ای سر هر سروری در پای تو
خوبی هر خوبی از بالای تو
شد خراب چشم مستت ملک جان
ای جهانی مست از صهبای تو
بر سر یکدیگر افتاده است دل
خستهٔ مژگان بی پروای تو
هر دو عالم را بیک جو کی خرد
عاشق شوریدهٔ شیدای تو
جای هیهای تو کی دارد سرم
ای دو عالم یک می از هیهای تو
از خودم دارد تهی وز خویش پر
پای تا سر عشق سر تا پای تو
همتی تا سر درین سودا نهم
ای سرم سودایی و سودای تو
هر چه فرمائی بجان فرمان برم
ای من از جان بنده و مولای تو
فیض را خاموش کن زین گفتگو
ظرف را کو وسعت دریای تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عظمت و زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که همه خوبیها از او نشأت میگیرد. او به تأثیر عمیق عشقش بر روح و جان اشاره میکند و میگوید که دلها در برابر زیباییهای معشوق به تنگ آمدهاند. شاعر حس میکند که عشقش او را از خود بیخود کرده و تمام وجودش را پر از عشق به معشوق کرده است. او میخواهد تمام عمرش را در خدمت عشق بگذراند و در نهایت از معشوق درخواست میکند که فضای بحث و جدل را خاموش کند و او را در دامان عشقش پذیرا باشد.
هوش مصنوعی: تو بهترینی که بر همه چیز تسلط داری و جمال و زیبایی تو برتر از هر زیبایی دیگری است.
هوش مصنوعی: چشم بیخبر و افسونگر تو، جان من را به تباهی کشید. ای جهانی که از شراب تو سرمست هستی!
هوش مصنوعی: دلهای خسته و ناامید به خاطر چشموهمچشمی برای جذابیتهای تو در حال نزاع و جدال هستند.
هوش مصنوعی: تمامی جهان را به یک دانه جو نمیزنم، زیرا عشق من به تو، دل دیوانه و شیدای من را پر کرده است.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، هیچ چیز نمیتواند جای خالی تو را در زندگیام پر کند. وجود تو و احساساتت برای من ارزشمندتر از هر چیزی است. تنها یک جرعه از حضور و احساسات تو، برای من کافیست تا همهچیز را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: دلم از خودم خالی شده و من به طور کامل در عشق تو غرق شدهام.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدف و خواستهام، تلاشی بیوقفه میکنم. ای سرم، تو که همیشه در آرزوی او هستی، بیا که میخواهم همه چیز را برای به دست آوردن او انجام دهم.
هوش مصنوعی: هر چه که بگویی، با کمال میل آن را انجام میدهم؛ زیرا من جانم را در اختیار تو قرار دادهام، ای مولای من.
هوش مصنوعی: فیض را از این گفتگو دور کن و ظرف وجودت را آماده کن تا بتوانی وسعت دریای وجود خود را تجربه کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاشقم بر لعل شکرخای تو
فتنهام بر قامت رعنای تو
ماه بر راه اوفتاد از روی تو
سرو شرمنده شد از بالای تو
پوست در تن خشک دارم همچو چنگ
[...]
ای قبای حسن بر بالای تو
مایهٔ خوبی رخ زیبای تو
یاد زلفت برد آب روی صبر
آتش غم گشت خاک پای تو
صد هزاران دل به غوغا بردهای
[...]
آنچه با من میکند سودای تو
میکشم چون نیست کس همتای تو
با خیالی آمد از خجلت هلال
پیش بدر عارض زیبای تو
بر گشاید کار هر دو کون را
[...]
من ز رحمت میکشانم پای تو
کز طرب خود نیستم پروای تو
چشم من جای تو بود ای نور چشم
رفتی و ماند از تو خالی جای تو
چشم خود را اگر نمیبینم رواست
چون نبینم بی تو من ماوای تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.