رسم ایران است یا اهل فرنگ
با بدان یکرنگ و با خوبان دورنگ
با بدان خوبی و با خوبان بدی
شیوه گرگ است و رفتار پلنگ
شهرت درویشی و دام و کمند
نام فقر و وضع ششلول و تفنگ
کیست آن درویش کودارد گذشت
از زنان شوخ و وز طفلان شنگ
کیست آن درویش کو، هرگز نبود
در پی . . . فراخ و . . . تنگ
ای بسا اسب همایون تیزتک
روز پیری کمتر از یابوی لنگ
دوستان را دشمن ناموس و نام
دشمنان را دوست با ادبار ننگ
ای بسا بهمن بکام اژدها
وی بسا یونس گرفتار نهنگ
دانمت آخر پشیمان می شوی
پای امیدت خورود روزی بسنگ
نیست این آئین درویشی حق
کار الواط است این کار جفنگ
هر که خود نشناخت نشناسد خدا
بنده نفس است و خودخواه و دورنگ
شخص نابینا نبیند راه و چاه
هر چه داند خویش را چست و زرنگ
می نشاید غره شد «حاجب » به خویش
بخت چون برگشت زد آئینه زنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد رفتارهای اجتماعی و تضادهای انسانی میپردازد. او از مردم میگوید که با بدیها یکرنگ و با خوبیها دورنگاند، مشابه رفتار گرگ و پلنگ. همچنین به درویشی اشاره دارد که در پی گذشت و خیرخواهی نیست و درواقع به ظاهر خود را درویش مینمایاند. او از دروغین بودن فقر و تظاهر به درویشی انتقاد میکند و میگوید انسانها به خاطر منافع خود به دشمنان دوست و دوستان را دشمن تبدیل میکنند. شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها در واقع خود را نمیشناسند و بیشتر در دام نفس و خودخواهی خود گرفتارند. در نهایت، او تأکید میکند که افتخار به خود و غرور نسبت به موقعیت بیپایه است، چرا که تقدیر ممکن است ناگهان تغییر کند.
هوش مصنوعی: در ایران یا در سرزمینهای خارجی، معمول است که با افراد نادرست و بد، چهرهای یکسان و بدون تفاوت نشان دهند، اما با کسانی که خوب و نیکو هستند، رویکردی متفاوت و جداگانه دارند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر انسان با افرادی بد رفتار کند، حتی در حالی که خود خوب است، در واقع رفتاری مشابه گرگ دارد. همچنین، اگر با افراد خوب بدی کند، مشابه رفتار پلنگ است. به عبارت دیگر، این جمله به نوعی هشدار میدهد که باید در تعامل با دیگران دقت کرد و با آنها به درستی رفتار کرد.
هوش مصنوعی: در این شعر به بیان این موضوع پرداخته شده است که زندگی درویش با فقر و سختی همراه است. در عین حال، شهرت و محبوبیت او به خاطر ماهیت این فقر و زندگی سختش است. تصویر دام و کمند، به معنای تلههای زندگی، و ششلول و تفنگ، نمادی از دنیا و مشکلات آن هستند که به نوعی به تلخی و چالشهای بعد از فقر اشاره دارد. زندگی درویش شاید به ظاهر سخت و پرچالش باشد، اما همین چالشها باعث شناخته شدن و ارزشمند شدن او در نظر دیگران میشود.
هوش مصنوعی: کیست آن درویش که از میان زنان بازیگوش و بچههای شاداب عبور کرده است؟
هوش مصنوعی: کیست آن درویش که هرگز در پی دنیا و مادیات نبوده است؟ او کسی است که در فراخی و تنگی زندگی، آرامش خود را حفظ میکند و به چیزهای زودگذر اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، ممکن است که در دوران پیری، قدرت و شجاعت ما کمتر از زمانی باشد که جوانتر بودیم، حتی اگر در دوره جوانی تواناییهای شگفتانگیزی داشتیم. به عبارت دیگر، در سنین بالا، ممکن است به اندازهای که در جوانی تصور میکردیم، توانمند نباشیم.
هوش مصنوعی: دوستان را باید به عنوان افرادی که دلسوز و همراه هستند، شناخت و از آنها حمایت کرد، اما دشمنان را نمیتوان در قالب دوستی پذیرفت. آنها به خاطر ننگ و رسواییای که به جامعه میآورند، نمیتوانند مورد پذیرش قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها در موقعیتهای سخت و خطرناک قرار میگیرند؛ مانند بهمن که میتواند اژدهایی خطرناک باشد و یا یونس که در دل نهنگ گرفتار شد.
هوش مصنوعی: نهایتاً میدانم که از امیدی که داری پشیمان خواهی شد، روزی به گِل میخوری و به زحمت خواهی افتاد.
هوش مصنوعی: این روش درویشی صحیح نیست و کار بیهودهای است؛ این کار حماقت و نادانی محسوب میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که خودش را نشناسد، نمیتواند خدا را بشناسد. او بندهی خواستههای نفس خود است و خودخواه و دورو به حساب میآید.
هوش مصنوعی: شخص نابینا نمیتواند راه و دشواریها را ببیند، اما هر چه هست، او خود را تیزهوش و زرنگ میداند.
هوش مصنوعی: انسان نباید به خود مغرور شود، چرا که سرنوشت او ممکن است به سرعت تغییر کند، مانند هنگامی که آینهای که بر ابهت و زیبایی او دلالت داشت، به خاطر زنگزدگیاش حقیقت را نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همچو آتش برنتابم سوز سنگ
یا بمیرم یا گهر آرم به چنگ
عاشقی و آنگهانی نام و ننگ
او نشاید عشق را ده سنگ سنگ
گر ز هر چیزی بلنگی دور شو
راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ
مرگ اگر مرد است آید پیش من
[...]
نیست عاشق پای بند نام و ننگ
نام و ننگ عاشقان شیشه ست و سنگ
نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
باشه آهنگم بمیهای چو زنگ
زاهدا رزق از ازل بنهاده اند
بر کف ما جام و در دست تو سنگ
نیست ما را در میان مال پدر
[...]
گر بود با من به صلح و گر به جنگ
رو نگرداند دل از وی هیچ ... نگ
بعد ازین ناموس را یکسان کنم
راست ناید عشق چون با نام و ننگ
زاهدا دست از من مسکین بشو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.