خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
سزد جمالت اگر هست پرده باز کنی
ز قالب تو زر ده دهی برون آید
درون بوتهٔ اخلاص اگر گداز کنی
بزیر هستی خود تا بکی نهان باشی
ز خویش پرده بر افکن که کشف راز کنی
عروج بر فلک سروری توانی کرد
بخاک درگه نیکان اگر نیاز کنی
میانه گر بتوانی گزید در اخلاق
ترا رسد که بسرعت ز پل جواز کنی
چه شاه راه حقیقت نمودهاند ترا
هزار حیف اگر روی در مجاز کنی
توانی آنکه یکی از مقربان گردی
دو رکعت از سر اخلاص گر نماز کنی
در عمل بگشا بر امل که میترسم
در امل بلقای اجل فراز کنی
برای آخرت ار توشهٔ بدست آری
بگور چون روی آسوده پا دراز کنی
ببندی ار در لذات این جهان بر خود
بروی خویش دری از بهشت باز کنی
اگر زهر دو جهان بگذری بحق برسی
ترا رسد که بر اهل دو کون ناز کنی
گهی بعروهٔ وثقای حق رسد دستت
که از متابعت باطل احترازکنی
در حقایق اشیا شود بروی تو باز
در مجاز بروی خود ار فراز کنی
تو را بخلعت هستی از آن شرف دادند
که تا بمعرفت این جامه را طراز کنی
چه مرگ میطلبی چون شدی حزین ای فیض
خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت شناخت خود و درک حقیقت زندگی و مرگ اشاره میکند. او میگوید اگر بخواهیم از زندگی و مرگ به خوبی بگذریم، باید از پردهها و زوایای پنهان وجود خود عبور کنیم و به حقیقت برسیم. با تلاش و خلوص نیت، امکان نزدیکی به مقام معنوی و مقربان الهی وجود دارد.
شاعر به خواننده توصیه میکند که برای آخرت خود توشه جمع کند و از لذات دنیوی چشمپوشی کند تا در بهشت را به روی خود بگشاید. همچنین، او تأکید میکند که رها شدن از دنیا و توجه به حقایق میتواند انسان را به مقام والایی برساند. در نهایت، او میگوید که مرگ را با آغوش باز بپذیریم اگر برای آن آماده شده و به حقیقت رسیده باشیم.
هوش مصنوعی: مرگ میتواند زیبا باشد اگر به گونهای با آن برخورد کنی که شایسته است. زیبایی تو نیز اگر در کمال جلوهگری باشد، ارزشمندتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر از قالب ظاهری خود بیرون بیایی و درون خود را در حوضهی خلوص و صداقت بیابی، مانند طلا که با گداختن از کثافت خارج میشود.
هوش مصنوعی: به مدت طولانی نمیتوانی زیر سایهی وجود خود پنهان بمانی. پرده را کنار بزن و رازهای درونیات را آشکار کن.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به مقام بلند و افتخارات سروری دست یابی، باید به نیکی و محبت نیازمندان توجه کنی و خود را در خدمت دیگران قرار دهی.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی در مورد رفتار خود انتخاب درستی داشته باشی، میتوانی به سرعت از موانع عبور کنی و پیشرفت کنی.
هوش مصنوعی: تو را به راه راست حقیقت راهنمایی کردهاند، اما چه حیف که اگر به سراغ خیال و مجاز بروی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از نزدیکان و مقربان خداوند شوی، کافیست با خلوص نیت دو رکعت نماز بخوانی.
هوش مصنوعی: در کارها و فعالیتهایتان جدی باشید، چرا که از مرگ نگرانم و میترسم که ناگهان به سراغتان بیاید.
هوش مصنوعی: اگر برای آخرت خود کاری کنی و توشهای جمعآوری کنی، وقتی به قبر بروی و بخواهی آرامش پیدا کنی، راحت خواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر خودت را از لذتهای این دنیا دور کنی، در حقیقت درهای بهشت را به روی خود باز کردهای.
هوش مصنوعی: اگر از تمام سختیها و دردهای زندگی بگذری و به حقیقت بزرگ و والایی دست یابی، میتوانی به جایی برسی که بر همهی موجودات عالم افتخار کنی و با عزت و ناز زندگی کنی.
هوش مصنوعی: گاهی دستت به دستاویز محکم حق میرسد، که باید در این زمان از پیروی باطل دوری کنی.
هوش مصنوعی: اگر به حقیقتهای اشیا توجه کنی، واقعیت برایت روشن میشود، اما اگر فقط به ظواهر توجه کنی و به سطح بپردازی، عمق واقعیات را نخواهی دید.
هوش مصنوعی: تو به خاطر اینکه هستی و وجودت باارزش است، شرافتی به تو دادهاند که بتوانی این لباس را به خوبی بر تن کنی و درک کنی.
هوش مصنوعی: چرا به مرگ فکر میکنی وقتی که غمگین هستی؟ ای فیض، مرگ خوب است اگر آن را به یک حالت زیبا تبدیل کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو با تو خصم شود سفله ای نه از خرد است
که در خصومت او مکر و حیله ساز کنی
هزار حیله توان ساخت وز همه آن به
که هم ز صلح و هم از جنگش احتراز کنی
ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
نیازمند توام، گر هزار ناز کنی
گهی که جانب احباب چشم باز کنی
بهر نیاز که بینی هزار ناز کنی
همیشه باز کنی چشم لطف سوی کسان
[...]
خوش آنکه بیخودم از نشاهٔ نیاز کنی
گهی کرشمه، گهی عشوه، گاه ناز کنی
بسی ز خواری خویش اعتبارم برگیرم
که پیش من چو رسی، از من احتراز کنی
عتاب او ز پیامم ازان بود قاصد
[...]
بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
به قدر مرتبه حسن خویش ناز کنی
خوش است غارت دل ها، ولی نه چندانی
که عمر جلوه خود صرف ترکتاز کنی
نهایتش گرهی چند وا کند از زلف
[...]
برین مباش که قانون تازه ساز کنی
به قول بلهوس از عاشق احتراز کنی
تمیز عاشق و اهل هوس نمیداند
به جان خویش که خاطر نشان ناز کنی
زبان سوسن، بیگفتگو نمیماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.