اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
بیا که طاقتم از دوریت رسیده به طاق
کمان ابرویت ار مختلف زند تیرم
رواست آنکه گهی جفت خوانمش گه طاق
به دشمن این سخن غم فزا نباید گفت
که تنگ بسته بخون ریز دوست دست نطاق
درون سینۀ ما نیست کینۀ احدی
دلی که خانه عشق است نیست جای نفاق
مرا مهارت خط پیاله آنقدر است
که فی الحقیقه فلاطون حکمت الاشراق
بگو به گوش زمین ای غبار چون خسبی
تو ساکنی متحرک چراست هفت رواق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و دوری از معشوق میپردازد. او از بیپاسخی و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و اذعان دارد که طاقت دوریاش تمام شده است. شاعر به زیبایی ابرو معشوق اشاره میکند که چگونه میتواند او را به دو دسته مختلف تقسیم کند. همچنین تاکید میکند که در دلش هیچ کینهای نسبت به کسی ندارد و عشق در او جای نفاق نیست. در پایان، به حکمت و دانش خود اشاره میکند و از زمین میخواهد که چرا باید در سکون باشد در حالی که رویدادها در اطرافش در حال تغییرند.
هوش مصنوعی: هرچند که تو از دوستان و همراهان هیچ پشتیبانی نداری، ولی بیا که طاقت من از دوری تو به سر آمده است.
هوش مصنوعی: اگر کمان ابرویت تیر بیافکند، بر من جا دارد که گاهی او را دوست بدارم و گاهی نیز بیمحابا از او روی برتابم.
هوش مصنوعی: نباید به دشمنان سخنانی را گفت که باعث تأسف و ناراحتی شود، زیرا آنها میتوانند به بیرحمی و خونریزی نسبت به دوستان پرداخته و باعث تشدید درد و رنج شوند.
هوش مصنوعی: در دل ما کینه هیچ کسی وجود ندارد، چرا که قلبی که آکنده از عشق است، جایی برای دورویی و نفاق ندارد.
هوش مصنوعی: من به اندازهای در نوشتن بر روی پیاله مهارت دارم که در واقع، حکمت اشراقِ افلاطون را میفهمم.
هوش مصنوعی: بگو به زمین که ای غبار، تو در حالی که آرامی، چرا در میان هفت آسمان بیحرکت نیستی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چرا همی بگزینی تو بر وصال فراق
چرا همی ز خراسان روی به سوی عراق
تن مرا تو همی امتحان کنی به بلا
دل مرا تو همی آزمون کنی به فراق
تو را که گفت که بُگسِل ز بیعت و پیمان
[...]
شبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
ز طبع اوست وجود مکارم الاخلاق
ابوالمظفر ، شاه مظفر ، اتسز ، کوست
خدایگان همه خسروان علی الاطلاق
بنام اوست کمال صحیهٔ آداب
[...]
مؤیدین جمال ای ستودهٔ آفاق
ترا به مدح من اهلیت است و استحقاق
مرا به جود تو دانم که همچنین باشد
که از حکیمان طاقم تو از کریمان طاق
به حق من نبود جود تو به روی و ریا
[...]
خلاصه همه عالم یگانه آفاق
که با بزرگی جفتست و از بزرگان طاق
امیر عالم عادل شهاب دین خالص
که پشت لشگر دینست و روی ملک عراق
رسیده ذکر بزرگی او همه اطراف
[...]
گهی حریف خلافی گهی رفیق وفاق
نه بر طریق وصالی نه بر طریق فراق
نه بر وصال ثبات و نه در فراق صبور
نه با جفات قرار و نه با وفا میثاق
گهی به خشم به تریاق بر فشانی زهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.