ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب
به روز و شب همه افتاده ایم مست و خراب
رفیق صادق و یار موافق ار نبود
رفیق رطل شرابست و یار غار کباب
اگر رقیب گریزد ز کلک ما چه عجب
پرد چگونه عزازیل پیش تیر شهاب
سراب، آب نماید ز دور، و میدانیم
که از سراب نشد هیچ تشنه ای سیراب
ز ضعف پیری و جهل جهول و شدت فقر
دگر، نه حال سؤال است و نی مجال جواب
کنون که روز حساب است و حشر و نشر امم
نمیروند چرا مرد و زن به راه حساب
متاز، توسن ناز ای سوار گرم عنان
که در گذشت تو را خون عاشقان زرکاب
مشو به سنگدلی غره و به خویش مبال
که هست شیشه مر از هوا به شکل حباب
به کنج عزلت و گنج قناعتم خورسند
به پیری است مرا، کر و فر عهد شباب
حجاب وهم برانداز از میان «حاجب »
که وهم عقل جهان را بود بزرگ حجاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال مستی و خرابی ناشی از عشق و شراب میپردازد. او بر اهمیت رفاقت و دوستی تأکید میکند و میگوید اگر دوستان واقعی نباشند، تنها شراب میتواند یار انسان باشد. شاعر به زوال و ناتوانی ناشی از پیری، ignorance و فقر اشاره میکند و اظهار میکند که در این وضعیت نه کسی سوالی میپرسد و نه کسی پاسخ میدهد. او به روز قیامت و حسابرسی اشاره میکند و میگوید چرا انسانها به فکر حساب خود نیستند. در نهایت، شاعر نگاهی به حقیقت زندگی میاندازد و تأکید میکند که شیشه وجود انسان میتواند شکستنی باشد و عقل انسان بزرگترین مانع در درک واقعیتها است.
هوش مصنوعی: از دیدن چشمان ساقی، زیبایی شراب و صدای ساز، ما در طول روز و شب همواره در حال مستی و نابودی هستیم.
هوش مصنوعی: اگر دوستی راستگو و یاری همدل نباشد، در واقع وجود دوست شبیه به یک ظرف بزرگ شراب و یاری مثل کبابی است که فاقد ارزش واقعی است.
هوش مصنوعی: اگر رقیب از نیرنگ و قدرت ما فرار کند، چه تعجبی دارد؟ مگر نه این که عزازیل (شیطان) هم از تیر درخشان ستاره فرار کرده است؟
هوش مصنوعی: سراب از دور مانند آب به نظر میرسد، اما ما میدانیم که هیچ تشنهای با آن سیراب نمیشود.
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف پیری و نادانی و شدت فقر، دیگر نه فرصتی برای پرسش وجود دارد و نه زمانی برای پاسخ.
هوش مصنوعی: حال که روز قیامت و محاسبه اعمال فرا رسیده است، چرا مردان و زنان به سوی راه حساب نمیروند؟
هوش مصنوعی: سوار نازنین، با شجاعت و تب و تاب خود، سوار بر اسبت گام بردار که از عشق و شور عاشقان، رگههایی از خون بر طوق اسبت جاری شده است.
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو و سنگدل نباش، زیرا تو نیز مانند شیشهای هستی که به راحتی از هوا و بلندیها میتواند بشکند، درست مثل حباب.
هوش مصنوعی: در گوشهای از تنهایی و با رضایت به زندگیام، به پیری خوشحالم و از دستاوردها و تجربههای جوانیام بیاعتنا هستم.
هوش مصنوعی: اوریل بگو، با داشتن از حجاب وهمی که عقل را میپوشاند، غیبت این حجاب را کارشناسی کن؛ زیرا این وهم، عقل را در جهانی بزرگ از خود دور کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
گل کبود فرو خفت زیر پرده آب
چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا
نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب
ز لاله باغ پر از شمع بر فروخته بود
[...]
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب
که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب
ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری
زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب
بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری
[...]
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه لبلاب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ
ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.