نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
سایه ام را هم ازو صد داغ چون من بر تن است
بی رخت از غیر می خواهم بدوزم دیده را
این که می بینی بچشمم نیست مژگان سوزن است
چون نیندازم برون خود را ز پیراهن چو مار
بر تنم ماریست هر تاری که در پیراهن است
سنبلت را باد اگر برداشت از رویت مرنج
مزرع حسن رخت را خوشه چین خرمن است
از مسیحا نیست کم ، در روح بخشی بویِ گل،
غنچه بهر آن مسیحا مریم آبستن است
هست شاهد بر جفاهای زلیخای هوا
یوسف گل را که چندین چاکها بر دامن است
سوخت از سر تا قدم خود را فضولی بهر دوست
شمع بزم دوست شد او را چه باک از دشمن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از دوری از معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویر زیبا، درد و رنجهای خود را توصیف میکند. او اشاره میکند که وجود معشوق بر تن و جانش اثرات عمیق و زخمهایی به جا گذاشته است. همچنین، با بیان اینکه زیبایی و جذابیت معشوق مانند یک مزرعه پر از خوشههای خوب است، دلتنگی خود را نشان میدهد. در نهایت، شاعر از سوز و شوق خود برای دوست میگوید و با وجود مشکلات و دردها، به عشق ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: نور تیر تو از صد روزنه به بدن من میتابد و سایهام نیز از آن نور جاودانه، بر تنم صد زخم و نشان دارد.
هوش مصنوعی: من بدون زیباییهای دیگران میخواهم دیدهام را بدوزم، این که الان میبینی در چشم من نیست، بلکه مژههایم مانند سوزنند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم خود را از زیر لباس کنار بگذارم، مانند ماری هستم که در لباس خود مخفی شده است و هر تار موی من نشانهای از آن است.
هوش مصنوعی: اگر باد سنبلت را از روی تو برداشت، ناراحت نشو؛ چرا که زمین زیبایی چهرهات، خوشهچینی برای برداشت زیباییهاست.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در وجود مسیحا، روح تازهای وجود دارد که مانند بوی خوش گل است. همچنین، غنچه به خاطر او، مریم که نماد پاکی و تولد تازه است، در حال انتظار و بارداری است.
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که زیباییهای دلپسند و جذاب در زندگی، همچون یوسف زیبا، دچار مشکلات و آسیبهایی هستند که نشاندهنده سختیها و جفاهایی است که بر آنها رفته است. دامن یوسف، که نمادی از زیبایی و نیکویی است، پر از چاکهایی است که نشانههای این جفاها و تلخیها است. در واقع، این بیت نشاندهنده تضاد زیبایی و سختیهای زندگی است.
هوش مصنوعی: آدمی که برای دوست خود جان میدهد و تمامی وجودش را به خاطر او فدای میکند، باکی از دشمان ندارد. او همچون شمعی میسوزد و روشنایی میبخشد، بیآنکه به خطرات و دشمنان توجهی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
زلف او در تیره شب بر ماه روشن جوشن است
تاکه او را جوشن است از تیره شب بر طرف ماه
راز من در عشق او پیدا چو روز روشن است
تا گلی نو بشکفد هر ساعتی بر روی او
[...]
تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
زین سبب چشمم همیشه همچو رویش روشن است
تا بدیدم دامن پر خونش چشم من ز اشگ
بر گریبان دارم آنچ آن ماه را بر دامن است
جای دارد در دل پر خونم آن دلبر مقیم
[...]
اینزمان کز آسمان تابنده ماه بهمن است
زال زرگر نیست آتش از چه تیغش زاهن است
آتش اندر خرمن ما زد رخت وین روشن است
خال مشکین تو بر رخ دانه ای زین خرمن است
آن رخ نازک چو آب از دیده رفت اما هنوز
نقش خالت چون سیاهی مانده در چشم من است
تو مرا چشمی و تا بر بام و روزن آمدی
[...]
نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
لاله یی کز خون دل دارد نشان چشم من است
حاجت گفتن ندارد حال من ای شمع حسن
قصه جانسوزی پروانه حرفی روشن است
دست چون در خون من دارد! اگر با دیگری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.