فریاد از اینجهان که خردمند را ازو
بهره بجز نوایب و حرمان نمیرسد
دانا بمانده در غم تدبیر روزیش
یکذره غم بخاطر نادان نمیرسد
جاهل بمسند اندرو عالم برون در
جوید کلید و راه بدربان نمیرسد
جاهل بمسند اندر و عالم برون در
جوید کلید و راه بدربان نمیرسد
جهال در تنعم و ارباب فضل را
با صد هزار غصه یکی نان نمیرسد
اینکارها بحکمت یزدان مقدرست
کس در رموز حکمت یزدان نمیرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نکوهش وضعیت انسانها در جامعه پرداخته است و بیان میکند که خردمندان در رنج و فقر به سر میبرند، در حالی که جاهلان در مقامهای بالا قرار دارند و به دنبال راههای نادرست هستند. داناها باوجود تلاشهایشان، به حقایق و نعمتهای واقعی دست نمییابند و تنها با غم و اندوه زندگی میکنند. همچنین، اشاره به این دارد که همه این شرایط به اراده و حکمت الهی وابسته است و هیچکس نمیتواند به طور کامل به رموز این حکمت پی ببرد.
هوش مصنوعی: این دنیا به قدری دردناک است که انسان دانشمند و آگاه جز از ناامیدی و فقدان چیزی به دست نمیآورد.
هوش مصنوعی: عاقل همچنان در فکر تأمین روزی خود است و به خاطر نادانی دیگران، ناراحت نمیشود.
هوش مصنوعی: جهل و نادانی باعث میشود که کسی که در مقام و موقعیت بالایی قرار دارد، به حقیقت علم و دانش دست نیابد. فرد عالم و دانا در تلاش است تا کلید و راهی برای درک عمیقتر از مسائل پیدا کند، اما نادانی او را به جایی نخواهد رساند و به درک درست و واقعی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: نادان در مقام و جایگاه خود به سر میبرد و عالم در بیرون از آن به دنبال کلید و راهی است، اما به دربان نمیرسد.
هوش مصنوعی: نادانان در خوشی و راحتی به سر میبرند، اما فرزندان فضل و علم با وجود تمام زحمتها و غصهها، حتی برای یک نان ناقابل هم به زحمت میافتند.
هوش مصنوعی: این کارها به حکمت خداوند تعیین شده است و هیچکس به رازهای آن حکمت پی نخواهد برد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاها، به پایگاه تو کیوان نمیرسد
در ساحت تو گنبد گردان نمیرسد
جایی رسیدهای به معالی و مرتبت
کآنجا به جَهْدْ فکرت انسان نمیرسد
آن میرسد به روضهٔ آمال از کفت
[...]
دردم فزود و دست به درمان نمیرسد
صبرم رسید و هجر به پایان نمیرسد
در ظلمت نیاز بجهد سکندری
خضر طرب به چشمهٔ حیوان نمیرسد
برخوان از آنکه طعمهٔ جانست هیچ تن
[...]
افسوس دست من که به کیوان نمیرسد
آوخ که دور چرخ به پایان نمیرسد
بر من نماند هیچ ملالی و محنتی
کز جور دور گنبد گردان نمیرسد
بادا شکسته چنبر گردون دون ازانک
[...]
جان در مقام عشق به جانان نمیرسد
دل در بلای درد به درمان نمیرسد
درمان دل وصال و جمال است و این دو چیز
دشوار مینماید و آسان نمیرسد
ذوقی که هست جمله در آن حضرت است نقد
[...]
آلوده شد بحرص درم جان عالمان
وین خواری از گزاف بدیشان نمیرسد
دردا و حسرتا که بپایان برسد عمر
وین حرص مرد ریگ بپایان نمیرسد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.