ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
ولی دست هوس کوته نشد از گردن مینا
چرا دود از دماغ میپرستان برنمیآرد
که برق باده آتش میزند در خرمن مینا
نوای بیغلط زن امشب ای مطرب که مستان را
چراغ باده پنهانست زیر دامن مینا
ندارد بلبلان، گر پای نسبت در میان آید
قبای غنچه، اندامِ تن پیراهن مینا
بهار میپرستان شد، نسیم لطف ساقی کو
گل صد نشئه را در غنچه دارد گلشن مینا
از آن می از گلوی شیشه بالاتر نمیآید
که ماند جای خون تو به اندر گردن مینا
به بزم باده فیّاض این ادا جا کرده در طبعم
که ساغر گوش میگردد به وقت گفتن مینا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به زیبایی و تأثیر عشق و تأثیرات آن بر زندگی و طبیعت اشاره دارند. شاعر به توصیف احساسات عمیق و شگفتانگیز خود پرداخته و به عواطفی چون زیبایی، حیا و ترس از عشق اشاره میکند. با استفاده از تصاویری همچون گلستان و برفروزی، شاعر نشان میدهد که عشق میتواند روح و جسم را تغییر دهد. همچنین از نگرانیهای ناشی از عشق و تأثیرات آن بر رفتار و احساسات خود نیز صحبت میکند. به طور کلی، این اشعار تأثیر عمیق و چندوجهی عشق را بر زندگی انسان به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگرچه جسم مینا از روح باده خالی شده، اما اشتیاق و تمایل به آن همچنان از گردن مینا کوتاه نشده است.
هوش مصنوعی: چرا بیداران و موشکافان نمیفهمند که شراب چقدر شور و شعلهور است و چگونه میتواند آتش بر خرمن زیباییها بزند؟
هوش مصنوعی: امشب ای نوازنده، با آواز زیبا و بدون اشتباه بخوان، چرا که مستان در این شب، نور باده را زیر دامن مینا پنهان کردهاند.
هوش مصنوعی: اگر ارتباطی میان بلبلان و غنچهها برقرار شود، زیبایی قیافهٔ غنچه، مانند لباس زیبای پرندهای مینماید.
هوش مصنوعی: بهار به زودی فرا میرسد و نسیم ملایم و دوستانهای در حال وزیدن است که گلهای زیبا و رنگارنگ را درون خود دارد و سرشار از نشاط و شادی است. به لطف این نسیم، باغ گلها به زیبایی و شکوفایی میرسد.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که شراب (می) نمیتواند از گلوی شیشهای فراتر برود، چرا که جایی برای خون تو در گردن بطری مینا باقی مانده است. این به نوعی اشاره به عشق و یاد محبوب دارد، که نمیگذارد انسان به راحتی از خوشیها و لذتها فاصله بگیرد. به عبارتی، احساساتی عمیق و قوی وجود دارد که مانع از تجربهی کامل لذت میشود.
هوش مصنوعی: در مجلس خوشگذرانی، حالتی در وجودم ایجاد شده که وقتی صحبت از شراب و مینا به میان میآید، گردانیدن جام شراب برایم لذتبخش و دلانگیز میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
چو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا
خرابم می کند بی لعل او در بزم میخواران
تکلف کردن ساقی، تواضع کردن مینا
دو صبح صادقند از یک گریبان سربرآورده
[...]
ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن مینا
که پالغز دو عالم دارد امشب دامن مینا
نفس سرمایهٔ عجزاست از هستی مشو غافل
که تا صهباست نتوان برد خم ازگردن مینا
سلامت بیخبر دارد ز فیض عالم آبم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.