بیا ای صبح نوروزی، نظر کن منظر ما را
ز دامان «مدا» بنگر فضایی بس مصفا را
ز نور تازه خورشید، فرش سرخ دریا را
عمارت «قزل طورپاق» از این پرتو مطلا را
همه باغات تازه سبز در اطراف آنجا را
«قز» و آن تل در آب شگفت آر معما را
درختان را شکوفه، زیورین کرده سراپا را
کشیده زان میان سروی، به هرسو راست بالا را
که ما را میدهد یادی، ز اندام تو دلدارا
نسیمی میوزد میان سروی، به هرسو راست بالا را
که ما را میدهد یادی، ز اندام تو دلدارا
نسیمی میوزد خوش، تازه سازد، روح دنیا را
بهارانه دهد بر ما، نوید مرگ سرما را
چه سان تشریح سازم، انبساط حال حالا را
بهشت است این فضا گویی، ندیدم ارچه آنجا را
طلوع شمس، به به! بین چه حالت داده دنیا را؟
مشعشع کرده هر جسم لطیف صیقلآسا را!
به دست نور خود بنهاده زرین تاج تلها را:
درخشان کرده دریا را، زرافشان کرده صحرا را
طبیعت گوییا خندد: چون بیند وضع حالا را
فرابگرفته بانگ قهقهش، این دشت زیبا را
نگارینا! بیا بشمر غنیمت، این تماشا را
که عالم را چنین خرم نمیبینی به هرروزی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر زیبا، شاعر از زیباییهای بهار و نوروز سخن میگوید. او از صبح نوروزی و مناظر دلانگیز آن یاد میکند و به طراوات و تازگی طبیعت اشاره دارد. شاعر وصف میکند که چگونه نور خورشید، دریا و باغها را زیبا کرده و درختان شکوفه زدهاند. او نسیم ملایمی را توصیف میکند که یادآور محبوبش است و این حس شادابی و جوانی را به او القا میکند. همچنین، شاعر به حالت خوشایند بهشتمانند این فضا اشاره میکند که در آن همه چیز سرزنده و درخشان است و زیباییهای آن را با شور و شوق توصیف میکند. در پایان، او دعوت میکند تا از این نعمتها و زیباییها بهرهبرداری کنیم، چرا که هر روزی به این خرمی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: بیا ای صبح نوروزی، به زیباییهای ما نگاه کن و از دامن گلها فضایی بسیار پاک و دلانگیز را ببین.
هوش مصنوعی: با تابش تازه خورشید، فرش سرخ دریا زیر نور زنده و درخشان شده است.
هوش مصنوعی: تمام باغهای سرسبز اطراف آنجا را چون قزوین مینامند و آن تپه را در آب، معمایی شگفتانگیز میدانند.
هوش مصنوعی: درختان به شکوفه نشستهاند و زیبایی خاصی به همه جا بخشیدهاند. در میان این درختان، سروی قد برافراشته که زیباییاش را به اطراف میپراکند.
هوش مصنوعی: نسیمی از اندام محبوب ما را به یاد میآورد و درختی به زیبایی او در هر سو به سمت بالا قد کشیده است.
هوش مصنوعی: نسیمی خوش از یاد تو به یادمان میآید و روح دنیا را تازه میکند.
هوش مصنوعی: بهار به ما خبر از پایان سرما میدهد، حالا چگونه میتوانم احساس شادی و آرامش را به تصویر بکشم؟
هوش مصنوعی: این فضا مانند بهشت است و من هرگز طلوع خورشید در آنجا را ندیدهام. وای! چه حالتی به دنیا داده است!
هوش مصنوعی: هر جسم لطیف و زیبا را با درخشندگی خود روشن کرده و بر فراز تپهها، تاجی زرین به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: دریا را درخشان کرده و صحرا را زیبا و پر از گل و گیاه کرده است. به نظر میرسد طبیعت وقتی این وضعیت را میبیند، لبخند میزند و شاد است.
هوش مصنوعی: صدای خندهاش تمام این دشت زیبا را در بر گرفته است، ای زیبای من! بیا و این مناظر را به عنوان یک نعمت بشمار.
هوش مصنوعی: در هر روزی نمیتوانی جهان را اینقدر شاداب و سرزنده ببینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زر افشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
برآرید آن فریدون فر درفش چرخ بالا را
زمین از سنبل و سوسن شده پر عنبر سارا
ز گلنار و گل و خیری شده یاقوت گون خارا
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را
خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را
ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را
نظام تو کرده روان ایوان خضرا را
کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را
[...]
ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
منم ای برق رام تو برای صید و دام تو
گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره
[...]
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.