باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
یاد مستی رخنه در ملک شعور آورده است
نالة بلبل سرودی یاد مستان داده است
بوی گل دیوانة ما را به شور آورده است
من کجا و دست گل چیدن کجا ای باغبان
نالة بلبل مرا اینجا به زور آورده است
عشق با من در ازل میکرد تقریر غمت
سیل، خاشاک مرا از راه دور آورده است
عشق را چندین هزاران دیدة دیدار هست
عقل در بزم تماشا چشم کور آورده است
چهرة بت آتش موسی است گویی پیر دیر
سنگ این بتخانه را از کوه طور آورده است
تا زیاد خویش رفتم پُر شدم از یاد دوست
بیخودی ظلمت ز خاطر برده، نور آورده است
پیش ازین با ما نگاهش این گرانیها نداشت
تا که بازش بر سر ناز و غرور آورده است؟
داده تا با خود قرار همنشینیهای غیر
زورها فیّاض بر طبع غیور قرار آورده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از حالت شکفتن و سرزندگی گلها و غنچهها سخن میگوید و به توبه و پشیمانی دل اشاره میکند. حتی پیالهی سرخ رنگی که اشاره به میخانه دارد، نمادی از نشاط و جوانی است. در عین حال، شعر به غم و درد دل نیز میپردازد و نشان میدهد که این احساسات، ناشی از غرور و نازکی دل است. در نهایت، شاعر به بزم یار اشاره میکند و از عشق و محبت سخن میگوید که میتواند بر همه موانع غلبه کند.
هوش مصنوعی: عشق دوباره بر عقل چیره شده و باعث شده است که حالت مستی و شیدایی در آگاهی و هوش نفوذ کند.
هوش مصنوعی: صدای بلبل آهنگی را به یاد نوشیدنیها و جشنها سروده است و عطر گل، ما را به شدت شاد و هیجانزده کرده است.
هوش مصنوعی: من از کجا که به باغ بیایم و گل بچینم؟ ای باغبان، بلبل دردمند مرا به اینجا کشانده است.
هوش مصنوعی: عشق از همان ابتدا غم را برای من توضیح میداد و حالا این غم مانند سیلی آمده که مرا از راه دور به خود کشانده است.
هوش مصنوعی: عشق را هزاران چشم برای تماشای وجود دارد، اما عقل در این میهمانی بیناییاش را از دست داده است و نمیتواند درست ببیند.
هوش مصنوعی: چهرهی این بت به گونهای است که انگار آتش موسی در آن درخشان است. گویی این پیر، سنگهای این معبد را از کوه طور آورده است.
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به درون خود فرو رفتم، یاد دوست در دلم پررنگتر شد. این گمگشتگی که از تفکر در خود داشتم، مرا از ظلمت دور کرده و به نور و روشنی رسانده است.
هوش مصنوعی: پیش از این، نگاه او بر ما اینقدر سنگین و پر از حرمت نبود، تا اینکه دوباره به خاطر ناز و خودخواهیاش به این حالت درآمده است.
هوش مصنوعی: او به من گفته است که با دیگران نشست و برخاست کنم، چرا که ذات بخشندهام به من اجازه میدهد با طبعی جسور به این کار ادامه دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نالهٔ ما شیوهها امشب به بر آورده است
نخل ماتم نوحهٔ چندی ثمر آورده است
آبیار ریشهٔ حسرت خیال لعل کیست
هر مژه صد خوشه سامانگهر آورده است
ای محیط عشق بر کم ظرفی دل رحمتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.