ای نازنین که نازش من بر تو باد و بس
بیگانة غم تو مباد آشنای من
ای آشنای دشمن و ناآشنای دوست
وی دشمن مروّت و خصم رضای من
ای آنکه نیست کار دلم جز وفای تو
ای آنکه نیست کام دلت جز جفای من
ای غمزدای دیده و حسرتفزای من
ای دلبر ستیزهگر بیوفای من
ای نازش نیازم سر تا به پایِ تو
ای پایمال نازت سر تا به پایِ من
شکریست در لباس شکایت دل مرا
وآنهم ز بخت بیاثر نارسای من
روزی که برگزیدمت از اهل روزگار
گفتم که دیگری نگزینی به جای من
عمریست در وفای تو عمرم بسر گذشت
کز تو نبود غیر غمت مدّعای من
خود طرفه اینکه نرم نیی در وفا هنوز
وین طرفهتر که سختتری در جفای من
روزی که کیمیای تو تأثیرجو نبود
کامل عیار بود مس ناروای من
اکنون که سنگ راه تو نرخ گهر گرفت
شد اینچنین به خاک برابر طلای من
دانسته گر کنی به من اینها خوشا دلم
ور خود ز حال من خبرت نیست وای من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد هجران پرداخته است. شاعر در این شعر از معشوق خود میگوید و به تضادهای عاطفی اشاره میکند؛ از یک سو وفاداری و عشق عمیقش به او را ابراز میکند و از سوی دیگر، جفای معشوق که موجب غم و حسرت اوست را به تصویر میکشد. او از دردی سخن میگوید که در پی عشق وجود دارد و حسرت میخورد که حتی با وجود این وفاداری، معشوق در وفا نرم و در جفا سخت است. در نهایت، شاعر آرزو میکند که معشوق از حال او آگاه شود و به او التفات کند.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، ناز تو تنها چیز ارزشمندی است که به آن وابستهام. آرزو میکنم که هیچ غمی به تو نرسد و تو همیشه شاد و خوشحال باشی.
هوش مصنوعی: ای کسی که با دشمنان آشنا هستی و با دوستان ناآشنا، بدان که او دشمن انسانیت و مخالف خواستههای من است.
هوش مصنوعی: ای کسی که دل من تنها برای وفاداری به تو میتپد، و ای کسی که هیچ چیزی جز ملامت و عذاب من به کام دل تو نمیخورد.
هوش مصنوعی: ای کسی که چشمانم را از غم خالی کردهای و حسرت را در وجودم بیشتر کردهای، ای محبوب نبخشی که همیشه در جدال با من هستی.
هوش مصنوعی: ای ناز تو، تمام نیاز من هستی و من به خاطر زیباییات کاملاً تحت تأثیراَم.
هوش مصنوعی: دل من در حال شکایت است، اما این شکایت به نوعی شکرگزاری تبدیل شده است. این وضعیت ناشی از بخت بد و نامراد من است که تأثیر مثبتی ندارد.
هوش مصنوعی: در روزی که تو را انتخاب کردم و از میان دیگران به تو رسیدم، به خودم قول دادم که هیچکس دیگری را جایگزین تو نکنم.
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر وفاداری به تو زندگیام سپری شده و تنها چیزی که از تو طلب کردهام، جز غم تو نبوده است.
هوش مصنوعی: جالب اینجاست که هنوز در وفا نرم-hearted نیستی و حتی جالبتر اینکه در خیانت به من خیلی سختگیر هستی.
هوش مصنوعی: روزی که جادوی خاص تو بر من اثر نداشت، تمام خواص و ویژگیهای من خراب و بیارزش شده بود.
هوش مصنوعی: این حالا که سنگهای مسیر تو ارزش گرانبهایی پیدا کردهاند، اینگونه به خاک به اندازه طلا برای من ارزشمند شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر از حال و روز من باخبر باشی و این مسائل را درک کنی، دلم شاد خواهد شد؛ اما وای بر من اگر تو از وضعیت من بیخبر باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بوده در قفای تو دایم دعای من
بیگانگی مکن که شدی آشنای من
دست از جفا بدار، وگرنه دعا کنم
تا داد من ز تو بستاند خدای من
گر من دعا کنم به سحرگاه، وای تو
[...]
ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من
گر دست اوفتاده نگیری تو، وای من!
نای دلم مگیر به چنگ جفا چنین
کز چنگ محنت تو ننالم چو نای من
پشتم چو چنبر از غم و نیکوست ماجری
[...]
میرفت جان ز بهر دل مبتلای من
میگفت دوست را که تو بنشین به جای من
تن شد ضعیف و یار نیامد به عیادتم
میلی به استخوان ننماید همای من
خواندم دعا و سوی فلک کردمش روان
[...]
ای در بلا فتاده دل مبتلای من
کس را مباد هیچ بلا چون بلای من
از درد عشق یار چنان مبتلا شدم
کاندر جهان طبیب نداند دوای من
عشق از برای دل بود و دل برای عشق
[...]
ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
سر تا قدم بلای سیاهی برای من
با جامه سیاه که در عین شوخیی
دلجوتری ز مردمک دیده های من
چشم تو گرچه کشت بیک دیدنم ولی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.