در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
غنچه از بیطاقتی خونابه نوش گل نشست
بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن
نالة بلبل کمینآرای هوش گل نشست
حرف روی دلکشت میگفت بلبل در چمن
این سخن چون گوهر شبنم به گوش گل نشست
هفتة گل زود آخر شد که بلبل بر بهار
آب زد از گریه چندانی که جوش گل نشست
زخم را فیّاض اگر آغوش بگشایی ز هم
در چمن عمری توان حسرتفروش گل نشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسرت و عشق عاشق نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر آن بر دل و جانش را توصیف میکند. از رنگها و جلوههای متفاوتی که به خاطر عشق در وجودش به وجود میآید، سخن میگوید و حالتی از درد و رنج ناشی از جدایی را توصیف میکند. در این شعر، در عین حالی که عشق و زیباییها به تصویر کشیده میشوند، احساس ناامیدی و شکست نیز مشهود است. عشق شاعر نه تنها بر او تأثیر مثبت ندارد، بلکه باعث ایجاد جراحتها و دردهای عمیق نیز شده است.
هوش مصنوعی: در بوستان، شبنم کودکی بر دوش گل نشسته و غنچه به خاطر بیتابیاش، از نوشیدن شیره گل آرامش نیافته است.
هوش مصنوعی: بو و عطر گل قدرتی دارند که میتوانند ذهن را به خود مشغول کنند، اما در میان چمن، صدای دلنواز بلبل همچون تلهای برای جلب توجه و تفکر به زیبایی گل است.
هوش مصنوعی: بلبل در چمن در دل خود رازهایی داشت و آن را به آرامی بیان میکرد. این کلماتش مانند شبنم، که بر روی گلها مینشیند، به گوش گل رسید و زیبایی خاصی به وجود آورد.
هوش مصنوعی: به زودی خوشحالی و زیبایی گلها به پایان رسید، چرا که بلبل از شدت گریه بر بهار، آنچنان آب بر گلها ریخت که گلها پژمرده شدند.
هوش مصنوعی: اگر به زخم دل خود رحم کنی و آن را با آغوشی گرم بپذیری، این امکان وجود دارد که مدت زیادی از عمرت را در حسرت گلهای زیبا سپری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.