قطعه شمارهٔ ۱۲
شمهای از داستان عشق شورانگیز ماست
این حکایتها که از فرهاد و شیرین کردهاند
هیچ مژگان دراز و عشوهٔ جادو نکرد
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کردهاند
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کردهاند
در سفالین کاسهٔ رندان به خواری منگرید
کاین حریفان خدمت جام جهانبین کردهاند
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کردهاند
ساقیا دیوانهای چون من کجا دربر کشد
دختر رز را که نقد عقل کابین کردهاند
خاکیان بیبهرهاند از جرعهٔ کاس الکرام
این تطاول بین که با عشاق مسکین کردهاند
شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست
این کرامت همره شهباز و شاهین کردهاند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
در بعضی از نسخ دیوان حافظ این قطعه در قسمت غزلیات به صورت غزلی با مطلع:
نسبت رویت اگر با ماه و پروین کردهاند
صورتى نادیده تشبیهى به تخمین کردهاند
و این ابیات اضافی (گویا در آخر):
از خرد بیگانه شو چون جانش اندر بر بکش
دختر رز را که نقد عقل کاوین کردهاند
یک شکر انعام ما بود و لبت رخصت نداد
هم تو انصافش بده شیرین لبان این کردهاند
شعر حافظ را که یک سر مدح احسان شماست
هر کجا بشنیدهاند از لطف تحسین کردهاند
آوردهاند.
منبع ابیات:
http://www.ghadeer.org/site/thekr/ASHAR/hafez/hafez2/4/footnt01.htm