به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب
برفروزی چو رخ، آتش شود از خوی تو آب
تو به این مایه حیا باز مکن جیب، مباد
که ز نامحرمی باد شود بوی تو آب
بر لب جو مخرام ای بت رعنا ترسم
که بدزدد روش از قامت دلجوی تو آب
در کفت آینه نبود که پی شیشة دل
سنگ برداشتی و شد به کف از خوی تو آب
بس که در کشتن فیّاض شدی گرم شتاب
شده شمشیر ز بیم تو به پهلوی تو آب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از بیتابی و بیقراری خود به خاطر دوری معشوق میگوید و تأکید میکند که زیبایی او به گونهای است که نیازی به جلب توجه یا تزیینات ندارد. در این شعر، به نجابت و قدر معشوق اشاره شده و بیان میشود که زیبایی و جذابیت او فراتر از هر زیبایی دیگر است. شاعر از نگرانی خود نسبت به آسیب رسیدن به معشوق و تأثیر نگاهها بر او سخن میگوید و در نهایت از دور نگاه میکند و دلش درگیر احساسات پیچیدهای است که ناشی از این عشق عمیق است.
هوش مصنوعی: وقتی به باغ بروی، زیباییات چون گل درخشان میشود. مانند آبی که از چهرهات ساطع میشود، وقتی به تو نگاه میکنیم، چنان آتشی به جان میزند که همهچیز را شگفتزده میکند.
هوش مصنوعی: از حیا و احتیاط خود محافظت کن و جیب خود را بیمورد باز نکن، چرا که اگر این کار را کنی، ممکن است عطر و بوی تو به دست نامحرمان بیفتد.
هوش مصنوعی: بر لب جوی نشستهام، ای محبوب زیبا، میترسم که آب از زیبایی قامت دلانگیز تو دزدی برود.
هوش مصنوعی: در دستانت آینهای وجود ندارد که نشان دهد دل سنگی تو چقدر درونش نرم شده است و این نرمش از ذات توست که به این حال درآمده.
هوش مصنوعی: آنقدر در کشتن بخشندهها جدی و مصمم شدهای که به خاطر ترس از تو، شمشیرت به پهلوی خودت آب افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.