گنجور

 
حافظ

دلِ من در هوایِ روی فرخ

بُوَد آشفته همچون مویِ فرخ

به جز هندویِ زلفش هیچ کس نیست

که برخوردار شد از روی فرخ

سیاهی نیکبخت است آن که دائم

بُوَد هم‌راز و هم‌زانوی فرخ

شود چون بید لرزان سروِ آزاد

اگر بیند قدِ دلجویِ فَرُّخ

بده ساقی شرابِ ارغوانی

به یادِ نرگسِ جادوی فَرُّخ

دو تا شد قامتم همچون کمانی

ز غم پیوسته چون ابروی فرخ

نسیم مُشک تاتاری خجل کرد

شمیم زلف عَنبربوی فرخ

اگر میلِ دلِ هر کس به جایی‌ست

بُوَد میلِ دلِ من سوی فرخ

غلامِ همتِ آنم که باشد

چو حافظ بنده و هندوی فرخ

 
 
 
مشکلات اینترنت
غزل شمارهٔ ۹۹ به خوانش فریدون فرح‌اندوز
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غزل شمارهٔ ۹۹ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۹۹ به خوانش سارنگ صیرفیان
غزل شمارهٔ ۹۹ به خوانش افسر آریا
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
شرح صوتی غزل شمارهٔ ۹۹ به خوانش محمدرضا ضیاء
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش
حافظ

همین شعر » بیت ۹

غلام همت آنم که باشد

چو حافظ بنده و هندوی فرخ

ابن حسام خوسفی

غلام همت آنم که پیشش

نسنجد حشمت دنیا به یک جو