در هفت آسمانم الا یک ستاره نیست
نامی ز من به پرسنل این اداره نیست
بی اعتنا به هیئت کابینه فلک
گردیدهام، که پارتیام یک ستاره نیست
بر بی شمار مِهر فلک، پشت پا زدم
خصم چو من فلک زدهای را شماره نیست!
عار آیدم من ار به فلک اعتنا کنم
از من به چرخ، جز به حقارت نظاره نیست
کشتی ما فتاده به گرداب، ای خدا!
یک ناخدا که تا بردش بر کناره نیست!
بیچاره نیستم من و در فکر چارهام
بیچاره آن کسیست که در فکر چاره نیست
من طفل انقلابم و جز در دهان من
پستان خون دایه این گاهواره نیست
ای گول شیخ خورده، قضا و قدر مطیع
بر طاق و جفت و خوب و بد استخاره نیست
احوال من نموده دل سنگ خاره آب
آخر دل تو سنگتر از سنگ خاره نیست؟
من عاشقم، گواه من این قلب چاک چاک
در دست من، جز این سند پاره پاره نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس تنهایی و سرخوردگی خود را بیان میکند. او از عدم توجه دنیای بیرون و بیاعتنایی به خود صحبت میکند و به وضعیت ناامیدکنندهاش در زندگی اشاره دارد. کشتی او در گرداب مشکلات افتاده و هیچ ناخدایی برای هدایت آن وجود ندارد. شاعر به تضادهای زندگی و یأس از امیدهای بیپایه اشاره میکند و در نهایت عشقش را با قلبی زخمخورده ابراز میکند، که نشاندهنده حساسیت و درد درونی اوست. او در این شعر، ناتوانی خود را در برابر قضا و قدر و شرایط دشوار زندگی بیان میکند.
هوش مصنوعی: در آسمانهای بیپایان، حتی یک ستاره هم نیست که مرا به یاد آورد؛ در این دنیای بزرگ، هیچ نشانی از من در میان مردم این اداره وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من توجهی به ساختار و تشکیلات آسمانی ندارم، چرا که من تنها یک ستاره کوچک نیستم که تحت تاثیر آنها قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: به خاطر محبتهای بیپایان آسمان، به دشمنی مثل خودم که بدبختی در برابرش بیشمار است، هیچ اهمیتی نمیدهم.
هوش مصنوعی: من اگر به آسمان توجه کنم، باعث خجلتی برای خودم میشود؛ زیرا از نگاه من به دنیای بالا، چیزی جز بیارزشی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: کشتی ما در گرداب افتاده است، خدایا! یک ناخدا بر بالای آن نیست تا ما را به ساحل برساند!
هوش مصنوعی: من حال خوبی دارم و به دنبال راهحلهایم، اما آن کسی که در فکر پیدا کردن راهکار نیست، واقعاً بیچاره است.
هوش مصنوعی: من فرزند انقلاب هستم و تنها چیزی که برای من وجود دارد، شیر مادری است که از خونش برای من فراهم شده و در این گاهواره به من زندگی میدهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به حرفهای شیخ اعتماد کردهای، بدان که سرنوشت و تقدیر زیر فرمان نیست و روی استخاره نباید حساب کرد، چه خوب و چه بد.
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که دل سنگی تو هم نمیتواند به من رحم کند. آیا نمیبینی که دل تو از آن سنگهای سخت نیز بیرحمتر است؟
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و دلیلی برای این ادعا وجود دارد: قلبم که به شدت آسیب دیده و در دستانم قرار دارد، هیچ مدرکی بهتر از این نیست که احساساتم را ثابت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دل نیست کز غم تو دگر پارهپاره نیست
وین کار صعب را به جز از صبر چاره نیست؟
ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست
چندان ز درد عشق تو خونم ز دیده رفت
کز اشک دیده بر سر کویم گذاره نیست
جانا به حال زار منت کی شود نظر
[...]
راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند، چاره نیست
هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست
ما را ز منعِ عقل مترسان و می بیار
[...]
در میکده صلاح و ورع در شماره نیست
آنجا جز آنکه باده بنوشند چاره نیست
حال مآل دردکشان گرچه شد نهان
احوال اهل صومعه هم آشکاره نیست
شد این کنار بحر سرشکم کنار من
[...]
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
اینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست
در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزن
کاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست
از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.