گنجور

 
فیاض لاهیجی

بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها

در راه سیلاب فنا پستند این دیوارها

بار تعلّق پرگران، جانِ بلاکش ناتوان

بر دوش تا کی چون خران خواهی کشید این بارها!

شد نقد عمر از کف روان سودی نه پیدا در میان

یوسف نیارد کاروان هر دم درین بازارها

بر کشت اعمال ای پسر آبی ده از مژگان تر

باشد که روزی بی‌خبر گُل بردمد زین خارها

چرخ و عناصر ای نکو، دیریست بی‌بُن تو بتو

بر فرق ما آخر فرو می‌آید این دیوارها

این برج‌های آسمان هر یک چو کشتی پاره‌دان

وین انجم و این اختران بر وی زده مسمارها

شرعست و دین دارالشفا اینجا طبیبان انبیا

علم و عمل در وی دوا، این عقل و جان بیمارها

دنیا چو داری در نظر عقبا به عکس آن نگر

ادبارها اقبال‌ها، اقبال‌ها ادبارها

فیّاض آن ماه نهان رخسار بنمودی عیان

گر خود نبودی در میان این پردة پندارها

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها

خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها

شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان

رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها

تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه

[...]

حسین خوارزمی

ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها

دارم من آشفته دل با سوز عشقت کارها

گرچه میان آتشم با داغ درد تو خوشم

عاقل اگرچه میکند بر حال من انکارها

با یادت ای پیمان گسل خالی شد از اغیار دل

[...]

جامی

از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها

هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها

از بس فغان و شیونم چنگی ست خم گشته تنم

اشک آمده تا دامنم از هر مژه چون تارها

ره جانب بستان فکن کز شوق تو گل در چمن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
امیرعلیشیر نوایی

ای از بهار حسن تو بر چهره‌ام گلزارها

در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها

از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل

چون دوخت نتوان چاک دل زان سوزن و زین تارها

در کلبه غم گر برم آیی نیابی پیکرم

[...]

اهلی شیرازی

ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها

خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها

هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا

بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها

خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه