بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها
در راه سیلاب فنا پستند این دیوارها
بار تعلّق پرگران، جانِ بلاکش ناتوان
بر دوش تا کی چون خران خواهی کشید این بارها!
شد نقد عمر از کف روان سودی نه پیدا در میان
یوسف نیارد کاروان هر دم درین بازارها
بر کشت اعمال ای پسر آبی ده از مژگان تر
باشد که روزی بیخبر گُل بردمد زین خارها
چرخ و عناصر ای نکو، دیریست بیبُن تو بتو
بر فرق ما آخر فرو میآید این دیوارها
این برجهای آسمان هر یک چو کشتی پارهدان
وین انجم و این اختران بر وی زده مسمارها
شرعست و دین دارالشفا اینجا طبیبان انبیا
علم و عمل در وی دوا، این عقل و جان بیمارها
دنیا چو داری در نظر عقبا به عکس آن نگر
ادبارها اقبالها، اقبالها ادبارها
فیّاض آن ماه نهان رخسار بنمودی عیان
گر خود نبودی در میان این پردة پندارها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جوانی توصیه میکند که به افلاک و مسائل ظاهری تکیه نکند و به سرنوشت فنا و بیثباتی دنیا توجه داشته باشد. او به جوان یادآوری میکند که بار تعلقات دنیوی بسیار سنگین است و انسان باید در کمال هوشیاری و آگاهی از عمر خود بهرهبرداری کند. باید به کارهای نیک پرداخت که ممکن است روزی نتیجهی آن نمایان شود. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که جهان فانی و گذراست و انسان باید به علم و عمل و دین توجه کند تا از رنجها و مشکلات جان رهایی یابد. در نهایت، او به جوان میگوید که باید به عاقبت کارها فکر کند و دنیا را از دید آخرت بنگرد.
هوش مصنوعی: ای فرزند، به حالت آسمانها زیاد تکیه نکن، زیرا در مسائل زندگی، مانند سیل، مصالح و دیوارها به زودی فرو میریزند و از بین میروند.
هوش مصنوعی: بار سنگین وابستگی و درد بسیار، بر دوش این انسان ناتوان تا کی باید تحمل شود؟ چرا مثل الاغ این بارها را حمل میکنی؟
هوش مصنوعی: عمر انسان به سرعت در حال گذر است و هیچ فایدهای از آن نصیب نمیشود؛ مانند یوسف که در برابر کاروان، هیچ نقشی نخواهد داشت. در این بازارها، هر لحظه گذشت زمان به چشم میآید.
هوش مصنوعی: ای پسر، بر زمین اعمال خود آب بپاش؛ چراکه اشکهایت میتواند روزی بیخبر از دل این کاشانههای خاری، گلی را برویاند.
هوش مصنوعی: چرخ و اجزای طبیعت، ای نیکو، مدتی است که بیپایه و بنیاد تو بر سر ما سایه افکندهاند و در نهایت، این دیوارها بر سر ما فرود میآید.
هوش مصنوعی: این برجهای آسمان هر یک مانند کشتیهایی هستند که در دریا غرق شدهاند و ستارهها و سیارات بر روی آنها به مانند میخهایی کوبیده شدهاند.
هوش مصنوعی: این مکان، محل دین و قوانین الهی است و همچون خانهای برای درمان بیماران به شمار میآید. در اینجا پزشکان و پیامبران علم و عمل را به کار میگیرند تا به درد و رنج بیماران رسیدگی کنند. این عقل و جان انسانهاست که با مشکلات روبهرو میشود.
هوش مصنوعی: اگر به دنیا نگاه کنی و اشارهای به زندگی آیندهات داشته باشی، متوجه میشوی که در واقعیت زندگی، لحظات خوب و بد، هر دو وجود دارند. هر حالتی که به وجود میآید، ممکن است به صورت ناگهانی تغییر کند.
هوش مصنوعی: ای نور افشانی که چهرهات را در پس این پرده پندارها نشان دادی، اگر خودت در میان این موانع نبودید، حقیقت زیباییات را به وضوح نمایان میکردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها
شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان
رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها
تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه
[...]
ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها
دارم من آشفته دل با سوز عشقت کارها
گرچه میان آتشم با داغ درد تو خوشم
عاقل اگرچه میکند بر حال من انکارها
با یادت ای پیمان گسل خالی شد از اغیار دل
[...]
از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها
هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها
از بس فغان و شیونم چنگی ست خم گشته تنم
اشک آمده تا دامنم از هر مژه چون تارها
ره جانب بستان فکن کز شوق تو گل در چمن
[...]
ای از بهار حسن تو بر چهرهام گلزارها
در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها
از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل
چون دوخت نتوان چاک دل زان سوزن و زین تارها
در کلبه غم گر برم آیی نیابی پیکرم
[...]
ای بیتو از خون بسته گل مژگان من بر خارها
خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها
هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا
بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها
خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.