گنجور

 
هلالی جغتایی

ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟

ما خود از فکر شما مردیم، فکر ما کنید

جان محزون در تنم امروز و فردا بیش نیست

فکر امروز من و اندیشه فردا کنید

مردم از این غصه، میخواهم که یار آگه شود

ای رقیبان، بر سر تابوت من غوغا کنید

چند با اغیار پردازید، ای سیمین بران

گاه گاهی هم بحال عاشقان پروا کنید

میکند سودای زلفش روز مسکینان سیاه

ای سیه روزان مسکین، ترک این سودا کنید

بسکه مخمورم، گرانی میکند دستار من

می فروشان، از سر من این بلا را وا کنید

عاشقیهای هلالی سر بشیدایی کشید

دوستان، فکری بحال عاشق شیدا کنید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید

نامه ای انشا کنید و قاصدی پیدا کنید

از جدایی دست و کلک من نمی چسبد به هم

از زبان خامه من نامه ای انشا کنید

کوچه نی شاهراه کاروان شعله نیست

[...]

فیض کاشانی

دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید

سر بلندان گوشه چشمی بسوی ما کنید

نوجوانان چون بیاد نرگسش نوشیدمی

اول هر جرعهٔ یاد من شیدا کنید

در شب زلف نگار دل فریبی گشت گم

[...]

بیدل دهلوی

دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنید

تا به عقبا سیر این دنیا و مافیها کنید

خاک بر فرق خیال پوچ اگر باز است چشم

مفت امروپد این امروز بی‌فرداکنید

غیر آزادی‌ که می‌گردد حریف سوز عشق

[...]

صامت بروجردی

تا توانید ای عزیزان پیشه از تقوی کنید

اندرین دار فنا فکر ره عقبی کنید

خیر و احسان از برای رفتگان فرضست فرض

از چه نیکی‌های خود را پس دریغ از ما کنید

ما ندانستیم اندر دهر قدر عافیت

[...]

ملک‌الشعرا بهار

ای سفیهان بهرِ خود هم اندکی غوغا کنید

حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید

کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان

پس تکانی خورده دزدِ خویش را پیدا کنید

تا به کی با این لباسِ ژنده می‌ریزید اشک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه