گنجور

 
فیض کاشانی

دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید

سر بلندان گوشه چشمی بسوی ما کنید

نوجوانان چون بیاد نرگسش نوشیدمی

اول هر جرعهٔ یاد من شیدا کنید

در شب زلف نگار دل فریبی گشت گم

بهر من روزی دل گم گشتهٔ پیدا کنید

از پی نظارهٔ دیوانگان دادند عقل

در گذشتن ای پری‌رویان سری بالا کنید

از دل پر غصه ما تا گره‌ها وا شود

خوب‌رویان یک بیک بند قباها وا کنید

دل بتنگ آمد مرا از نام و ننگ عاقلان

یار بی‌مستان مرا در عاشقی رسوا کنید

فیض میخواهد که با مستان کند هم مشربی

بر در میخانه آمد بهر او در وا کنید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
هلالی جغتایی

ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟

ما خود از فکر شما مردیم، فکر ما کنید

جان محزون در تنم امروز و فردا بیش نیست

فکر امروز من و اندیشه فردا کنید

مردم از این غصه، میخواهم که یار آگه شود

[...]

صائب تبریزی

سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید

نامه ای انشا کنید و قاصدی پیدا کنید

از جدایی دست و کلک من نمی چسبد به هم

از زبان خامه من نامه ای انشا کنید

کوچه نی شاهراه کاروان شعله نیست

[...]

بیدل دهلوی

دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید

تا به عقبا سیر این دنیا و مافیها کنید

خاک بر فرق خیال پوچ اگر باز است چشم

مفت امروپد این امروز بی‌فرداکنید

غیر آزادی‌ که می‌گردد حریف سوز عشق

[...]

صامت بروجردی

تا توانید ای عزیزان پیشه از تقوی کنید

اندرین دار فنا فکر ره عقبی کنید

خیر و احسان از برای رفتگان فرضست فرض

از چه نیکی‌های خود را پس دریغ از ما کنید

ما ندانستیم اندر دهر قدر عافیت

[...]

ملک‌الشعرا بهار

ای سفیهان بهرِ خود هم اندکی غوغا کنید

حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید

کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان

پس تکانی خورده دزدِ خویش را پیدا کنید

تا به کی با این لباسِ ژنده می‌ریزید اشک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه