مائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
دل داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم
در جواب آن
ارمک عزیز ماست که در بر گرفته ایم
سر تا بپای او همه در زر گرفته ایم
از پیشک طلا و در دگمهای جیب
محبوب صوف در زر و زیور گرفته ایم
خشبوی جیب اطلس چرخ از بخور ماست
در زیر ذیل خویش چو مجمر گرفته ایم
بگشاده ایم بسته دو صدره عمامه را
عقده نگو نیامده از سر گرفته ایم
صمد بار پیش قحبه والا بشاهدی
در شامگاه شده بچادر گرفته ایم
در جامه خانه دلبر ماهست نرمدست
دل داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم
قاری شدند سیر خلایق زاطعمه
روی زمین بالبسه یکسر گرفته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلبستگی شاعر به محبوبش پرداخته است. شاعر از غم و اندوه خود بر اثر دوری از معشوق صحبت میکند و بیان میکند که دل و جان خود را به او داده است. همچنین به زینتها و ثروتهایی که در جیب دارد اشاره میکند که نمایانگر عشق و محبت اوست. در کل، شعر بیانگر شور و حرارت عشق و تلاش برای نزدیکی به محبوب است، در عین حال بر زیباییها و خوشبوئیهایی که از این عشق به دست آورده تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که از جهان غمگین شدهایم و دل را به او سپردهایم و دامن دلبر را در دست گرفتهایم.
هوش مصنوعی: ما به محبت و عشق ارمک، که عزیز ماست، دل بستهایم و تمام وجودمان را در این عشق غرق کردهایم.
هوش مصنوعی: ما از زرق و برق طلا و جواهرات محبوب خود بهرهمند شدهایم.
هوش مصنوعی: عطر خوش جیب چرخ از بخور ماست که در زیر دامان خود مانند مشک نگه داشتهایم.
هوش مصنوعی: ما دو طرف عمامه را باز کردهایم و گره آن را گشودهایم، نگو که از آنجا نیامدهایم، بلکه خودمان از سر گرفتهایم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف لحظاتی میپردازد که در یک وضعیت خاص و ناامیدکننده قرار دارد. او به نوعی به حضور خانمی اشاره میکند که در شرایطی خاص و در فضایی تیره و تار قرار گرفتهاند و به نوعی به احساسات و افکار خود در این وضعیت میپردازد. این تصویر میتواند نشاندهنده نوعی انزوا یا سردرگمی باشد که شاعر در آن لحظه تجربه میکند.
هوش مصنوعی: در آغوش دلبر، با دل نرم و لطیف، زندگی را سپری کردهایم و در دامان او حاضر هستیم.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر غذای خوب و فراوانی که دارند، به حالتی رضایتبخش و خوشحال دچار شدهاند و ما نیز همه چیز را در اختیار داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفتهایم
با پیر خویش راه قلندر گرفتهایم
در راه حق چو محرم ایمان نبودهایم
ایمان خود به تازگی از سر گرفتهایم
چون اصل کار ما همه روی و ریا نمود
[...]
ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
وز جهان بجان دوست که دل برگرفته ایم
زین در گرفته ایم بپروانه سوز عشق
چون شمع آتش دل ازین در گرفته ایم
با طلعتت زچشمه ی خور دست شسته ایم
[...]
دیگر هوای عشق تو در سر گرفتهایم
عشق رخ چو ماه تو از سر گرفتهایم
بر یاد آن دو چشم و لب لعل دلکشت
از بادهٔ خیال تو ساغر گرفتهایم
دایم خیال قدّ چو سرو روان تو
[...]
ماییم کز جهان همه دل برگرفتهایم
جان دادهایم و دامن دلبر گرفتهایم
مست و خراب و عاشق و رندیم و بادهنوش
آب حیات از لب ساغر گرفتهایم
چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است
[...]
ما ای صنم هوای تو از سر گرفتهایم
چون شمع ز آتش دل خود درگرفتهایم
دل برگرفتهایم ز هستی خویشتن
زان پس هوای همچو تو دلبر گرفتهایم
بهر غذای طوطی طبع سخن گذار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.