این کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
دم عیسی نفسی جو که دلش جان دارد
در جواب او
زوده نرم که اقلیم صفاهان دارد
تو مپندار که از معدن کتان دارد
در بر حجله پرزیورو کت رخت سیاه
دیو راهست اگر تخت سلیمان دارد
رخت گازر سزدش عشق که با دامن پاک
سنگ بر سینه زنان روببیابان دارد
بخیه را چونکه شکافند نگر باکرباس
کین کفن بر کف و او تیغ بدندان دارد
مسجدی دان بصفت جامه که شیرازه چاک
راست بر صورت محراب بدامان دارد
برد از لحیه روباه و بروت ما چه
خجلت آنریش که دهقان خراسان دارد
بر سر اقمشه و رخت نفیس ایقاری
این کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف دنیای قدیم و ظلمتهایی که در آن وجود دارد میپردازد. شاعر از دیوانگی و خطراتی که در زندگی وجود دارند صحبت میکند و به عشق و صفا نیز اشاره میکند. او با تصاویری از زیبایی و زشتی، همچنین با کنایه به قدرت و ضعف انسانها به بررسی واقعیتهای زندگی میپردازد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا، کشتهها و قربانیها فراوان هستند و این دنیای کهن مملو از درد و رنج است.
هوش مصنوعی: این دنیای قدیمی افراد زیادی را به کام خود کشیده است. بنابراین در لحظهای که دم عیسی را بدمی، باید نفسی از سر زندگی بجوییم، چرا که دل یک انسان زنده دارای جان و احساس است.
هوش مصنوعی: زود تسلیم نشو و نرمش نکن، چون سرزمین اصفهان دارای ویژگیهای خاص خود است. بر اساس ظواهر، فکر نکن که فقط به خاطر وجود کتان خوب و با ارزش است.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و زینت زندگی دارد، در حالی که آنچه در ظاهر یا در پوشش است نمیتواند نشاندهندهی قلب و نیت انسان باشد. حتی اگر زندگی کسی همچون تخت سلیمان باشد، ممکن است در زیر این ظاهر زیبا، دیو و زشتی وجود داشته باشد. به عبارتی دیگر، ظاهر نباید فریبدهنده باشد و واقعیت ممکن است چیز دیگری باشد.
هوش مصنوعی: عشقی که با دامن پاک خود در بیابان از سنگ بر سینه میزند، شایسته است که رخت گازر بر تن کند.
هوش مصنوعی: وقتی بخیه را باز کنند، نگرانی کمترین نیست، چون که این پارچهای که به عنوان کفن استفاده میشود، خود را آماده کرده و در حقیقت، آن تیغ تیزی در نزد خود دارد.
هوش مصنوعی: مسجد را مانند جامهای بدان که پارگیاش درست در وسط و در محل سجده قرار دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر ریش و ظاهرت از ما خجالت نکش، که کشاورز خراسان به خاطر وضعیتش شرمنده است.
هوش مصنوعی: بر روی فرشها و لباسهای گرانقیمت، کشتههای زیادی در این دنیای قدیمی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لشکری یار من امروز سر آن دارد
که دلم همچو سر زلف پریشان دارد
لؤلؤ چشم مرا کرد به رنگ لاله
آنکه از لاله و لؤلؤ لب دندان دارد
چون سکندر ز سفر هیچ نمی آساید
[...]
هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان دارد
جان کشد پیش لب لعل تو گر جان دارد
شکر و پستهٔ خندان تو میدانی چیست
چشم سوزن که درو چشمهٔ حیوان دارد
هرکه را پستهٔ خندان تو از دیده بشد
[...]
چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
دل من را لب پر شور تو بریان دارد
خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند
سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد
کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن
[...]
میزند خوش نفس باد صبا جان دارد
باد گویی نفسی از دم جانان دارد
هم عفی الله غم عشق تو که از آه چو برق
مجلس تیرهٔ ما شمع شبستان دارد
باد در زلف تو میپیچد از آن دربان است
[...]
دیده مشتاق و دلم میل فراوان دارد
جانم از مسکن تن روی بجانان دارد
بهمه حال ز جانان نشکیبد جانم
جان زجان آمدو هم روی بدان جان دارد
دل بیچاره خرابست که گفتند :فلان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.