خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
که عمر رفته به امیّد یار باز آید
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به یاد معشوق خود و خاطرات شیرین آن میافتد. یاد صورت او در هر جا و هر لحظه به ذهنش میآید و حسرت بر لبان شیرینش او را به مرگ نزدیک میکند. شاعر از زیباییها و نازکی دل معشوق میگوید و اشاره میکند که چگونه یاد او از دلش خارج نمیشود. او به غنچهها و بویی که از گلها به مشام میرسد اشاره دارد و از درد و رنجی که در زندگی دارد، سخن میگوید. شاعر به این میاندیشد که چطور میتوان دل را از زلف معشوق آزاد کرد و در نهایت، به این واقعیت اشاره دارد که هر روز گذشته، یاد روزهای پیشین را به یاد میآورد و از زمان حال به شدت دلگیر است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از سفر خود به خانه برگردد و غم و اندوه او به پایان برسد، چون امید دارد که عمر از دست رفتهاش به خاطر یار و دوستش بازگردد.
هوش مصنوعی: بهار از باغ شادی ما دور شده و زندگی ما بدون تو خوشایند نیست، اما خوشحال میشویم روزی که بهار دوباره به باغ برگردد.
هوش مصنوعی: غبار مسیر تو از چشمانم پاک شد، اما خوشا به حال آن لحظهای که آن غبار دوباره به چشمم برگردد.
هوش مصنوعی: ما در مسیر وفا و عشقش نشستهایم و منتظریم با امید اینکه او از این راه بازگردد.
هوش مصنوعی: احساس آرامش و قرارم از دل رفته و امیدوارم که دوباره به دل زخمزدهام برگردد. خوشحالم از اینکه بخشندهای در دل دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.