جانا تو به دیگران چه مانی
کاسایش جان یک جهانی
چون یوسف توتیای چشمی
چون عیسی کیمیای جانی
تا چند بود چو گل دو روئی
چون سوسن چیست ده زبانی
در حسن چنان که آن توان گفت
شکر ایزد را که آن چنانی
خاکی شده ام چو سایه تو
در پرده نور خود نهانی
خود را همه در میان نهادم
زیرا که تو یار بی میانی
جان تو که جان من نبیند
بی روی تو روی زندگانی
اکنون که همه به یاد دادم
در عشق تو آتش جوانی
اندیشه چه سود گر تو آنرا
بو می نهاد این زمانی؟
چون غرقه شدم ز آب دیده
هر دم چه بر آتشم نشانی
آواره مکن ز خان و مانم
گر هیچ مرید خاندانی
هر شب گویم به عشوه دل را
رنجی مکش ای دل ارتوانی
یکبارگی از وصال آن بت
نومید مشو به بدگمانی
جهدی میکن چنانکه آید
باشد که نکو شود چه دانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر در عبارات خود به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر او بر زندگیاش میپردازد. او خود را در سایه معشوق میبیند و بیان میکند که وجود معشوق برایش معانی عمیقی دارد. شاعر از دو رویی گل و عدم صداقت در عشق سخن میگوید و در عین حال به زیبایی و لطف الهی در وجود معشوقش اشاره میکند. در پایان، او از دل خود میخواهد که در عشق به معشوق ناامید نشود و بر امید و تلاش خود ادامه دهد، حتی اگر با چالشها و دردها مواجه شود.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو برای دیگران چه اهمیتی داری وقتی که جان یک جهان در دستان توست.
هوش مصنوعی: چشمهایت به زیبایی یوسف است و روحافزایی تو مانند کیمیا و مسیح.
هوش مصنوعی: تا کی باید مثل گل دو رو باشی؟ مانند سوسن که ده زبان دارد، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: در زیبایی، آنقدر دلربا و جذاب هستی که شکر خداوند را باید به خاطر وجود تو به جا آورد.
هوش مصنوعی: من مانند یک سایه، در زیر نور وجود تو سر به زیر و پنهان شدهام.
هوش مصنوعی: من خود را در وسط قرار دادم، چون تو همواره در کنار منی و هیچ فاصلهای بین ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وجود تو برای من اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بدون دیدن تو، زندگی برایم بیمعناست.
هوش مصنوعی: اکنون که همه چیز را در عشق تو فراموش کردهام، جوانیام را به آتش کشیدم.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که تو در این زمان به فکر و اندیشهها دست بزنی یا آنها را زیر سوال ببری؟
هوش مصنوعی: وقتی که از شدت گریه به شدت غرق میشوم، هر لحظه نشانهای از سوختگی بر آتش وجودم دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: مرا از خانه و کاشانهام دور نکن، حتی اگر هیچ پیرو و دوستدار خانوادگی نداشته باشم.
هوش مصنوعی: هر شب به دل میگویم که ای دل، به خاطر زیباییها و جاذبهها، خودت را اذیت نکن و خود را زیر بار رنج نبر.
هوش مصنوعی: ناامید نشو از رسیدن به معشوق، حتی اگر به نظر میرسد که کارها به خوبی پیش نمیروند.
هوش مصنوعی: تلاش کن به گونهای که ممکن است و فکر کن که نتیجهاش خوب خواهد شد؛ چه میدانی که چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن جنگی مرد شایگانی
معروف شده به پاسبانی
در گردنش از عقیق تعویذ
بر سرش کلاه ارغوانی
بر روی نکوش چشم رنگین
[...]
ای چشم و چراغ آن جهانی
وی شاهد و شمع آسمانی
خط نو نبشته گرد عارض
منشور جمال جاودانی
بی دیده ز لطف تو بخواند
[...]
عشقست نشان بی نشانی
از خود چو برون شوی بدانی
ای غایت عیش این جهانی
ای اصل نشاط و شادمانی
گر روح بود لطیف روحی
ور جان باشد عزیز جانی
گفتی که چگونهای تو بیما
[...]
تا بشنیدم که ناتوانی
دلتنگ شدم چنانکه دانی
گفتم شخصی بدان لطیفی
افسوس بود به ناتوانی
افتاد ز هاتفی به گوشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.