گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

صبر و آرام تواند به من مسکین داد

وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت

هم تواند کرمش داد من غمگین داد

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم

که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست

آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن

هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی

خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

در کف غصه دوران دل حافظ خون شد

از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ایرج بسطامی » خانه بوی گل گرفت » تصنیف گل و نسرین

داوود مهذبیه » پسین دلگشا » خدا مهربونه

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

خسرو یاوری نوشته:

سلام :
۱- بیت ششم مصرع اول دامن آن سرو چمن صحیح است نه دامن سرو و لب جوی
۲- بیت آخر مصرع دوم در فراق رخت صحیح است نه از فراق رخت

امین کیخا نوشته:

از دامن لغت زیبایی داریم و ان دراز دامن است یعنی گسترده و دامنه دار و طولانی

دکتر ترابی نوشته:

بیت پنجم ، مصرع دوم بدین صورت خوشتر می نماید ، و ای بسا به همین گونه بوده است

هر که پیوست بدو، عمر خوشش کابین داد.

فرهاد نوشته:

در این مصراع که:
“گنج زر گر نبود کُنج قناعت باقیست” گنج قناعت درست است زیرا یخشیدن و دادن با گنج مناسب است نه با کُنج. .بهمین ترتیب در بیت:
هرکه گنج قناعت به گنج دنیا داد فروخت یوسف مصرى به کمترین ثمنى

نوشا نوشته:

به نظر می رسد مصرع دوم از بیت سوم اینگونه باشد :
که عنان دل شیدا به کف شیرین داد ( یعنی اختیار دلش در دستان شیرین افتاد )

کمال نوشته:

باسلام غزل فوق رابه زبان محلی ازیک خواننده محلی درکاستی که البته سی دی انهم اخیرادربازارآمده گوش دادم ولی دردیگرقسمتهای کاست خواننده ازباباطاهریادکرده است.
فالی جهت این غزل :
ای صاحب فال،گویاشمامشکلی بزرگ
داریدکه بسیاری میگویندراه حلی،،،،،،،،
برای آن نیست،اماچنین نیست،،،،،،،،،،،،،،
مشکلات بزرگ رامیتوان بابررسی،،،،،،،،
دقیق وباعزت نفس راه حلی برای آن،
پیداکرد،انشاءالله به نتیجه خواهید،،،
رسیدوروزهای خوبی درانتظار،،،،،،،،،،،،،
شماست.

شب خوش

محدث نوشته:

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست
نه فرهاد خان!
کنج هم معنای محصّلی دارد و ناصواب نیست.
در ادبیات فارسی شاید هیچ کس به سان انوری ابیوردی اشعار ناب قناعت وش نگفته باشد. همان انوری ِ روزگاری طماع و حریص….

آنکه رخسار تورا رنگ گل و نسرین داد » وبلاگ فرهاد شریفی نوشته:

[…] آنکه رخسار تورا رنگ گل و نسرین داد            صبر و آرام تواند به من مسکین داد […]

شمس شیرازی نوشته:

جناب دکتر دادور( انونیموس )
بد نیست بدانید یکی از وزیران آل بویه ( به گمانم صاحب بن عباد ) می فرمود: در آیینه نمی نگرم مبادا چهره یک عجمی ببینم!!!

کانال رسمی گنجور در تلگرام