هلاک همچو منی خشم و کین نمیخواهد
چنین شکار ضعیفی کمین نمیخواهد
ز یک اشارة ابرو به مدّعای توام
هلاکم این همه چین حبین نمیخواهد
تراست حسن به کام و مراست عشق تمام
که گفته است که آن تو این نمیخواهد!
اسیر دام هوس باد آن گرانجانی
که تیر ناز ترا دلنشین نمیخواهد
هوای زلف و رخ تست بر سر فیّاض
که رام کفر نگردید و دین نمیخواهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق درد و اضطراب عاشق را به تصویر میکشد. شاعر از دلش که مانند مرغی در قفس میجهد، صحبت میکند و از آسیبپذیری و زخمپذیری خود میگوید. او در خیال خود، یاد مژگان معشوق را میکند و قلبش به شدت تحت تأثیر این یادآوری قرار میگیرد. همچنین، شاعر به غبار خاطرات و تأثیرات احساسات بر او اشاره میکند و از درد ناشی از عشق و غم سخن میگوید. در نهایت، درخواست کمک از طبیب نشاندهندهی نیاز او به تسکین این دردهای عاطفی است.
هوش مصنوعی: کسی مثل من که در این وضعیت ضعیف و آسیبپذیر است، به خاطر خشم یا کینه نیاز به تلاش و کمین ندارد تا نابود شود.
هوش مصنوعی: از یک اشاره ابرویت، برای نشان دادن عشق و علاقهات، جانم را به خطر انداختهام. این همه محبت و جلوههای عاشقانه دیگر لازم نیست.
هوش مصنوعی: حسن تو برای من لذتبخش است و عشق من به تو کامل است. کسی نمیتواند بگوید که تو این را نمیخواهی!
هوش مصنوعی: کسی که به دام آرزوها گرفتار شده، نمیتواند به زیبایی و ظرافت محبت تو توجه کند.
هوش مصنوعی: هوای زیباییهای چهره و موی تو بر سر انسانی است که خوشذاتی دارد، اما به وسوسه کفر نیفتاده و به دنبال دین و باورهای مذهبی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.