بیپرده رخ نما که شوم من فدای تو
در چشم من در آ که شوم من فدای تو
دور از چشم بد که سراپای نکوئیی
نزدیکتر بیا که شوم من فدای تو
خوب آمدی بیا که بپای تو جان دهم
دردم شود دوا که شوم من فدای تو
با من هر آنچه میکنی از لطف و قهر و ناز
هست آنهمه بجا که شوم من فدای تو
در خلد چون بناز خرامی برسم سیر
حورت کند دعا که شوم من فدای تو
بگذر ز فیض زود که دیریست داریش
در وعده لقا که شوم من فدای تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فدای خود در راه معشوق سخن میگوید. او میخواهد معشوق خود را نشان دهد و با چشمانش به او نزدیکتر شود. شاعر اظهار میکند که حاضر است جانش را برای معشوق بدهد و هر نوع رفتار او را با جان و دل میپذیرد. او از زیبایی و لطافت معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که به او نزدیکتر شده و بگذارد که عشق و فداکاریاش را نشان دهد. در واقع، این شعر به ابراز عشق و فدای مطلق در برابر معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: بیتعارف خود را نشان بده، چون من آمادهام که برای تو فدای خودم شوم. در چشمان من نگاه کن و ببین که چطور برای تو فدای تو میشوم.
هوش مصنوعی: دور از چشم حسد و بدخواهی، که زیبایی تو مرا جذب کرده، نزدیکتر بیا که من برای تو فدای جانم میشوم.
هوش مصنوعی: خوش آمدی! بیا که برای تو جانم را فدای تو میکنم. دردهای من درمان میشود و من به خاطر تو فدای عشق تو میشوم.
هوش مصنوعی: هر کاری که با من میکنی، چه خوب و چه بد، یا حتی با محبت و شیرینی، همهاش درست است؛ زیرا من برای تو حاضر هستم فدای تو شوم.
هوش مصنوعی: وقتی که در بهشت با ناز و زیبایی راه میروی، دعا کن که من فدای تو شوم و همیشه در کنار تو باشم.
هوش مصنوعی: از خیر نعمتهای زودگذر بگذر، چون مدت زیادی است که در انتظار دیدار تو هستم و حاضر هستم برای تو فدای جانم شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.