ای امم را سر بسر مالک رقاب
شرمگین ماه از رخت چون آفتاب
ساخت تا نقاش قدرت نقش تو
حسن یوسف گشت چون نقشی برآب
هر که دیدت رخ به بیداری به روز
آفتاب و مه به شب بیند به خواب
شد شرنگ از لعل نوشین تو شهد
گشت آب از آتشین رویت شراب
در فراقت خون دل لخت جگر
عاشقان را آن شراب است این کباب
کشوری آباد را، ویرانه کرد
اختلاف رأی و جور انقلاب
سر، به پای صلح کل باید نهاد
تا از او آباد گردد هر خراب
با بتی مهوش صبوحی کش به صبح
پیش کز رخ شمس برگیرد نقاب
بهر شیرین، خسرو، ار فرهاد کشت
تلخی شیرویه کرد او را عقاب
سر نهادن بر سر سودای عشق
منصبی عالیست سر از وی متاب
بی حسابی های عالم نیست شد
در حساب مالک یوم الحساب
از ثعالب شد تهی میدان مکر
حیدر صفدر برون آمز زغاب
در حجاب وهم «حاجب » تا بکی
ای خوش آن روزی که برگیری حجاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و قدرت شخصیت خاصی صحبت میکند که آن را با هنر و شکوه طبیعت مقایسه میکند. شاعر به شگفتی از زیبایی محبوبش اشاره دارد که چون آفتاب و ماه درخشان است. او نیز از اندوه و دلتنگی برای محبوبش سخن میگوید و به تاثیر منفی اختلافات اجتماعی و سیاسی بر جامعه اشاره میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و فداکاری در راستای صلح و اتحاد بین مردم تأکید میکند و آرزوی روزی را دارد که حجابهای تردید و وهم کنار برود و حقیقت آشکار شود.
هوش مصنوعی: ای امامت، تو که بر گردنها سلطه داری، شرمگین مانند ماهی هستی که از روشنایی چهرهات مانند خورشید حیا میکند.
هوش مصنوعی: نقاش با مهارتش توانسته تصویری زیبا از تو بسازد که تو را به یاد یوسف میاندازد، اما مثل نقشی است که بر روی آب کشیده شده و به سرعت محو میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهات را در روز ببیند، مانند تابش آفتاب میدرخشد و در شب نیز، مانند ماه در خواب خواهد بود.
هوش مصنوعی: از زیبایی تو، زهر تلخ تبدیل به شهد شیرین شده و آب به واسطه روی آتشین تو به wine تبدیل گشته است.
هوش مصنوعی: در دوری تو، عشق و درد دل عاشقان مانند شرابی است که آن کباب را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اختلاف نظر و ظلم انقلاب، باعث ویرانی یک سرزمین آباد شد.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به یک صلح واقعی و پایدار، باید برای آن تلاش کرد و هر فداکاری ممکن را انجام داد، تا از این طریق زندگی و هر فضای خراب و نابسامان بهتر و آبادتر شود.
هوش مصنوعی: با زیبایی نااستوار در حال لذتبردن از نوشیدنی صبحگاهی، به صبح نگاه کن؛ زیرا مانند آفتاب، به زودی از چهرهاش پرده برمیدارد و حقیقتش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: برای شیرین، خسرو اگر فرهاد تلخی را چشید، عقاب او را گرفت.
هوش مصنوعی: عاشق شدن و در مسیر عشق قدم گذاشتن، مقام و جایگاه والایی دارد؛ پس هرگز از آن دور نشوید.
هوش مصنوعی: بیحسابیهای جهان دیگر وجود ندارد و همه چیز در محاسبه و حساب خداوند، که مالک روز حساب است، قرار دارد.
هوش مصنوعی: در میدان مکر و فریب، دیگر اثری از حیلهها نیست و حیدر صفدر با دلاوری و صداقت خود، درخشید و پیروز شد.
هوش مصنوعی: در دل توهّم و خیال، مدتی منتظر بمان، ای خوش آن روزی که این پردهها را کنار بزنی و حقیقت را ببینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.