گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۶

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله عمر کان چنان رفتند

که گردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

به سمع پادشه کامگار ما نرسد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میترا نوشته:

بیت هفتم شعر اشتباه نوشته شده
دلا ز “طعن” حسودان مرنج و واثق باش …

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

تفعل از خواجه حافظ شیراز در باب اینکه تضمین اشعارش بوسیله حقیر را مناسب میدانند یا نه …….
زفال حافظ اگر غمگسار ما نرسد
اگر چه لشگر غم بر وَقار مانرسد
جواب فال چنین داد خواجه شیراز
بحسن و خلق و وفا کس بیار ما نرسد ترا درین سخن انکار کار ما نرسد
ز لطف و بنده نوازی عطیه داد ز پند
غزال این دل ما رابه نظم خود در بند
به بیت زیر بجانم دوباره زد پیوند
اگر چه حسن فروشان بجلوه آمده اند کسی بحسن وملاحت بیار ما نرسد
براه عشق بسی طی شود نشیب وفراز
زتعن حرف حسودان دگر چه گویم با ز
بگفت حافظ شیراز یار بنده نواز
بحق صحبت دیرین که هیچ محرم راز بیار یک جهت حق گزار ما نرسد
چو نظم و دفترم از شعراوبود حاکی
زدودم از دل خود صوت و گفت غمناکی
اگر به شعر تو حافظ زدیم ناخنکی
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی بدلپزیری نقش نگار ما نرسد
چو خیل بد گهران تخم کینه میکارند
ز رَشک و تعنت ناحق زحق بیزارند
به چنته جای گهر قلب ناسره دارند
هزار نقد ببازارکا ئنات آرند یکی بسکه صاحب عیار ما نرسد
گر عارفان همه از کــُنه دل ز حق گفتند
چو اهل ریب نبودند جمله دّرسـُفتند
به زَعم فکرت ما تا که در لحد خفتند
دریغ قافلة عمر کانچنان رفتند که گردشان بهوای دیار ما نرسد
بنظم چون گهراز خبره گان طلب کنکا ش
عنا ن گوش تو نسپر به حرف هر اوبا ش
مجوی آن بصراز نور دیدة خفا ش
دلا زرنج حسودان مرنج و واثق باش که بد به خاطر امـّید وار مانرسد
ز شمّ ،زاغ و زغن هیچ داند اَنـفـَس را ؟
شمیم لاشه رُباید مشام کرکس را
به زیر سایة آنرو که زر کند مس را
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را غبار خاطری از ره گذار ما نرسد
بدرز نظم تو حافظ نمیرود گر مو
ز تار دفتر تو پود کلک ما ست رفو
به قبله گاه تو، رافض نموده است چو رو
بسوخت حافظ وترسم که شرح قصة او بسمع پادشه کامکار ما نرسد

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

در تفال از خواجه حافظ غزل بالا امد و بنده تضمینش کردم

روفیا نوشته:

سلام
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

یار یک جهت حق گزار کیست ؟
کسی که رو به سوی حق دارد و چون حق یکیست و باطل کثیر او که روبه سوی حق دارد یک جهت است . نه اینکه امروز رو به سوی مقام و فردا رو به سوی پول و روز دیگر رو به سوی دیگر .
پریشان نیست و وجودش یکپارچه است و تکلیفش با خودش و دیگران روشن است .
حق گزار است یهنی حق را به جا می اورد حتی اگر به ضرر پدر و مادرش باشد .
به حق نزدیک است چون رو به سوی او دارد در جهات مختلف و گاه متضاد راه نمی رود پس بزودی حق را دیدار خواهد کرد .
شما هیچ محرم رازی بهتر از او سراغ دارید ؟

شمس الحق نوشته:

احسنت بر شما دخترم ! دختر باهوش من .

ناشناس نوشته:

مقام رهبری در زمان ریاست جمهوری در شیراز کنگره حافظ با این غزل شروع کرد

کمال نوشته:

باسلام
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،تلاش کنیدوفاداری و
استقامت شیوءه همیشگی شماباشد،،،،
حتی اگرشمارادرنیمه راه تنهاگذاشته،،،،
بدانیدکه زندگی بی ارزش است ،،،،،،،،،،،،،
بکوشیدکه دردام وسوسه های شیطان،
نیفتید.قدردوستان وقدردوستی هارا،،،
بدانید.خوشبختی درون انسان هااست
مراقب باشیدازچنگالتان نگریزد،ازرفتار
بعضی ازاطرافیان ناراحت هستید،،،،،،،،،
نگران نباشیدوخوبی های اخلاقی خود
راافزون کنید.
شب خوش

کانال رسمی گنجور در تلگرام