گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم

اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست

من گدا و تمنای وصل او هیهات

مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

دل صنوبریم همچو بید لرزان است

ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجائی نوشته:

نفحه = بوی خوش
معنبر = معطر (عنبر آگین )
برافشانم = نثار کنم
هیهات = دور و بعید است ( صوت ، شبه جمله)
صنوبری = مخروطی شکل ، محکم و استوار
به شکرانه = برای شکرگزاری
به جان او = به جان او قســم
وگر = هرگاه
چه باشد؟ = چه می شود؟
بار = اجازه
در = درگاه
معنی بیت ۱: ای باد صبا اگر گذرت به مملکت دوست افتاد ، از گیسوی عطر آگین دوست برای من بوی خوش بیاور!
معنی بیت ۵: دل من که همیشه محکم و استوار بود، از اندوه و دریغ ندیدن قد موزون و رسای چون صنوبر دوست برخود مانند بید می لرزد و نگران است.
معنی بیت ۷: چه می شود اگر دلش از بند غم فارغ و آزاد گردد زیرا حافظ نغمه سرا بنده و چاکر و جزو غلامان محبوب یار می باشد.

شکوه نوشته:

با سپاس از ملیحه نازنین معنی بیت ۴
من گداو هرگز نمیتوانم در آرزوی پیوند و در واقع وصل او باشم مگر در خواب روی یار را بتوانم دید .و خیلی کم نشانه ی دوری و گسستگی میشود و میشود گفت همیشه برای پیوستگی کاربرد دارد (من گدا و تمنا!)

شکوه نوشته:

اگر چه دوست مارا به چیزی و پشیزی نمیخرد و ما در چشم او ارج و ارزی نداریم اما مویی از سر او به جهانی نمیفروشیم در واقع به چیزی نخریدن استعاره از به هیچ گرفتن است و خوار و بی ارزش شمردن مانند به نیم جو خریدن!

دکتر ترابی نوشته:

…..و باز هم سعدی و :

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

دکتر ترابی نوشته:

مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم
که از میان تو مویی به عالمی نفروشم.
و المعنا فی بطن شاعر!!

وحیدو نوشته:

سلام
جایی خوندم که این شعر در مورد امام زمان(عج) هستش.

کانال رسمی گنجور در تلگرام