بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
کافر دلی چشم سیه مست تو نازم
خون ریخته تا دامن صحرای قیامت
این زخم که بر من زدهای، دست تو نازم!
دوران چو تو یک ترک کماندار نداری
صیدی چو من انداختهای، شست تو نازم!
با آنکه ز هم نگسلد آمد شد لطفی
آن چین به جبین ریزی پیوست تو نازم
فیّاض باین عجز شدی صید وی آخر
انداز بلندِ نظرِ پست تو نازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و متناقض شاعر در مورد عشق و معانی زندگی میپردازد. او از یک سو از عشق و محبت سرشار است، اما از سوی دیگر با درد و ملامت دست و پنجه نرم میکند. شاعر احساس孤独 و بیکسی دارد و به دنبال آرامش و خوشی است، ولی همواره تحت فشار و ناامیدی قرار دارد. او تضادهای درونی خود را بیان میکند و در نهایت نشان میدهد که عشق برای او یک نعمت و در عین حال یک رنج است.
هوش مصنوعی: من به بیرحمی و قدرت تو افتخار میکنم، و به دل بیباختگیات که چشمان سیاه و مستی دارد، ناز میکنم.
هوش مصنوعی: هرچند که زخم عمیقی بر من زدهای، اما من به خاطر آنچه که تو به من دادهای، حتی در سختترین شرایط، به تو افتخار میکنم و از تو قدردانی میکنم. خونهایی که ریخته شدهاند، نشان از عظمت و اهمیت این لحظه دارد.
هوش مصنوعی: در زمانهای که تو مانند یک کماندار ترک نیستی، من هم صیدی همچون خودم را به دام انداختهام. بر ناز و زیبایی تو، آفرین میزنم!
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نمیتوانیم از هم دور شویم، اما آن لطفی که آن چینهای موی تو بر پیشانیات ریخته است، به تو زیبایی خاصی داده و من به آن زیبایی مینازم.
هوش مصنوعی: با وجود این که در کارهای تو نقص و ضعف وجود دارد، اما من به تو افتخار میکنم و به خاطر نگاه بلند و قوی تو نسبت به چیزهای کمتر ارزشمند، تو را تحسین میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
و آن غمزهٔ خونریز زبردست تو نازم
بستی چو گشادی گره از زلف بر ابرو
قربان گشاد تو شوم بست تو نازم
دلهای خلایق همه از پای در افتاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.