گنجور

 
 
 
خیام

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس

در پیش نهاده کله کیکاووس

با کله همی گفت که افسوس افسوس

کو بانگ جرسها و کجا ناله کوس

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خیام
سعدی

چون زهرهٔ شیران بدرد نالهٔ کوس

بر باد مده جان گرامی به فسوس

با آنکه خصومت نتوان کرد بساز

دستی که به دندان نتوان برد ببوس

حزین لاهیجی

این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوس

ای دل به کجا برم؟ کزو به ناقوس

ازکشتهٔ خود به کف درین دشت سراب

جز آبلهٔ دانه ندارم، افسوس

آذر بیگدلی

خسرو، کآراست ملک چون روی عروس

نوشید می و، بلعل شیرین زد بوس

هم نغمه ی نی شنید و هم ناله ی کوس

هر کار که خواست کرد، لیکن افسوس

صفی علیشاه

گر سالک عارفی و بی‌عیب و عبوس

بدخواه مباش بر مسلمان و مجوس

بر خلق نباشد ار ترا طبع کریم

آزرده مباد کز تو گردند نفوس

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صفی علیشاه
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه