با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
جادویها کرده زلفش تا دل ما برده است
دشت عمری از لگدکوب جنون آسوده بود
عشق مجنونِ دگر اینک به صحرا برده است
خواهش آغوشِ موجِ فتنه بیتابانه باز
کشتی بیطاقت ما را به دریا برده است
گر به من در حرفی ای ساقی من اینجا نیستم
مدّتی شد تا مرا ذوق تماشا برده است
فتنة بالابلندان بودی اکنون وترا
عشق بالادست ما یکباره بالا برده است
محو دیداریم واعظ از سر ما دور شو
ذوق امروز از دل ما بیم فردا برده است
ای که سیر بیستون داری هوس، زحمت مکش
موج آب تیشة فرهادش از جا برده است
از تصرّفهای حسن شوخ او در حیرتم
خویش را ننموده دل را از کف ما برده است!
میکند دل آرزوی صحبت فیّاض، از آن
کز دم او پی به اعجاز مسیحا برده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه و حس عاشقی است که بر عقل و شعور فرد غلبه کرده است. شاعر احساسات عمیق ناشی از عشق را به تصویر میکشد، اشاره به یادآوری مستان و زیبایی گلها دارد که او را به وجد آورده است. او در مییابد که عشق او را از راستی دور کرده و در عالم عاشقی غرق شده است. همچنین، شاعر به موانع و مشکلاتی که عشق برایش ایجاد کرده، اشاره میکند و میگوید که با یاد دوست، از خود بیخود شده است. در نهایت، او به ناز و غروری که در عشق تجربه کرده و احساسات ترکیبی آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ما ضعیف هستیم، هیچکس نتوانسته ما را از جای خود بلند کند. زلفهای او مانند جادو ما را به خود جذب کرده و دل ما را تسخیر کرده است.
هوش مصنوعی: مدتها دشت به آرامش گذرانده بود و از هیاهوی عشق و جنون بیخبر بود، اما حالا عشق مجنون دیگری او را به دشت کشانده است.
هوش مصنوعی: آغوش پر از هیجان و طغیان دریا به طور بیتابانه کشتی ما را به عمق دریا برده است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر در موردی با من صحبت میکنی، باید بگویم که من اینجا نیستم. مدتی است که شوق تماشای زیباییها مرا از اینجا دور کرده است.
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به این که در گذشته، مشکلات و فتنهها و چالشها بر سر راه فرد وجود داشته است، اما اکنون به خاطر عشق، او به سطح بالاتری از شادی و رضایت رسیده است و این عشق او را به یک موقعیت خوب و باارزش رسانده است.
هوش مصنوعی: ما در حال غرق شدن در دیدار هستیم، ای واعظ! از ما دور شو. لذت امروز، نگرانی فردا را از دل ما گرفته است.
هوش مصنوعی: ای کسی که اشتیاق سفر به بیستون را در سر داری، خود را به زحمت نینداز، زیرا آب تیشۀ فرهاد از جای خود حرکت کرده است.
هوش مصنوعی: شیطنتهای دلربای او مرا به حیرت واداشته و به طوری که حتی نتوانستهام خویش را در کنترل داشته باشم، دل مرا از دستم خارج کرده است!
هوش مصنوعی: دل به شدت تمایل دارد تا با شخصی بخشنده و سخاوتمند صحبت کند، چرا که از نیروی وجود او به اعجاز و شگفتیهای مسیحایی پی برده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
خاکساری بین که کارم را چه بالا برده است
نیست در دستم عنان اختیاری همچو موج
گریه ام گاهی به صحرا گه به دریا برده است
هرزه گردی کی غبار از خاطر ما می برد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.