در چنین عشق مرا برگ تن آسانی نیست
کس بدین بیکسی و بی سروسامانی نیست
تا پریشانی زلف تو بدیده ست دلم
دل مانند دل من به پریشانی نیست
تا تو در راه دلم چاه زنخدان کندی
هیچ دل نیست که در چاهی و زندانی نیست
بر ستیزد دل شوریده و دیوانه من
کار زلف تو به جز سلسله جنبانی نیست
من پشیمانم از آن کز تو شکایت کردم
خود ترا زان همه آزار پشیمانی نیست
در همه شهر حدیث من و افسانه تست
این حکایت همه دانند که پنهانی نیست
یک شب وصل تو جان ارزد ارزان مفروش
که خود این جز به من سوخته ارزانی نیست
من چرا نوبت سلطانی عشق تو زنم
چون مرا بر در تو پایه دربانی نیست
گرچه در کشور ثالث تو زبردست مهی
مجد را زیر فلک در همه فن ثانی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق پیچیده و دشواری که تجربه میکند سخن میگوید. او به تنهایی و بیسروسامانی خود اشاره میکند و میگوید که هیچکس مانند او این احساس را ندارد. دل او در پریشانی زلف محبوب غرق شده است و هیچ دل دیگری نمیتواند چنین احساسی را تجربه کند. شاعر همچنین از پشیمانیاش نسبت به شکایت از معشوق صحبت میکند و میگوید که این عشق در شهر معروف شده است و همه از داستان او و معشوقش آگاه هستند. او بیان میکند که یک شب وصال با محبوبش برایش ارزشمند است و در نهایت به احساس بیپایه بودن خود در عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در این عشق، زندگی برای من ساده نیست و هیچکس در این احساس تنهایی و بینظمی به من کمک نمیکند.
هوش مصنوعی: دلم به اندازهای که زلف پریشان تو را دیده، پریشان نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو با زیباییها و جذابیتت دل مرا به درد میآوری، هیچ دلی نیست که از عشق و رنج در تنگنا و گرفتاری نباشد.
هوش مصنوعی: دل دیوانه و بیتاب من در برابر زلف تو تنها کارش حرکت و جنبش است و بس.
هوش مصنوعی: من از اینکه از تو گله کردم، پشیمانم. هیچکدام از آزارهایی که به من رساندی، برایت باعث پشیمانی نشده است.
هوش مصنوعی: در تمام شهر، داستان من و قصه تو معروف است. این موضوعی است که همه میدانند و پنهان نیست.
هوش مصنوعی: یک شب بودن در کنار تو برای من به اندازهای ارزشمند است که نمیتوان آن را به هیچ قیمتی فروخت، زیرا هیچ چیز دیگری برای من که عاشق تو هستم، با ارزشتر از این نیست.
هوش مصنوعی: من چرا به عشق تو نوبت سلطنت میزنم، در حالی که برای ورود به دنیای تو هیچ نشانه یا مقام خاصی ندارم؟
هوش مصنوعی: اگرچه در کشور دیگری تو در هنر و استعداد برجستهای، اما در زیر آسمان، در هیچ فن و هنری همتای مجد و عظمت نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بستان
[...]
ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست
عشق کآسودگی تن طلبد جانی نیست
میل دل را نظر خاطر جان کی باشد
نفس بل هوسی چون دم رحمانی نیست
حجّتی نیست که خاصیت روحانی چیست
[...]
نیک و بد هر چه کنی بهر تو خوانی سازند
جز تو بر خوان بد و نیک تو مهمانی نیست
گنه از نفس تو میآید و شیطان بدنام
جز تو بر نفس بداندیش تو شیطانی نیست
دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست
فکر جمعیت اگر نیست پریشانی نیست
بیضه در جنگل شهباز نهد طایر من
در فضایی که منم بال و پرافشانی نیست
گر کنم یاد ز بتخانه مرا عیب مکن
[...]
در پریشان نظری غیر پریشانی نیست
عالمی امن تر از عالم حیرانی نیست
قفس تنگ فلک جای پر افشانی نیست
یوسفی نیست درین مصر که زندانی نیست
از جهان با دل خرسند بسازید چو مور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.