بجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
بده ساقی می باقی زخویشم بیخبر گردان
در جواب آن
کتان سان شد تنم بی تاب وچون موئینه مو ریزان
زپار جامه سرما و فکر رخت تابستان
زمانی میخورم در بحر حبر موجزن غوطه
دمی درجامه صوف مربع میزنم جولان
چه داند چکمه را قیمت که گوئی چارپا دارد
دوابی کش سقرلاط و جل خرباشدش یکسان
گرت در بقچه خاص کسی نبود طمع جامه
سجیف آسا نرانندت نیفتی خار چون دامان
باطلس فطنی از خود را کند نسبت بدان ماند
که از شوخی معارض میشود تن جامه باکتان
بمحراب سجاده گرسری دارم مکن عیبم
کسی گوید مسلمانرا که روی از قبله برگردان
نظامی صوف طاقینست و سعدی جامه دیبا
مرقع را شمر قاری و شرب زرفشان سلمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل تنگی و سرگردانی عقل خود صحبت میکند و از ساقی میخواهد که مینوشاند تا از خود بیخبر شود. او احساس میکند که حالش شبیه به تن رنجور و ناتوانی است که با پوشیدن لباسهای تابستانی در سرمای زمستان از بین رفته است. شاعر در میان افکار خود غوطهور است و لحظاتی را در جستجوی آرامش میگذراند. او به قیمتی که برای چیزهایی مانند چکمه وجود دارد اشاره میکند و میگوید که باید از طمع و دنیا دوری کرد. در نهایت، شاعر به عبادت و دیانت اشاره میکند و تبادل نظر میان معانی و لباسها را نمادین میسازد. بهطور کلی، شعر به ابعاد روحی و معنوی زندگی آدمی و تضادهای آن میپردازد.
هوش مصنوعی: دل تنگ و ناراحت من از فکر و خیال بیهوده خسته شده است. ای ساقی، جام شراب را به من بده تا چند لحظهای از خودم و مشکلاتم بیخبر شوم و لحظاتی را در شادی سپری کنم.
هوش مصنوعی: بدن من مانند کتان بیتاب شده و مانند موهایی که با خیال ریزش از جامه در سرمای زمستان، به یاد تابستان فکر میکنم.
هوش مصنوعی: در یک زمان به دنیای نوشتهها و اندیشهها فرو میروم، به مدت کوتاهی در حال لذت بردن و آرامش از دنیای فکری هستم، در حالی که به دقت در جستجوی درک و معنا میپردازم.
هوش مصنوعی: چکمه از ارزش خود آگاه نیست، زیرا نمیداند که چه کارایی دارد و از چه چیزی ساخته شده است. به همین دلیل، او نمیتواند تفاوت بین خودش و چیزهای دیگر را درک کند.
هوش مصنوعی: اگر در یک مکان خاص کسی نباشد، طمع کردن به لباسهای زشت و کهنه بیفایده است، زیرا تو به سختی و زیان ناشی از آن گرفتار میشوی.
هوش مصنوعی: انسان وقتی از هویت واقعی خود دور میشود و به تقلید و ظاهرسازی روی میآورد، همچون لباس زرق و برقدار و فریبندهای میشود که تنها ظاهر را زیبا نشان میدهد، اما در حقیقت خالی از ارزش و معناست. این تغییر در رفتار و ظاهر، از عمق وجود او فاصله میگیرد و او را در معرض تنهایی و بیهویتی قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در محل عبادت، من دلی ناخرسند و بیتاب دارم. منتها نگذار کسی عیب من را بگوید، زیرا اگر مسلمان واقعی هستی، نباید از راه راست و قبله منحرف شوی.
هوش مصنوعی: نظامی به مانند کسی است که در اوج معنویت و صفا قرار دارد، و سعدی به خاطر لطافت و زیبایی اش مانند جامهای گرامی و نفیس محسوب میشود. همچنین در اینجا اشاره شده که قاری مانند سلمان با صفا و درخشندگی خاصی ظاهر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری
شکسته شد از و لشکر ولیکن لشکر ایشان
چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
که روز افزون بدو گشته ست ملک و ملت و ایمان
بدین دولت زیادت شد به اسلام اندرون قوت
بدین دولت پدید آمد به تعطیل اندرون نقصان
بدین دولت جهان خالی شد از کفران و ازبدعت
[...]
خجسته دولت عالی همین کرد ای ملک پیمان
که فتحی نو دهد هر روز از یک گوشه کیهان
فرود آرد سپاهت را به گرد کشور عاصی
برآرد گرد از آن کشور بسوی گنبد گردان
برانگیزد ز شادروان سپاه پادشاهی را
[...]
چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان
به دست سالیان شسته زمان از موی تو قطران
ز قول رفته و مانده چه بر خواندی و چه شنودی؟
چه گفتند این و آن هر دو؟ چه چیز است این، چه چیز است آن؟
گر این نزدیک را گوئی و آن مر دور را گوئی
[...]
چو رستم گشت در کوشش، چو حاتم گشت در بخشش
چو لقمان گشت در حکمت، چو سلمان گشت در عرفان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.