آنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
الحق آراسته حسنی و جمالی دارد
در جواب او
خرم آن شمله که با ریشه خیالی دارد
خوشدل آنخرقه که با وصله وصالی دارد
جز کتان دو خته بر وی کلک مشکین چیست
انکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
روی کمخای ختائی چو بدیدم گفتم
الحق آراسته حسنی و جمال دارد
جامه تافته آل ز شیرازه چاک
آفتابیست که درپیش هلالی دارد
راستی انکه طلب میکند از عقد سپیچ
او در اندیشه کج فکر محالی دارد
میزند شام و سحرگاه بطبل بالش
جامه خوابی که وی از شرب دوالی دارد
همچو دستار که آشفته شود وقت سماع
قاری این شعر تو در البسه حالی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جاذبههای ظاهری انسانها و لباسهایشان میپردازد. شاعر از زیبایی نسترن و غالیه (لطافت و زیبایی) صحبت میکند و به نوعی به زیباییهای ظاهری و باطن اشاره میکند. او به اهمیت ریشه و دلایل این زیباییها و لباسها نیز اشاره دارد و از زیباییهایی که در آنها وجود دارد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی ظاهر بدون عمق و محتوا ارزش چندانی ندارد و حقیقیتهای درونی افراد باید با ظاهرشان همخوانی داشته باشد.
هوش مصنوعی: کسی که بر گل نسترن عطر و بوی خوشی ندارد، حقیقتاً از نظر زیبایی و جذابیت در سطح بالایی قرار دارد.
هوش مصنوعی: خوشحال و شاداب آن لباس است که با خیالات خوب دوخته شده و دلنشین آن عباست که از وصلهها و دوختهای مختلف تشکیل شده است.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که بر روی پارچه غمگین و تیره است، این است که کسی آن را در کنار نسترنی که بدون عطر و رایحه است، میبیند.
هوش مصنوعی: وقتی که روی خوش و زیبا و خوشرنگ او را دیدم، به واقع متوجه شدم که او چقدر زیبا و دلربا است.
هوش مصنوعی: لباس بافته شدهای که در آن آسیبهایی وجود دارد، به مانند نمایشی است که در برابر هلال ماه قرار دارد.
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال چیزی است، در واقع در فکر و اندیشهای نادرست و غیرواقعی گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در صبح و شام، صدای طبل به گوش میرسد، گویا کسی که هنوز به خواب نرفته، از لذت نوشیدن شرابی خوش طعم صحبت میکند.
هوش مصنوعی: چنانکه دستار در زمان شنیدن موسیقی به هم میریزد، قاری این شعر نیز در لباس خود حالتی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخنی کز دل بیتاب بود پردارد
نامه شوق چه حاجت به کبوتر دارد؟
پوست بر پیکر من قلعه آهن شده است
رگ ز خشکی به تنم جلوه نشتر دارد
خبر از گوهر اسرار ندارد غواص
[...]
نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
چمن از بلبل و گل برگ و نوایی دارد
رونق خانهٔ دل اشکی و آهی کافی است
خلوت ما چو حباب آب و هوایی دارد
هر شب از سینه سراسیمه دود از پی آه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.