چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
رنگ حیا به چهرة محجوب او شکست
دل کرد آرزو که ببوسد لبش به خواب
صد جا ز بیم، رنگِ رخ آرزو شکست
چون گل جگر ز هجر ویم لخت لخت ریخت
دل همچو غنچه در غم او تو بتو شکست
تن خاک گشت و جان به هوای تو پایدار
صد شکر می نریخت اگرچه سبو شکست
فیّاض چون نهان کنم این غم! که بارها
رنگ رخ مرا نگهش رو به رو شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق و عذابی که در عشق به دوست دارد سخن میگوید. او به درماندگی و شرمساری خود و دلش اشاره میکند که به خاطر عشق، در معرض ناز و محبت دوست قرار گرفتهاند. شاعر از بیقراری و نیاز به وصل با دوست میگوید و احساس میکند که برای رسیدن به آن، باید از خودگذشتگی کند. در نهایت، عشق را به عنوان وزنی سنگین میبیند که شرم بیش از حدی را به بار آورده است.
هوش مصنوعی: وقتی که لبها به شکایت آن فرد عصبانی باز شدند، رنگ حیا و خجالت بر چهرهی خانم باوقار او ریخت.
هوش مصنوعی: دل آرزو داشت که در خواب لبش را ببوسد، اما از ترس اینکه مبادا رنگ رخسارش از آرزو بپرد، در صد جا دچار شکست شد.
هوش مصنوعی: شبیه گل، به خاطر جداییام، جگرم تکهتکه شد و دلام مانند غنچهای در غم او نازک و شکست خورده است.
هوش مصنوعی: تن من از خاک ساخته شده و روح من به عشق تو استوار و محکم است. حتی اگر سبو (ظرف) بشکند و شکر (عشق و شکرگزاری) نریزد، من همچنان شکرگزار تو هستم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم این غم را پنهان کنم؟ وقتی که بارها رنگ چهرهام در برابر نگاه او خراب شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتی که دوش گفته ام اندر نماز شب
شعری که قدر جمله اشعار ازو شکست
آن شعر اگر ز منفذ سفل آمدی فرود
زان یافتی نماز تو همچون وضو شکست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.