من مست محبّتم چه سازم
سرشار ملامتم چه سازم
جا در دل بیغمان ندارم
من سوز محبّتم چه سازم
پیوسته به کام دشمنانم
من بادة عشرتم چه سازم
در مشرب خویش خوشگوارم
خونابة حسرتم چه سازم
راحت سر صحبتم ندارد
شایستة محنتم چه سازم
گویند ببر ز مهر اطفال
من طفلْ طبیعتم چه سازم
فیّاض به عزلتم چه خوانی
من عاشق صحبتم چه سازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به بیان احساسات عمیق عاشقانهاش میپردازد. او میخواهد وجود مادی و جسمیاش را نادیده بگیرد و فقط به جان و عشق بپردازد. با اشاره به زیباییهای گل و بلبل، ابراز میکند که عشقش چنان قدرتمند است که حتی اگر خاری باشد، میخواهد در راه عشق فدای معشوق شود. شاعر از حسرتهایش میگوید و نشان میدهد که عشق او چقدر عمیق و پیچیده است، به طوری که همزمان احساس خجلت و شوق دارد. در نهایت، از ترس از دست دادن عشق و پرواز نکردن به خاطر این عشق همچنین صحبت میکند.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و علاقهای که دارم، از انتقادات و ملامتها بیخبرم و به آنها توجهی نمیکنم.
هوش مصنوعی: من در دل کسی که بیغم است جایی ندارم و نمیدانم با آتش عشق خود چه کنم.
هوش مصنوعی: من همیشه در اختیار دشمنانم هستم و چه کنم با می و خوشی خودم؟
هوش مصنوعی: در جایگاه خودم خوشحالم، اما نمیدانم با آرزوها و حسرتهای ناشی از آن چه کنم.
هوش مصنوعی: وقتی به درد و مشکلاتم فکر میکنم، میبینم که هیچکس برای صحبت کردن با من شایسته نیست، پس نمیدانم چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: میگویند که محبت کودکانم را از من بگیر، اما من چه کار میتوانم بکنم وقتی ذات و طبیعت من اینگونه است؟
هوش مصنوعی: ای بخشنده، نام مرا در تنهاییام چه میخوانی؟ من که عاشق جمع و محفل هستم، با تنهاییام چه کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.