دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
کار من از دست دل چاک گریبانست باز
گل دریده پیرهن بلبل فتاده در فغان
آن گل نورس مگر در سیر بستانست باز
بست جانان صد گره بر زلف و اهل درد را
صد گره زان صد گره بر رشته جانست باز
حیرت حالم ترا کردست غافل از حجاب
عالمی را چشم بر روی تو حیرانست باز
مرغ دل را گر نه بگشادست تا دست صبا
وه چه واقع شد چرا زلفت پریشانست باز
حقه لعل شکربارت شد از چشمم نهان
این نشان حقه بازیهای دورانست باز
مگذران عمر گرامی را فضولی در خطا
گرچه می دانی در امید غفرانست باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عواطف و احساسات عاشقانه خود اشاره میکند. دل او به زیبایی و خنده آن گلبرگ اسیر است و از درد فراق جانان رنج میبرد. بلبل در فراق گل فریاد میکشد و عشقش پیچیدگیهای زیادی دارد. شاعر میگوید که حیرت و شگفتیاش از زیبایی معشوق او را غافل کرده و همه را سرگردان کرده است. همچنین، او به حقههای زندگی و نامعلومیهای عشق اشاره میکند و از همه میخواهد که در طول عمرشان به اشتباهات خود توجه نکنند و امیدوار به بخشش باشند. این شعر، پر از احساسات عمیق و تفکر درباره عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و جاذبه آن گلبرگ خندان گرفتار شده و حالا دیگر نمیتوانم بر احساسات خود کنترل داشته باشم.
هوش مصنوعی: گل پاره شده از پیراهن بلبل، در حال ناله و غمگینی است. آیا این گل تازه جوان هنوز در حال گشت و گذار در باغ است؟
هوش مصنوعی: عزیز من، زلفش پر از گرههای پیچیده است و آدمهای دردمند به خاطر همین پیچیدگیها، از این گرهها میکوشند تا روح خود را آزاد کنند.
هوش مصنوعی: حالتی از حیرت و شگفتی بر من حاکم شده که به خاطر غفلت از موانع و پردههای دنیوی، چشمانم به تو دوخته شده و در حیرت به تماشای تو نشستهام.
هوش مصنوعی: اگر دل من نتوانسته است بگشاید، پس چرا وزش نسیم (صبا) چنین تأثیری داشته است و چرا تارهای زلفت اینگونه آشفته و پریشان شدهاند؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و دلربایی تو از چشمانم پنهان شده است و این، نشانهای از فریبکاریهای زندگی است که بارها دیدهام.
هوش مصنوعی: زندگی ارزشمندت را صرف جست و خیز در کارهای بیفایده نکن. حتی اگر میدانی که امید به بخشش وجود دارد، باز هم از اشتباهات دوری کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز
دتر میان معنی و لفظم بیابانست باز
مایه میبندد دلم ز آشفتگیهای دماغ
در سر شوریدهام سودای سامانست باز
گشت شاخ غنچه هر یک تار مژگانم ز اشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.