گنجور

 
ابن یمین

بچنگ شیر تن خویش را رها کردن

ز مار و افعی در بادیه عصا کردن

شراب ساختن از زهر قاتل و ز حمیم

ز تف تیره و آب سیه غذا کردن

بنوک هر مژه آتش کشیدن از دوزخ

میان خون دل خویشتن شنا کردن

کشیدن همه آسانترست بر عاقل

از آنکه خدمت بد اصل ناسزا کردن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال‌الدین اسماعیل

اثیرالدین را رسمست بر زبان قلم

پیام روح قدس دم بدم ادا کردن

بنوک کلک گهر را جگر همی سفتن

بگام صیت مجارات با صبا کردن

چرا زتیغ زبانت گهر همی بارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال‌الدین اسماعیل
نظیری نیشابوری

گهر فروش شناسد ز در بها کردن

که مزد من نتواند کسی ادا کردن

سخن چو مزد سخن هست گو نوال مباش

ز گنج جایزه به دخل آشنا کردن

شد از کسوف کرم تیره آن چنان ایام

[...]

صائب تبریزی

خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن

به خواب، مخمل بی درد را رها کردن

درین ریاض، سرانجام بال پروازست

چو غنچه پیرهن خویش را قبا کردن

چه عقده وا کند از دل جهان پست مرا؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه