بود اما برای آن که دشمنان جای او را شناسایی نکنند یارانش به اشاره به او "حجت " می گفتند 

حالا که صاحب شعر حافظ را شناختید به دو کلمه "یوسف " و "چاه" توجه کنید

به قول آیت الله ناصری "به *جان* امام زمان قسم "

گویند رمز عشق مگویید و میشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می کنند 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوس‌نامه » باب سی و نهم: در آیین کاتب و شرط کاتبی:

واگر نامه  پارسی بود پارسی مطلق منویس که ناخوش بود خاصه پارسی دری

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوس‌نامه » باب سی و نهم: در آیین کاتب و شرط کاتبی:

نامه ای خوان  پر معانی در  معونت  مختصر

مجید مهدوی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ غزالی » کیمیای سعادت » دیباچه و فهرست » فصل:

یقینا یکی از آزاد اندیش ترین انسانها درهمه روزگاران ابو حامدمحمد غزالی طوسی است او نقادی سترگ وخرد ورزی کم نظیر است آنگاه که یافته های ذهنی و فکری خود را در معرض سوالهای جدی دید بی واهمه خود را نقد کرد و از آنها دست کشید و در آخر به گمراهی پایان داد اگر چه مبارزه فکری او ریشه فلسفه را در بیشتر کشورهای مسلمان البته به جز ایران خشکاند اما میراثی از فکر نقاد وذهن وقاد بر جا گذاشت که کمتر نمونه ای برای آن میتوان یافت خدایش بیامرزد

 

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۹ در پاسخ به کبرا حسینی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲:

فندق  پنجیر  ویشگون است

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۳۳ در پاسخ به زَوار دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

استادشان را معروف کنند؟
چ میگویی فردوسی اوازه اش  جهانگیر بود  و اگر شاهنامه او را جهانگیر نکرده این چند  بیت اوازه اش را بلند کند؟ دیوانه ای

Roqaye Naseh در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۳۱ - مدح و مصیبت رقیه خاتون(ع):

لیک چون وی ندید، چشم گردون ...

دختری منتخب از سوی پروردگار

دختر معجزه گر به اذن ان لایزال

یزدانپناه عسکری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ صفای اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۴ - در حکمت و موعظه و نکوهش اهل دنیا فرموده است:

18- تراست نفس چو ضحاک و شهوت و غضبش - زهر دو دوش ببالیده چون دو مار شکن 

***
[یزدانپناه عسکری]
قربانی صدای نفس و ذهن و اندیشه ناپاکِ سایه های خود
***
[هلنا  پترووّانا  بلاواتسکی Helena Petrovna Blavatsky] (1)
ذهن قاتل بزرگ حقیقت است . پس مرید بایدقاتل را قبل از این که مقتول او گردد به قتل برساند.
پیش از آنکه جان بتواند فهیم شود و به یاد آورد، باید با گوینده ی ساکت چنان درآمیزد، که صورت گِل در دست کوزه گر در آغاز کار در ذهن او شکل می گیرد.
پیش از آنکه اندیشه های ناپاکت، تو را از پای درآورند، با آن ها ستیزه کن ؛ اگر به آن ها بی توجّه باشی ، در تو ریشه می کنند . آگاه باش که این اندیشه ها چندان نیرومند خواهند شد که روزی تو را خواهند کشت . ای مرید راه ، هشیار باش ، چون اگر خود را رنج ندهی ،  حتّی اگر به صورت سایه هم به تو نزدیک شوند ، گرفتار خواهی شد . اگر این ها رشد کنند بسیار بزرگ و نیرومند خواهند شد ، و آنگاه پیش از آنکه حضور این غول های سیاه دروغین را دریافته باشی ، تاریکی هستی تو را تباه خواهد کرد. اما اگر پوسته ها را با شبنم مایا خمیر کنی ، جز برای کبوتران سیاهِ مرگ ، که مرغان تولد ، انحطاط و غم می باشند، خوراکی تهیه ندیده ای. ای قربانی سایه های خود.

________

1- آوای سکوت ، پاره‌های برگزیده‌ای از کتاب دریافت‌های طلایی برای سالکان – نشر اینترنتی دانشگاه حکمت الهی - هلنا  پترووّانا  بلاواتسکی – ترجمه و تحشیه حسین مریدی – صفحات 14 و 15و16 و 17و 25 و 39 و 40 
Theosophical University Press Online Edition,     The Voice of the Silence by H. P. Blavatsky, FRAGMENT II. THE TWO PATHS.

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲:

ز آخور بیاورد پس  پهلوان

سفید در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:

 

به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی

که استغنا زنی گر بینی اندر دامْ عنقا را...!

 

به به، عجب بیتی...

 

نەمام در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۴ در پاسخ به مصطفی فدشک دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره بُرد آرام را

 

 

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

نسیم بهاری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۶ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

شرح شما را پسندیدم. ممنون از شما

مهدی نمازیان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن:

در مورد جنس آتش جهنم و ماهیتی که دارد بحث های فراوانی ست.برای این مطلب بایستی به عنوان مقدمه عرض کرد که مثنوی و قران قرین یکدیگرند و می توان با توجه به آیات قرانی کلید های تفسیر مثنوی را دریافت و بر عکس.

ابتدا به این ابیات توجه کنیم:

مصطفی فرمود از گفت جحیم

کو به مؤمن لابه‌گر گردد ز بیم

گویدش بگذر ز من ای شاه زود

هین که نورت سوز نارم را ربود

پس هلاک نار، نور مؤمنست

زانک بی ضد دفع ضد لا یمکنست

نار ضد نور باشد روز عدل

کان ز قهر انگیخته شد این ز فضل

از این ها بر می آید که نور ضد نار جهنم است یعنی به عبارتی می توان گفت که آتش جهنم از جنس تاریکی ست و آن تاریکی هم از جنس تاریکی که بر روح و قلب حادث می شود.

آیات قرآن هم بر این مسئله تاکید دارند به عنوان مثال به سوره ی بقره توجه کنیم.

فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ

 بنابراین از آتشی که هیزمش مردم و سنگ هایند، بپرهیزید

 

 اینجا به صراحت تاکید شده که آتش جهنم از جنس خود آدمی ست

یا سوره طه:

مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَیٰ

و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!»

 

جالب است که در تاریکی محشور می شود

 

یا سوره همزه که در مورد آتش جهنم می گوید:

الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ

آتشی که از دلها سرمی‌زند!

با توجه به تمام این ها می توان گفت که نار یا آتش جهنم ضد نور است یعنی از جنس تاریکی ست و عذاب هایی که از آن سخن گفته می شود یعنی عذابی که شخص را با تاریکی عذاب می کنند و آن هم چه نوع تاریکی؟تاریکی از جنس تاریکی روح و قلب.

Aramis_Artwork در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۵۱ - وطن:

جان❤️🌿

۱
۱۰۲۳
۱۰۲۴
۱۰۲۵
۱۰۲۶
۱۰۲۷
۵۷۰۴