گنجور

 
غبار همدانی

فکندم رخت در میخانۀ عشق

کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق

به بحر اشک خونین غوطه خوردم

ربودم گوهر یکدانۀ عشق

مخوان زاهد به فردوسم که الحق

ز قصر خلد بِه ویرانۀ عشق

به زنجیر مِی از راهم بگردان

که رسوا می شود دیوانۀ عشق

برو واعظ که در یک سر نگنجد

حدیث عقل با افسانۀ عشق

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظامی

نروید تخم کس بی‌دانه عشق

کس ایمن نیست جز در خانه عشق

عبید زاکانی

منوش از دهر جز پیمانهٔ عشق

میاور یاد جز افسانهٔ عشق

رضی‌الدین آرتیمانی

نداند عقل راه خانهٔ عشق

که عقل کل بود دیوانهٔ عشق

نوعی خبوشانی

می شوقم ده از پیمانهٔ عشق

که جوشد برلبم پروانهٔ عشق

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه