هستیم یکقطره از دریای تو
مستیم یک نشأه از صهبای تو
گر قبولم میکنی درّ یتیم
رانیم از خود کف دریای تو
حسن تو نور دل بینای من
عشق من زیب رخ زیبای تو
چشم تو مفتون سر تا پای خود
چشم من حیران سر تا پای تو
آبروی شمع و مه را ریخت دوش
آفتاب روی بزم آرای تو
میفزاید شور بر شور دلم
چون تبسم میکند لبهای تو
آه من از تاب آن زلف سیاه
شور من از لعل شکر خای تو
نالهام از بخت مادر زاد خود
عشق من از حسن مادرزای تو
هر که سودا کرد با تو سود برد
فیض را سر رفت از سودای تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و بیانگر شور و حال عاشق است. شاعر خود را یک قطره از دریای عشق معشوق میداند و به مستی و سرمستی ناشی از این عشق اشاره میکند. زیبایی و نور معشوق باعث روشنی و شگفتی دل عاشق شده و دهشت و حیرت او را در پی دارد. شاعر از تأثیر لبخند و زلف معشوق بر دلش میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی، منبع همه خوبیها و فیضهاست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس در پی عشق معشوق باشد، بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: ما تنها یک قطره از دریای وجود تو هستیم و در حالتی شاداب و سرمست از خوشیهای تو به سر میبریم.
هوش مصنوعی: اگر مرا بپذیری، مروارید یتیمی را که از خود میرویم، در عمق دریای تو قرار دهیم.
هوش مصنوعی: زیبایی تو روشنی بخش دل و چشمان من است، عشق من، چهره زیبا و دلنواز تو.
هوش مصنوعی: چشمهای تو به گونهای من را مجذوب کردهاند که از سر تا پایم تحت تاثیر قرار گرفتهام و چشمهای من نیز به تمام وجود تو خیره شدهاند.
هوش مصنوعی: دوش، آفتاب زیبایی و جذابیت تو را به دشت انداخت و آبروی شمع و ماه را تحت تاثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: زمانی که لبهای تو میخندند، بر هیجان و احساس دلم افزوده میشود.
هوش مصنوعی: درد و اندوه من به خاطر آن زلف مشکی توست و به خاطر لبهای شیرین و جذابت.
هوش مصنوعی: ناله و شکایت من از سرنوشت خودم است، اما عشق من نسبت به زیبایی توست که از بدو تولد تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که با تو درگیر احساسات و عشق شده، از این ارتباط بهرهمند شده است، چرا که عشق و لذت واقعی از ارتباط با تو ناشی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاشقم بر لعل شکرخای تو
فتنهام بر قامت رعنای تو
ماه بر راه اوفتاد از روی تو
سرو شرمنده شد از بالای تو
پوست در تن خشک دارم همچو چنگ
[...]
ای قبای حسن بر بالای تو
مایهٔ خوبی رخ زیبای تو
یاد زلفت برد آب روی صبر
آتش غم گشت خاک پای تو
صد هزاران دل به غوغا بردهای
[...]
آنچه با من میکند سودای تو
میکشم چون نیست کس همتای تو
با خیالی آمد از خجلت هلال
پیش بدر عارض زیبای تو
بر گشاید کار هر دو کون را
[...]
من ز رحمت میکشانم پای تو
کز طرب خود نیستم پروای تو
چشم من جای تو بود ای نور چشم
رفتی و ماند از تو خالی جای تو
چشم خود را اگر نمیبینم رواست
چون نبینم بی تو من ماوای تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.