کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
که چون جرس دل او با زبان موافق شد
چنین که چشم به روی تو دوخت پنداری
که عکس آینه پیش رخ تو عاشق شد
لباس جلوه رسایی نمود، تا آخر
به سروِ قامتِ رعنای او موافق شد
کسی که صبر به خواری نمود همچو هلال
به یک دو هفته بر اقران خویش فایق شد
هزار شکر که فیّاض بی زبان آخر
چو ابروی تو زبانآور دقایق شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به استقبال بهار میرود و از تشدید درد و غم در زندگی انسانها سخن میگوید. او به همدردی و همدلی طبیعت و انسانها اشاره میکند و بیان میکند که در این فصل زیبا، حتی عشق نیز به درد و رنج تبدیل شده است. گلها و پرندگان به زیبایی خود ادامه میدهند، اما انسانها در درد و دل خویش غرق شدهاند. شاعر در نهایت به آسمان و شرایط ناگوار خود اشاره میکند و میگوید که حتی آسمان نیز در این درد شریک است و هیچکس نمیتواند در این وضعیت بر خویش غلبه کند.
هوش مصنوعی: کسی در ادعای عشق و محبتش مانند صبح روشن و شفاف شد که در این میان، احساسات او با کلماتش همراستا و هماهنگ گشت.
هوش مصنوعی: وقتی که به چشمان تو خیره میشوم، حس میکنم که تصویر در آینه هم به زیبایی تو دل بسته شده است.
هوش مصنوعی: لباس زیبایی خود را نمایان کرد و در نهایت با قد و قامت جذاب او هماهنگ شد.
هوش مصنوعی: کسی که با صبر و استقامت در برابر دشواریها روبرو شد، مانند هلال ماه که بعد از چند روز به اوج خود میرسد، بر دیگران برتری یافت.
هوش مصنوعی: سپاس فراوان که بخشندهای خاموش، در نهایت مانند ابروی تو، به زیبایی رازها را بازگو کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.