گنجور

حاشیه‌گذاری‌های فرهود

فرهود


فرهود در ‫دیروز چهارشنبه، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

من خمشم خسته گلو عارف گوینده ...

در بیت ۱۳:

زانکه تو داود دمی‌، من چو کُهم رفته ز جا

«کُهم» درست می‌باشد که اشاره است به آیه ۱۰ از سوره سبا.

که کوه با داوود هم‌آواز شده و می‌جنبد و یا به قولی به رقص و سماع در می‌آید.

مولانا در جایی دیگر فرموده‌:

کوه با داود گشته همرهی

هردو مطرب مست در عشق شهی

و نیز‌ فرموده:

پیش تو کُه بس گران است و جماد

مطرب است او پیش داود اوستاد

 

 

فرهود در ‫دیروز چهارشنبه، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب ابن الملک و اصحابه » بخش ۸:

ملک گفت: تخم نیکی تو ...

رَیع‌ یعنی سر‌گُل‌ یا اول و بهترین هر چیزی‌، همچنین نیکو برآمدن نان از تنور و طعام از دیگ را گویند.

در اینجا به معنی گندم یا محصول پاک کرده و بهتر است.

 

 

فرهود در ‫دیروز چهارشنبه، ساعت ۰۴:۱۳ در پاسخ به بهار دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

نه قاصد می‌روم

یعنی با اختیار نمی‌روم، زیرا عنان و اختیار از دستم بیرون شده‌است.

 

فرهود در ‫۲ روز قبل، سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ عین‌القضات همدانی » تمهیدات » تمهید اصل عاشر - اصل و حقیقت آسمان و زمین نور محمد ص و ابلیس آمد:

در بند ۱۰۳

و جلا و کاشف این غین‌، نور الهیت باشد.

«جلا» در اینجا یعنی آشکار‌کننده

 

فرهود در ‫۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب ابن الملک و اصحابه » بخش ۷:

سخنی سخته است به شاهین خِرد

یعنی:

سخنی درست و سنجیده است آزموده خرد.

سخته‌: سنجیده و وزن‌شده

شاهین در اینجا یعنی چوب ترازو. (برهان قاطع) یا آنچه از چوب یا آهن سازند و بر هر سر آن یک کفه‌ی ترازو آویزند. (فرهنگ سروری) (آنندراج)

 

 

فرهود در ‫۸ روز قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الزاهد وابن عرس » بخش ۳:

شهد‌: عسل

 

فرهود در ‫۸ روز قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۵ در پاسخ به شازده کوچولو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲:

در پاسخ برداشت شما از باده در اینجا باید گفت که انواع شراب از جمله شراب سرخ طی فرایندی که «تخمیر سرد‌» نامیده می‌شود تهیه می‌گردند و نیازی به حرارت ندارند.

 

فرهود در ‫۱۳ روز قبل، جمعه ۱۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۳ در پاسخ به پوریا سجادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

هر دو صورت مُشکین و مِشکین درست است.

و هر دو هم معنی خو‌ش‌عطر و مشک‌آلود می‌دهند و هم سیاه‌.

چنانچه تلفظ‌ مُشک و مِشک هر دو به معنی نافه آهو درست هستند.

(بر اساس فرهنگ دهخدا)

پیروز باشید

 

فرهود در ‫۱۹ روز قبل، جمعه ۸ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۵ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

درود‌،

در معنای این بیت شما درست می‌فرمایید. مثال صحیحی نبود، این بیت را به عنوان مثالی جانبی آوردم و به علت شتاب، اشتباهی در معنا رخ داد. در نظر پیشین به عنوان تذکر اضافه کردم.

کسی نمی‌‌تواند رد کند که در اساطیر، ناهید (یا زهره) جنبه زنانه و برجیس (یا هرمز) جنبه و وجه مردانه دارد. اگر اولین نظر من را در بالا دوباره نگاهی بیندازید می‌بینید که مبنای استدلال اصلی من در این قسمت و بخش بنابر همین بود.

پیروز باشید

 

فرهود در ‫۲۰ روز قبل، جمعه ۸ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۴ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

درود

۱. نظامی معمولا در اشعارش از اصطلاحات نجوم در معنایی چند بُعدی استفاده می‌کند. 

ممکن که است یک وجه آن قران سعد باشد ولی وجه دیگر آن این است که از نظر قدما چه در ایران یا یونان و ... ستارگان  زن یا مرد هستند.

برجیس و ناهید هم در اینجا به طور سمبلیک به عنوان رقابت بین این دو انتخاب شده‌اند برای بازی چوگان‌.

ستارگان جنبه‌های سمبلیک دیگری از قبیل خنیاگری، جنگ‌آوری و ... نیز دارند.

نظامی در جایی دیگر فرموده:

چو برجیس در جنگ هر بد‌گمان

کمان دارم و بر ندارم کمان

در این بیت که مثالی است، معنای برجیس با معنای  بیت موضوع بحث در اینجا تطابق دارد زیرا در اینجا برجیس جایگزین لشکریان خسرو شده است و با کمان‌داری در این بیت هماهنگ است. ( سطر داخل این پرانتز بعدا و جهت تذکر اضافه شده؛ معنای این بیت در این بند صحیح نمی‌باشد با تشکر از جناب بابک)

۲. درباره بیت دوم برداشت من این است که «همان» در مصرع دوم صفت اشاره نیست.

۳. درون‌مایه همه ابیات بعدی (تا بیت ۶۰) بازی چوگان است. در ابتدای صبح، این مسابقه را  یز‌ک‌دار ساز کرده است (قصد کرده و پیشنهاد کرده است‌) در بیت ۵۳ شیرین و خسرو تصمیم می‌گیرند که خود نیز وارد بازی شوند وگرنه قبل از آن هم مشخص است که ابیات درباره بازی چوگان است و بازی شروع شده است. فقط یک فاصله از زمان تصمیمی که در صبح گرفته شده تا شروع بازی وجود دارد و آن هم زمانی است که می‌روند احتمالا به شیرین و خسرو خبر بدهند یا کسب اجازه کنند. (ابیات ۴۴ تا ۴۸)

این شخص یزک‌دار هم خود انجم‌گری کرده است. شاید و به‌احتمال بیشتر، آن‌زمان این بازی‌ها تعداد بازیکن مشخصی نداشته ولی بازیکنان دو تیم مقابل را مساوی نگه می‌داشته‌اند. در بیت ۵۹ کاملا واضح است که صحبت از یک مسابقه است.

پیروز باشید

 

 

فرهود در ‫۲۱ روز قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:

سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

حکایت بعد یعنی حکایت ۱۸

درباره یک بقال کژ ترازوست.

 

 

فرهود در ‫۲۲ روز قبل، سه‌شنبه ۵ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۳ در پاسخ به ایوب دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۳ - دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم پدر ارسطو:

بیا ساقی درست است.

و نظامی اولین شاعری است که این‌گونه سروده است.

 

 

فرهود در ‫۲۶ روز قبل، شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

ز شمشیرِ سرافشانش ظفر آن روز ...

اگر در تاریخ جنگ‌های جلال‌الدین شاه شجاع‌، جنگی با قوم هزاره موجود باشد پس منظور از هَزاران‌ در بیت ۱۲، جنگ بخصوصی است.

 

فرهود در ‫۲۶ روز قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۳ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

درود

انجم به نظر نمی‌رسد که مخفف انجمن باشد. حکیم نظامی‌، انجم را در اشعار دیگرش به معنای ستارگان و کواکب استفاده کرده است. می‌فرماید‌:

ای بر آرنده سپهر بلند

انجم افروز و انجمن پیوند

انجم‌گری نیز در اینجا یعنی رصد کردن ستارگان برجیس و ناهید که مجازا برای داوری بازی چوگان استفاده شده است.

پیروز باشید

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

بله دیده‌ام، با تمام احترامی که برای زنده‌یاد دستگردی و اثر ارزشمندشان قائل هستم باید بگویم معنایی که من نوشته‌ام درست‌تر است.

یزک‌دار‌ی ز لشکر‌گاه خورشید

عنان افکند بر برجیس و ناهید

همان یک‌شخص کاین را ساز کرده

همان انجم‌گری آغاز کرده

 

این دو بیت درباره یک یزک‌دار است که تصمیم به مسابقه چوگان می‌گیرد اما ایشان ‌«یزک‌داری» را فرماندهی در نظر گرفته‌اند و این دو بیت کلا طور دیگری تفسیر شده است.

در معنای بیت اولی، ایشان نوشته‌اند: «‌یزک‌داری کردن و پیشروی کردن از لشکرگاه خورشید‌» را خسرو و شیرین در اختیار گرفتند. در حالیکه بیت یعنی یک یزک‌دار‌ از لشکرگاه خورشید (که منظور لشکریان خسرو است) عنان‌افکند و قصد کرد که «برجیس یا ناهید؟» نماید. اما ایشان عنان‌افکندن را اختیار در دست داشتن معنا کرده‌اند. و «یای» پس از یزک‌دار را یای مصدری در نظر گرفته‌اند.

یزک‌دار‌، طلایه‌دار بخشی از یک لشکر بوده و یزک‌داران یقینا سوارکاران ماهری نیز بوده‌اند. در اینجا به این جهت یک یزک‌دار پیشنهاد مسابقه چوگان را می‌دهد که می‌خواهد مهارت سوارکاران را بیازماید. در مسابقه چوگان، داور سوار بر اسب است و در اینجا «انجم‌گر» و داور نیز خود اوست.

در معنای بیت دوم هم زنده‌یاد دستگردی نوشته‌اند که «خسرو یک‌تنه یزک‌داری ساز کین کرد» در حالیکه معنی درست‌تر این است که همان یزک‌دار که‌این (موضوع مسابقه چوگان‌) را ساز کرد و قصد کرد همان شخص انجم‌گری (و داوری) کرد.

در حدی که من یافته‌ام زنده‌یاد دهخدا نیز معنای انجم‌گری را در این بیت،  مجازا «حیله‌گری» نوشته‌اند که به‌نظر درست نمی‌رسد.

معنای درست انجم‌گری در اینجا «داوری‌ِ بازی» است. زیرا بخت و اقبال تیم‌ها را برای بُرد و باخت رصد می‌کند.

در حاشیه نسخه زنده‌یاد دستگردی «کین» نوشته و معنا شده که درستش «که این» است. چنانکه در بالاتر نوشتم مرجع ضمیر «این»، مسابقه چوگان بین ناهید و برجیس است در بیت قبل. اگر منظور از یزک‌دار خسرو باشد (که نیست) چرا باید برای دیدن مسابقه یا رفتن به مسابقه چوگان «ساز کین» بردارد. بنابر این «که‌این» درست است.

ساز کرد در بیت دوم یعنی قصد کرد.

باید اضافه‌کرد که قدردانی از زحمات این اساتید لازم است و در حال حاضر به نظر صاحب‌نظران بهترین نسخه خمسه نظامی، تصحیح زنده‌یاد دستگردی می‌باشد.

پیروز باشید.

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

یزک‌دار‌ی ز لشکر‌گاه خورشید ...

کشف معنی این بیت و بیت بعد به این شکل که منظور از «ناهید و برجیس» این است که یکی از فرماندهان خسرو قصد کرد که مسابقه چوگان بین زنان و مردان (برجیس یا ناهید کدام برنده می‌شوند؟) بگذارد و «انجم‌گری» در اینجا یعنی داوری مسابقه (شمارش بازیکنان و امتیازات‌)، توسط بنده صورت گرفت و در کتابی یا نوشته‌ای نخوانده‌ام که کسی این را نوشته باشد. اگر کسی معنی این دوبیت را قبلا گفته و یا در جایی نوشته لطفا در اینجا بنویسید که مطلع شوم.

خدای را سپاس می‌گویم و در اینجا درود می‌فرستم به روان پاک حضرت حکیم نظامی گنجوی و اگر خطا و اشتباهی مرتکب شده‌ام‌، از آستان پاک ایشان، طلب عفو دارم.

امروز سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:

به گرداگرد خرگاه کیانی فرو هشته نمد‌های الانی

آلان‌، امروزه اوستیای شمالی ـ آلانیا است و هنوز هم نمد در آنجا تولید می‌شود.

 این ویدئو درباره این صنعت است در آنجا.

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۵ در پاسخ به آرش اسدی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب:

(در زمانه‌ای که تاریکی همه‌جا را گرفته بود) چراغ فرهنگ را با مهارت و پختگی در طوفان زنده و روشن نگه‌داشتم. در هر سرزمینی وقتی چراغی نور دهد هر‌کس برای بهتر افروختن آن کمک ‌می‌کند اما در این سرزمین، رشک‌بران و حاسدان از باد سرد و کافور بر این چراغ می‌ریزند و در خاموش کردن آن می‌کوشند.

 

ایاغ‌ یعنی پیاله. یعنی هرکس در توان خود کمک کند و پیاله‌ای روغن به چراغ بیفزاید‌. عنبرین چراغ‌: چراغ خوش‌عطر . باد سرد‌: سخنان دلسرد‌کننده

نظامی قدر اشعار گرانبهای خود را می‌دانسته و این توصیفات نه از روی خود‌پسندی بلکه از روی قدر‌دانی از گوهر‌ و گنج‌هایی گران‌بها بوده که مقیاس آنها فراتر از مرزهای زمانه خود بوده است. اما ظاهرا شاعران حسود زمانه او در «سنگ زدن به کاسه او» کوتاهی نمی‌کرده‌اند. در بالا نظامی به آنها پاسخ داده که هر چقدر دُر باشند وقتی که به الماس بزنند خود خُرد می‌شوند.

در جایی دیگر نیز دوست نظامی به او توصیه می‌کند که از گنجه برود اما نظامی آنچنان که بوده تا پایان عمر در گنجه مانده است. 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و ششم - اکمل‌الدّین گفت مولانا را عاشقم:

پیش خلیفه رقاصه‌ای شاهد چار‌پاره می‌زد خلیفه گفت که فِی یَدَیْکِ صَنْعَتُکِ قَالَ فُی رِجُلَِی یَا خَلِیْفَةَ رَسُوْلِ اللّه خوشی در دست‌های من از آنست که آن خوشی پا درین مضمر است.

 

یعنی: رقاصه‌ای پیش خلیفه ساز چارپاره می‌زد خلیفه به او گفت: «هنر تو در دست‌های توست» رقاصه پاسخ داد: «در پاهایم»

منظورش این بوده آن حس موسیقی و رقص از پاها می‌آید که در دست نمایان می‌شود.

اگر داستان زندگی «علی‌اکبرخان نوروزی» را به روایت حسن کسایی که در یوتیوب و سایر وبسایت‌ها به راحتی قابل پیدا کردن است بشنوید این جملات بهتر قابل درک است.

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه:

نیم نگاهی به مخزن‌الاسرار نظامی - دکتر الهی قمشه‌ای

پیوند به وبگاه رسمی دکتر الهی قمشه‌ای

 

 

۱
۲
۳
۱۲