تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
از خجالت هر طرف رنگ گلستانی شکست
تاری از زلف کجش زنّار یک عالم دلست
از شکست هر سو مو کافرستانی شکست
خاطرم بر هر چه میآید جراحت میشود
تا کجا سنگ جفایی شیشة جانی شکست
عهد با زنّار زلفی بستهام کز موج کفر
هر طرف در جلوه آمد فوج ایمانی شکست
خون من یارب چه خاصیّت دهد کز هر طرف
بر میان هر کس به قتلم طرف دامانی شکست
دل به محرومی نهادم این کشاکش تا به کی
من همان گیرم که عهدی بست و پیمانی شکست
بوسهای کردم هوس چین بر لب خندان فکند
بشکند تا خاطر ما شکرستانی شکست
پر ز حسرتریزه شد دامن به جای لخت دل
بسکه در دل حسرتم از لعل خندانی شکست
بی تو خون دیده بود و لخت دل فیّاض را
گر دم آبی گرفت و گر لب نانی شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق عشق و فراق صحبت میکند. او از شوق و آرزو برای بوسیدن لب محبوب سخن میگوید، اما بینهایت از ترس و غم به چهرهاش رنگ میبازد. هنگامی که محبوب از او دور میشود، دلش مانند غنچه در غم میشکند. شاعر به تأثیر عمیق این عشق بر روح و جسمش اشاره میکند و حتی اگر وجودش با شکست روبرو شود، باز هم شکرگزاریاش را از دست نمیدهد. در نهایت، او از سختی نگهداری این غم و تأثیر آن بر چهرهاش میگوید.
هوش مصنوعی: هنگامی که نسیم صبحگاهی پرده از چهره زیبا برمیدارد، از شرم، رنگهای گلستان در هر سو به زوال میروند.
هوش مصنوعی: زلف کج او مانند نخی است که دنیایی از دلهره و عشق را به هم متصل کرده است و هر جا موهایش میشکند، دلها مثل کافرستانها پراکنده میشوند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به یادم میآید، باعث درد و زخم میشود. تا کجا میتوانم تحمل کنم در برابر خیانتهایی که روح و جانم را شکسته است؟
هوش مصنوعی: من با زلفی که شبیه زنّار است پیمان بستهام، و از اینرو در میانهی امواج کفر که از هر سو به جلوهگری پرداختهاند، ایمانم متزلزل شده است.
هوش مصنوعی: ای خدای من، خون من چه خاصیتی دارد که باعث میشود در هر گوشه و کنار، هر کسی به خاطر کشته شدن من، دامنش پاره شود؟
هوش مصنوعی: دل را به تلخی های زندگی سپردهام و نمیدانم این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. من در انتظار کسی هستم که وعدهای به من داده و آن را شکسته است.
هوش مصنوعی: یک بوسه به لب خندان او زدم که موجب شادی و دلخوشیام شد، اما این خوشی ممکن است باعث غم و اندوه دیگران شود.
هوش مصنوعی: دامنم از احساس حسرت پر شده است و قلبم به شدت آسیب دیده است؛ چون به خاطر دل شکستگیام از زیبایی یک لبخند، این همه دلتنگی را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: بدون تو، من به شدت در رنج و اندوه بودم و دل مرا که سرشار از عشق و احساس است، بیتاب و خالی کرد. اگر گاهی آبی نوشیدم یا نانی خوردم، این تنها نجاتی گذراست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
ترکتاز غمزه هر سو فوج ایمانی شکست
ملک حسن از شیوه خالی گشت تا گشتم خراب
کافرستانی به هم زد تا مسلمانی شکست
شکر طالع می کنم با آن که از بابم فکند
[...]
زلف یار از جلوه خط پریشانی شکست
از غبار لشکر موران سلیمانی شکست
کشتی ما گرچه از موج خطر صد پاره شد
تخته ای هر پاره اش بر فرق طوفانی شکست
داغ منت چون کلف هرگز نرفت از چهره اش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.