گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۵

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی

مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد

که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داریوش نوشته:

بیت ۶ مصرع اول به نظر می آید “به کدام مذهب است این” صحیح باشد

پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح لازم انجام شد.

کامیار نوشته:

بیت اول=گل باغ اشنایی
بیت هفتم =که برون چه کرده ایی تو که درون خانه هایی
بیت اخر =که یکی صدا در امد که درا درا عراقی که تو هم از ان مایی

پاسخ: با تشکر از شما، به نظر می‌رسد موارد اشاره شده همگی از تفاوت نسخه‌ها ناشی می‌شود و هیچکدام غلط نیستند. برای یکدست ماندن نقل گنجور، نقل منبع اصلی را دست نزدیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان راهنما برای علاقمندان باقی گذاردیم.

روح اله شهریاری نوشته:

با سلام
بیت هفتم : که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
بیت آخر : در دیر زدم من که نوا ز در درآمد

پاسخ: با تشکر، به نظر می‌رسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخه‌ها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم.

بابک نوشته:

بیت اول مصرع دوم:
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنائی

پاسخ: با تشکر، به نظر می‌رسد تفاوتها مربوط به تفاوت نسخه‌ها باشد، جهت جلوگیری از اختلاط نسخ متن را تغییر ندادیم و حاشیه‌ی شما را به عنوان جایگزین نگاه داشتیم

A.SArjmand نوشته:

تصور می کنم کامیار و داریوش استناد به متن آواز استاد شجریان میکنند که گل خیر آشنایی دچار تحریف آوایی شده است.

محمد رضا نوشته:

با سالام، من این بیت را در کتاب “خوشه ها” از خانم طیبه “الهی” قمشه ای که ذیل این غزل از عراقی آمده است دیده ام، که در نسخه شما نیست:
ز فراق چون ننالم، من دل شکسته چون نی؟ که بسوخت بند بندم ز حرارت جدائی

سرافرازی نوشته:

بیت اول مصرع ۱ به غمت صحیح است مصرع ۲ گل باغ اشنایی درست است بیت۶ به کدام مذهب است این به کدام مسلک است این درست است بیت ۹ دردیر می زدم دوش درست است مصرع دیگرش که درادراعراقی که توهم از ان مایی

پاسخ: با تشکر، پیشنهادها احتمالاً حاصل نقل از نسخه‌های بدل است، در حاشیه نگه داشته می‌شود.

شایق نوشته:

با عرض سلام،
یک مصرع دیگر است، فکر میکنم اون هم شامل این غزل باشد>>
شرف است اینکه بوسم قدم ملازمانت


پاسخ: با دیوان عراقی چاپ انتشارات نگاه مقایسه شد، همین ۹ بیت ثبت شده و بیت دیگری ندارد.

دکتر عجم نوشته:

م‍ژه های چشم شوخش به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چمد آهوی ختایی

مقدم نوشته:

سلام
بیت اول به نظر این شکلی صحیح است :

« ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل باغ آشنایی»

ممنون

شهباز نوشته:

با سلام بیت اخر بنظر میرسد که بدین صورت باشد در دیر میزدم من که ندا ز در در امد که درا درا عراقی که تو هم از ان مایی

امیر نوشته:

مژ(ه) گان و چشم “شوخت” یه نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

- از آنجا که در دو بیت قبل از این بیت نیز معشوق به عنوان دوم شخص مفرد خطاب قرار گرفته است “شوخت” به جای “یارم” صحیح تر به نظر می رسد
- تفاوت بین “مژه ها” و “مژگان” احتمالاً تفاوت بیا نسخ است

mahdi نوشته:

سلام
به نظر میرسد که عراقی این شعر را بعداز ماجرای خواستگاری از دختر استادش سروده است . که در ابتدا جواب منفی شنید و مصراع ” که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی ” جواب اولیه استادش بوده.وپس از تهدید عراقی یعنی مصراع “در دیر میزدم من” استادش به او جواب مثبت ” که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی” را داد.

فرهاد نوشته:

با سلام این شعر و به خصوص بیت ششم به این حدیث قدسی تلمیح دارد:
قال الله تعالی :

مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی

وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی

وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ

وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن عَلَیّ دیَتَهُ

فاَنَا دیَتَهُ
کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد
و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود
و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش
و کسی که من او را کشتم ، دیه او بر من است .و کسی که دیه او بر من است
من دیه او هستم .

قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی نوشته:

با عرض ادب و احترام
در بیت آخر که اشاره به در آمدن یکی از در دیر شده باید عرض کنم که این مطلب با نسخ اصلی کاملأ مناقات داشته و اصولأ با نگرش به حال و هوای عرفانی شاعر و شعر چنین مطلبی صحت ندارد و صحیح ترین مورد که در بعضی نسخ مراعات
شده نمونه زیر میتواند باشد :
در دیر میزدم من که ندا ز دیر در آمد که درآ……

یاشار رضازاده نوشته:

در بیت ششم، بنظرم با توجه به اول مصراع که سخن از مذهب میباشد، باید بقیه مطلب به شکل زیر باشد: به کدام قبلت است این؟ که اشاره به دین دارد. مذهب و دین، زیرا در آن زمان فکر نمیکنم بحث ملت معتبر باشد.

جواداقا نوشته:

سلام
درببت‏ ‏اول‏ ‏گل‏ اباغ‏ ‏اشنای‏ ‏درست‏ ‏به‏ ‏نظر‏ ‏می‏ ‏رسد‏ ‏لطفا‏ ‏اصلاح‏ ‏شود

علیرضا نوشته:

سلام
به نظر می رسد این بیت زیر هم مربوط به این شعر عراقی است که از قلم افتاده است :

ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی

که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی

محمدحقایقی مقدم نوشته:

بیت۷مصرع۲: بنظر: که تو دربرون چه کردی که درون خانه آیی. صحیح است.
بیت آخر: دردیر میزدم من که ندا زدر در آمد/ که درآ درآ عراقی که تو هم ازآن مایی. صحیح است

شهرام نوشته:

بیت اول:

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل باغ آشنایی

به این صورت صحیح است لطفا تصحیح فرمایید

نیلوفر محقق نوشته:

استادی در دبیرستان داشتم که خدایش حفظ کند ایشان دو بیت اول را اینگونه برای ما خواندند
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی
که بتان فرو گذارند اساس خود نمایی
شده انتظارم از حد چه شود ز در درایی

کیوان نوشته:

ابیاتی که نیلوفر عزیز نوشته اند از هاتف تضمینی بر غزل عراقی است با مضمون ذیل:
مه من نقاب بگشا، ز جمال کبریایی
که بتان فروگذارند، اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟
«ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ جز این نباشد، گل باغ آشنایی»

چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم
ره حسن وعشق یکسر، به نیاز و ناز دیدم
زجهانیان گروهی، به رَه ٍ مجاز دیدم
« به قمارخانه رفتم، همه پاک‌باز دیدم

چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی»

ز حدوث پاک گشتم، به قدَم رَهَم ندادند
ز وجود هم گذشتم، به عدم رهم ندادند
به کنشت سجده بردم، به صنم رهم ندادند
« به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی»

محسن هندسی نوشته:

دربیت سوم واژه مژه ها درست نیست و صحیح آن (سر زلف وچشم مستت به نظر چنان نماید )میباشد زیرا در مصراع دوما( سر زلف) را به سنبلستان تشبیه نموده است که در بین شاعران رایج بوده وهست اما در جائی دیده نشده که شاعر توانا وبزرگی مژگان را به سنبل تشبیه نماید:

ناشناس نوشته:

با سلام وتشکر بنظرمی رسددربیت پنجم بجای “سربرگ گل” ندارم - “سربرگ وگل” ندارم صحیح باشد.

شمس الحق نوشته:

ناشناس عزیز درود بر شما
ترکیب برگ و گل را حد اقل حقیر هرگز در جایی ندیده است و همان برگِ گل صحیح است . حافظ هم می فرماید :
رخ بر افروز که فارع کنی از برگِ گلم

ساغر ۲٫۵ منتشر شد!